خلاصه داستان: فیلم «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی سم ریمی و نویسندگی مایکل والدرون است که دومین فیلم از سری دکتر استرنج و بخشی از دنیای سینمایی مارول (MCU) است. داستان درباره دکتر استفن استرنج (بندیکت کامبربچ)، جادوگر اعظم، است که پس از اتفاقات «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» با عواقب باز کردن چندجهانی دستوپنجه نرم میکند. او با واندا ماکسیموف/اسکارلت ویچ (الیزابت اولسن)، که به دلیل از دست دادن فرزندانش در «وانداویژن» در جستجوی نسخهای از آنها در چندجهان است، درگیر میشود. استرنج با کمک وانگ (بندیکت وانگ)، جادوگر اعظم کامار-تاج، و آمریكا چاوز (خوچیتل گومز)، دختری با توانایی سفر بین جهانها، به دنبال متوقف کردن وانداست که تحت تأثیر کتاب داركهولد دیوانه شده است. داستان با صحنههایی مانند نبرد با موجودات چندجهانی مانند گارگانتوس، سفر به زمین-۸۳۸ با حضور ایلومیناتی (شامل پروفسور ایکس با بازی پاتریک استوارت و رید ریچاردز با بازی جان کرازینسکی)، و رویارویی با نسخههای دیگر استرنج، به موضوعات فداکاری، خیر و شر، و پذیرش واقعیت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، شخصیتپردازی ناکافی برای چاوز، و جلوههای ویژه بیشازحد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۷۴٪ در Rotten Tomatoes). کارگردانی ریمی، بازیهای کامبربچ و اولسن، موسیقی دنی الفمن، و سبک ترسناک تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی شتابزده نقد شدند. فیلم با بودجه ۲۰۰ میلیون دلار ساخته شد و ۹۵۵.۸ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «کد نیم بانشی» یک تریلر اکشن آمریکایی به کارگردانی جان کییز و نویسندگی متیو راجرز است که در ۱ ژوئیه ۲۰۲۲ در سینماها و بهصورت آنلاین منتشر شد. داستان درباره کالب (آنتونیو باندراس)، قاتل سابق دولتی که مخفیانه زندگی میکند، است که پس از آنکه شاگردش، دلایلا ملقب به بانشی (جیمی کینگ)، متوجه جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای سر او میشود، دوباره ظاهر میشود. بانشی، که پس از مرگ پدرش در ماموریتی به دست آنتونی گرین (تامی فلاناگان)، مزدور بیرحم، به قاتل قراردادی تبدیل شده، برای محافظت از کالب و کشف حقیقت با او متحد میشود. کالب که تحت نام مستعار صاحب میخانهای به نام Old Well Tavern در Simsbury، کانکتیکات، زندگی میکند، رازی درباره خانوادهاش، از جمله دختر ۱۸ سالهاش هیلی (کاترین دیویس)، فاش میکند. داستان با صحنههایی مانند نفوذ بانشی با دو اسلحه به یک هتل برای ترور یک نماینده کنگره، نبردهای تنبهتن در خانه کالب، و استفاده از نارنجک توسط هیلی، به موضوعات انتقام، خیانت و اتحاد میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه کلیشهای، کارگردانی ضعیف، ویرایش آشوبناک، استفاده از جلوههای ویژه ضعیف مانند خون CGI، و فقدان عمق در شخصیتها، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی باندراس و کینگ، صحنههای اولیه اکشن و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی، فیلمبرداری تیره و کمبود خلاقیت نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و تنها ۱۷۳,۰۱۹ دلار فروش جهانی داشت
خلاصه داستان: فیلم «کلین» یک درام-اکشن-جنایی به کارگردانی پل سولت و با بازی آدرین برودی (که همچنین نویسنده و تهیهکننده است) در شهر یوتیکا، نیویورک رخ میدهد. کلین (آدرین برودی)، راننده کامیون زبالهای است که گذشتهای خشن بهعنوان قاتل ملقب به «دروگر مرگ» دارد و پس از مرگ دخترش و اعتیاد به مواد مخدر، به دنبال رستگاری است. او شبها زبالهها را جمعآوری میکند، قطعات قابلاستفاده را بازسازی کرده و به مغازه دستدومفروشی RZA میفروشد، و بهطور مخفیانه محله را تمیز میکند. وقتی کلین به دیاندا (چندلر دوپونت)،少女نوجوانی که یادآور دختر ازدسترفتهاش است، کمک میکند و او را به مدرسه میرساند، توجه مایکل (گلن فلشلر)، رئیس جنایتکار محلی که در قاچاق مواد مخدر فعالیت دارد، را جلب میکند. پس از آنکه کلین دیاندا را از دست پسر مایکل، مایکی (ریچی مریت)، و دوستانش که قصد آزار او را