خلاصه داستان: پس از ترور یک بازیکن فوتبال آمریکایی، جو هالنک (بروس ویلیس)، کارآگاه خصوصی خوشگذران و بدهکار، توسط دوست دختر مقتول استخدام میشود تا پرونده را بررسی کند. او به زودی درمییابد که این قتلها تنها بخشی از یک توطئه بزرگتر برای دستکاری در نتایج بازیها هستند و خود او نیز هدف قرار گرفته است. در این میان، جو با نایت هاک (دامون وینیز)، محافظ امنیتی تیم که به تازگی از کار اخراج شده، متحد میشود تا با همکاری یکدیگر، جلوی این فساد گسترده را بگیرند و از جان خود محافظت کنند.
خلاصه داستان: پادشاهی، یک فیلم سینمایی محصول سال 2007، داستان یک تیم ویژه از مأموران افبیآی را به رهبری رونالد فلی را روایت میکند که برای تحقیق درباره یک حمله تروریستی در عربستان سعودی اعزام میشوند. آنها در محیطی پرتنش و خصمانه، با موانع فرهنگی و سیاسی روبرو میشوند و تلاش میکنند تا عاملان این جنایت را شناسایی و دستگیر کنند، در حالی که باید با یک مأمور محلی همکاری کنند تا به حقیقت دست یابند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «بازی قاتل» دربارهٔ جو، یک قاتل حرفهای است که وقتی متوجه میشود دچار یک بیماری لاعلاج شده، تصمیم میگیرد به زندگی خود پایان دهد. اما برای اینکه مطمئن شود کارش درست انجام میشود، یک قاتل دیگر را استخدام میکند تا او را بکشد. با این حال، وقتی خبر میرسد که تشخیص پزشکی اشتباه بوده و او سالم است، جو باید برای نجات جان خود و معشوقهاش در برابر قاتلی که خودش استخدام کرده، بجنگد.
خلاصه داستان: فیلم «قاتل» (The Killer) داستان یک قاتل حرفهای و بیرحم را روایت میکند که در طی یک مأموریت در پاریس، بهطور تصادفی شاهدی را به قتل میرساند و این اتفاق باعث آغاز یک سلسله تعقیب و گریز مرگبار میشود. او که به شدت تحت فشار قرار گرفته، برای نجات جان خود و جلوگیری از افشای هویتش، باید با دشمنان قدرتمند و متحدان سابقش وارد جنگ شود و در این مسیر، مهارتهای مرگبار خود را به کار میگیرد.
خلاصه داستان: در فیلم «راه سخت» (The Hard Way)، نیکلاس کیج در نقش یک مامور مخفی سابق به نام «مایکل» ظاهر میشود که برای نجات جان برادرزادهاش که توسط یک کارتل مواد مخدر در مکزیک گروگان گرفته شده، دوباره وارد عمل میشود. او باید با کمک یک مامور سازمان سیا به نام «ویکتور»، توطئههای پیچیده و خطرناکی را کشف کند و با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم کند تا به هدف خود برسد.
خلاصه داستان: در سال 1986، یک کودک با قدرتهای معنوی منحصر به فرد به عنوان «کودک طلایی» در یک روستای دورافتاده در نپال متولد میشود. این کودک که تصور میشود ناجی مردمش خواهد بود، توسط یک جادوگر شیطانی به نام سومپونگ دزدیده میشود. در همین حال، یک مامور ماجراجو و خوششانس به نام چندلر جارل، توسط یک زن اسرارآمیز به نام کیلی برای نجات این کودک استخدام میشود. چندلر که اکنون با نیروهای تاریکی و موانع ماوراءالطبیعه روبرو شده است، باید با مهارتهای خاص خود و کمک کیلی، کودک طلایی را از دست سومپونگ نجات دهد.
خلاصه داستان: The Ghazi Attack یک فیلم زیردریایی جنگی هندی-تامیلی محصول سال 2017 است که داستان واقعی غرق شدن ناو پاکستانی PNS Ghazi در طول جنگ 1971 هند و پاکستان را روایت میکند. این فیلم که به کارگردانی سانیل کومار ساخته شده، داستان تلاش ناوگان هند برای محافظت از بندر ویساکاپاتنام و نبرد مخفیانه زیردریاییهای دو کشور را به تصویر میکشد و با بازی رانا داگوباتی، کایانو ریو و آتول کولکارنی در نقشهای اصلی، تنش و حماسه دریایی را در تاریخ هند به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «فراری» داستان دکتر ریچارد کیمبل را روایت میکند که به اشتباه متهم به قتل همسرش شده و از زندان فرار میکند. او برای اثبات بیگناهی خود به دنبال مردی با دست مصنوعی میگردد، در حالی که مأمور سرسختی به نام ساموئل گرارد او را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: فیلم «مبارز» (The Fighter) داستان واقعی مبارز مشتزنی به نام میکی وارد (با بازی مارک والبرگ) را روایت میکند که در سایه برادر ناتنیاش، دیکی اکلند (با بازی کریستین بیل)، که زمانی قهرمان مشتزنی بود و اکنون به مواد مخدر اعتیاد دارد، تلاش میکند تا به قهرمانی جهان دست یابد. میکی در این مسیر پر فراز و نشیب با چالشهای خانوادگی، اعتیاد برادر و فشارهای روانی دست و پنجه نرم میکند و در نهایت با حمایت نامزد جدیدش و تلاش خود، موفق به کسب عنوان قهرمانی میشود.
خلاصه داستان: فیلم «اگر» (If) داستان دختری جوان به نام وایتی را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، با پدرش که یک جراح مغز و اعصاب است، در یک آپارتمان زندگی میکند. وایتی در دنیایی از افکار و خیالات خود غرق شده و با مشکلاتی نظیر بیخوابی و اضطراب دست و پنجه نرم میکند. او در این مسیر با دوستان خیالیاش که موجوداتی کارتونی هستند، ارتباط برقرار میکند و سعی در درک و پذیرش احساساتش دارد. در این میان، او با پسری به نام کانر که او نیز با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم میکند، آشنا میشود و این آشنایی به او کمک میکند تا با واقعیتهای زندگی و غم از دست دادن عزیزان کنار بیاید.