داشتند نجات میدهد، مایکل دستور قتل دیاندا و مادربزرگش اتل (میشل ویلسون) را میدهد و کلین را هدف قرار میدهد. داستان با صحنههایی مانند ضربوشتم با آچار، فلشبکهای استیلزه از گذشته کلین، و نبرد نهایی خونین با تبر و سلاحهای دستساز، به موضوعات رستگاری، خشونت و محافظت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، روایت بیشازحد (مانند «نمیتوانم گذشتهام را بشویم»)، و ریتم کند در نیمه اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی برودی، فضای تاریک نوآر و موسیقی متن (ساخته خود برودی) تحسین شدند، اما فیلمنامه تکراری و اکشن غیرالهامبخش نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «چا چا ریل اسموث» یک درام-کمدی عاشقانه آمریکایی به نویسندگی، کارگردانی و بازیگری کوپر رایف است که در سال ۲۰۲۲ در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد و برنده جایزه تماشاگران شد. داستان درباره اندرو (کوپر رایف)، جوان ۲۲ سالهای است که پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه تولین، بدون هدف مشخص به خانه خانوادگیاش در نیوجرسی بازمیگردد. او در یک رستوران فستفود کار میکند و برای پیوستن به دوستدخترش مایا (آمارا پدرسو ساکل) که برای برنامه فولبرایت به بارسلونا رفته، پول جمع میکند. اندرو در یک مراسم بار میتزوا که برادر کوچکترش دیوید (ایوان آسانته) در آن حضور دارد، استعدادش در بهراهانداختن مهمانی را کشف میکند و بهعنوان «شروعکننده مهمانی» برای مراسمهای بار و بات میتزوا استخدام میشود. او در یکی از این مراسمها با دومینو (داکوتا جانسون)، مادری ۳۲ ساله، و دختر اوتیستیکاش لولا (ونسا برگهارت) آشنا میشود و دوستیای غیرمنتظره شکل میگیرد. دومینو که نامزد جوزف (رائول کاستیو)، وکیلی که اغلب در شیکاگو است، میباشد، با اندرو رابطهای پیچیده و احساسی برقرار میکند. داستان با صحنههایی مانند رقصهای پرشور در مهمانیها، گفتوگوهای صمیمی درباره افسردگی، و دفاع اندرو از لولا در برابر قلدری، به موضوعات بلوغ، عشق غیرمتعارف و پذیرش خود میپردازد. با این حال، به دلیل لحن گاه ناهماهنگ، گفتوگوهای گاهی کلیشهای و پایانبندی شتابزده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۸۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی رایف و جانسون، فیلمبرداری کریستینا دانلپ و موسیقی استه هیم تحسین شدند، اما شخصیتهای فرعی مانند مادر اندرو (لسلی مان) و ناپدریاش گرگ (برد گرت) به دلیل عدم پرداخت کافی نقد شدند. فیلم در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۲ در سینماهای محدود و Apple TV+ منتشر شد و ۱۵ میلیون دلار برای حقوق توزیع توسط اپل خریداری شد.
خلاصه داستان: فیلم «بهتر از همیشه نیت» یک کمدی-موزیکال خانوادگی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی تیم فدرل، بر اساس رمان او در سال ۲۰۱۳، است که داستان بلوغ نیت فاستر (روبی وود)، پسری ۱۳ ساله از پیتسبورگ را روایت میکند که آرزوی ستاره شدن در برادوی دارد. نیت که در اجراهای مدرسهای حتی نقشهای اصلی را به دست نمیآورد و به ایفای نقش یک درخت در نمایش «ابراهام لینکلن» بسنده میکند، با بهترین دوستش لیبی (آریا بروکس) نقشهای جسورانه میکشد تا بدون اطلاع والدینش (نوربرت لئو باتز و میشل فدرر) به نیویورک سفر کند و در تست بازیگری «لیللو و استیچ: موزیکال» شرکت کند. در نیویورک، او بهطور اتفاقی با خالهاش هیدی (لیزا کودرو)، بازیگری که با مادر نیت قهر است، ملاقات میکند. هیدی به نیت کمک میکند تا در تست بازیگری شرکت کند، اما نیت هنگام خواندن دیالوگهای تمام شخصیتها به جای استیچ، مورد تمسخر قرار میگیرد. با تشویق برادر بزرگترش آنتونی (جاشوا باست) و لیبی، نیت آهنگ «هیچکس جا نمیماند» را اجرا میکند و توجه کارگردان را جلب میکند. داستان با صحنههایی مانند رقص خیالی نیت در میدان تایمز، آوازخوانی در موزه تاریخ طبیعی، و گفتوگوهای طنزآمیز با هیدی، به موضوعات خودباوری، پذیرش تفاوتها و دنبال کردن رویاها میپردازد. نیت در نهایت نقش را به دست میآورد و هیدی با خواهرش آشتی میکند. با این حال، به دلیل داستان سادهانگارانه دیزنیوار، فقدان عمق در شخصیتهای فرعی و موسیقی فراموششدنی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی وود و کودرو، کارگردانی فدرل و پیام مثبت تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و عدم پرداخت صریح به موضوعات هویتی نقد شدند. فیلم در ۱ آوریل ۲۰۲۲ در دیزنی+ منتشر شد و در مراسم امی کودکان و خانواده ۲۰۲۲ هشت نامزدی کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «زمان آرماگدون» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک به کارگردانی و نویسندگی جیمز گری است که در سال ۱۹۸۰ در کوئینز، نیویورک رخ میدهد. داستان حول محور پل گراف (بنکس رپتا)، پسری ۱۱ ساله از خانوادهای یهودی-آمریکایی طبقه متوسط، است که با والدینش، استر (آن هتوی) و ایروینگ (جرمی استرانگ)، و برادر بزرگترش تد (رایان سل) زندگی میکند. پل با جانی دیویس (جیلن وب)، دانشآموز سیاهپوست و فقیر که به دلیل تبعیض نژادی در مدرسه دولتی منزوی شده، دوست میشود. آنها با رویاپردازی درباره موفقیت، مانند تبدیل شدن به هنرمند (پل) یا فضانورد (جانی)، و کارهای شیطنتآمیز مانند دزدیدن آبنبات، به هم نزدیک میشوند. اما وقتی پل و جانی به دلیل یک سوءتفاهم درگیر مشکل میشوند، پل به مدرسه خصوصی فرستاده میشود، جایی که با نژادپرستی نهادی، از جمله سخنان مریلین ترامپ (جسیکا چستین)، مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند گفتوگوهای عاطفی با پدربزرگش آرون (آنتونی هاپکینز)، که از تبعیض علیه یهودیان در اوکراین میگوید، و لحظات جدایی پل و جانی، به موضوعات نژاد، طبقه اجتماعی، و امتیازات خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، تمرکز بیشازحد روی دیدگاه پل و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۷۵٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای هاپکینز، هتوی و رپتا، فیلمبرداری داریوش خنجی و موسیقی کریستوفر اسپلمن تحسین شدند، اما داستان یکجانبه و فقدان عمق برای شخصیت جانی نقد شدند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۲ به نمایش درآمد و تشویق ایستاده دریافت کرد.
خلاصه داستان: فیلم «کارناژ آمریکایی» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیهگو هالویس و نویسندگی برادران لوپز است که با الهام از مضامین مهاجرت و تبعیض نژادی ساخته شده است. داستان در شهری خیالی رخ میدهد، جایی که فرماندار (آلن ترامِل) فرمانی اجرایی برای بازداشت فرزندان مهاجران غیرقانونی صادر میکند. جیپی (خورخه لیندبورگ جونیور)، یک جوان مکزیکی-آمریکایی، به همراه دوستانش کامیلا (مالینا وایسمن) و ادی (سباستین چاکون) به یک مرکز بازداشت عجیب به نام «پالومینو» فرستاده میشوند. این مرکز که توسط اِدی ویلسون (اریک دین) اداره میشود، ظاهراً یک برنامه بازپروری برای آمادهسازی مهاجران برای «رویای آمریکایی» است. اما جیپی و دوستانش به زودی متوجه میشوند که این مرکز آزمایشگاهی برای اهداف شوم و غیرانسانی است که توسط نگهبانان خشن و یک دانشمند مرموز هدایت میشود. داستان با صحنههایی مانند آزمایشهای وحشتناک در زیرزمین، فرارهای پرتنش و طنزهای اجتماعی تند درباره نژادپرستی و سیاستهای مهاجرتی، به موضوعات هویت، مقاومت و نقد سیستم میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ بین کمدی و وحشت، داستان شلوغ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۴۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی جننا اورتگا بهعنوان کامیلا، طنز اجتماعی و ارجاعات به فیلمهایی مانند «برو بیرون»، تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و جلوههای ویژه ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «همراه با سفر» یک درام عاشقانه-جوانانه به کارگردانی و نویسندگی سوفیا آلوارز، بر اساس رمان سارا دسن (2009) است که در ۶ مه ۲۰۲۲ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره آدِن وست (اما پاسارو)، دانشآموز ممتاز ۱۸ سالهای است که پیش از شروع دانشگاه، تابستان را در شهر ساحلی کولبی نزد پدرش رابرت (درموت مالرونی)، همسر جدیدش هایدی (کیت باسورث) و فرزند نوزادشان میگذراند. آدِن، که به دلیل تربیت سختگیرانه مادرش ویکتوریا (اندی مکداول)، استاد فمینیست، از لذتهای دوران نوجوانی محروم بوده، به دلیل بیخوابی شبانه در کولبی با الی (بلمونت کاملی)، پسری مرموز و دوچرخهسوار BMX که از ترومای مرگ دوستش، آبه، رنج میبرد، آشنا میشود. آنها با ماجراجوییهای شبانه، مانند دوچرخهسواری، شکستن قفل فانوس دریایی و مهمانی چهارم ژوئیه، به آدِن کمک میکنند تا زندگی بیخیال نوجوانی را تجربه کند. آدِن همچنین با دختران محلی، مگی (لورا کاریوکی)، لیا (جنیویو هانلیوس) و استر (سامیا فینرتی)، دوست میشود و روابط خانوادگیاش را بهبود میبخشد. داستان با صحنههایی مانند یادگیری دوچرخهسواری آدِن، بوسه زیر آتشبازی و پایانبندی در دانشگاه که آدِن کارتپستالی از الی در بارسلونا میخواند، به موضوعات بلوغ، دوستی و عشق اول میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود شیمی بین دو بازیگر اصلی، داستان قابلپیشبینی و سادهسازی شخصیتهای رمان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای مکداول و پاسارو، فیلمبرداری پاستلی لوکا دل پوپو و موسیقی متن (مانند Beach House) تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و فقدان عمق احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «همه چاقوهای قدیمی» یک تریلر جاسوسی آمریکایی به کارگردانی یانوس متز و نویسندگی اولن استاینهاور، بر اساس رمان او در سال ۲۰۱۵، است که در سال ۲۰۲۰ رخ میدهد. هنری پلهام (کریس پاین)، مامور کهنهکار سیا، ماموریت مییابد تا پرونده پرواز ۱۲۷ ترکیه در سال ۲۰۱۲ را که با ربوده شدن توسط تروریستها و کشته شدن بیش از ۱۰۰ نفر به پایان رسید، بررسی کند. سیا مشکوک است که یک جاسوس در ایستگاه وین اطلاعات را لو داده است. هنری برای مصاحبه با همکار سابق و معشوقه قدیمیاش، سلیا هریسون (تندیوی نیوتن)، که پس از فاجعه از سیا جدا شد و اکنون در کارمل-بای-د-سی زندگی میکند، به کالیفرنیا میرود. آنها در رستورانی خلوت به نام «ون دو وی» ملاقات میکنند و گفتوگویی پرتنش درباره گذشته، عشق و خیانت آغاز میشود. داستان از طریق فلشبکهایی به وین، لندن و مسکو، و مصاحبه با دیگر همکاران مانند بیل کامپتون (جاناتان پرایس) و ویک والینگر (لارنس فیشبرن)، به موضوعات جاسوسی، اخلاق و خیانت میپردازد. هنری متوجه میشود سلیا توسط کارل اشتاین، مامور اتریشی، متهم به همکاری با تروریستها شده بود، اما او نیز اطلاعاتی درباره تماسهای مشکوک بیل با تهران دارد. با این حال، به دلیل ریتم کند، داستان پیچیده با پرشهای زمانی متعدد و فقدان اکشن کافی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین پاین و نیوتن، فیلمبرداری و موسیقی یون اکستراند و ربکا کارییورد تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی ناامیدکننده نقد شدند. فیلم در ۸ آوریل ۲۰۲۲ در سینماهای محدود و آمازون پرایم ویدیو منتشر شد
خلاصه داستان: فیلم «پس از آفتاب» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک و اولین اثر بلند شارلوت ولز است که در سال ۱۹۹۹ در یک استراحتگاه ساحلی در ترکیه رخ میدهد. داستان درباره سوفی (فرانکی کوریو در کودکی و سلیا رولسون-هال در بزرگسالی)، دختری ۱۱ ساله اسکاتلندی، است که با پدر جوانش، کالوم (پل مسکال)، تعطیلات تابستانی را سپری میکند. سوفی با دوربین MiniDV لحظات را ضبط میکند، در حالی که کالوم، که پس از جدایی دوستانه از مادر سوفی به لندن نقلمکان کرده، نشانههایی از افسردگی و اضطراب را پنهان میکند. داستان از دیدگاه سوفی بزرگسال روایت میشود که بیست سال بعد به این تعطیلات و رابطهاش با پدرش میاندیشد. صحنههایی مانند رقص زیر نور استروب به آهنگ «Under Pressure» از کوئین و دیوید بویی، بازیهای کنار استخر، و گفتوگوهای صمیمی درباره آینده، به موضوعات حافظه، فقدان و درک گذشته میپردازند. سوفی با پسری به نام مایکل دوست میشود و رفتارهای نوجوانان را مشاهده میکند، در حالی که کالوم با کتابهای تایچی و مدیتیشن به دنبال آرامش است. فیلم با پایانی تأثیرگذار و انتقالی درخشان به نام «شات انتقال» به اوج میرسد که نشاندهنده جدایی عاطفی سوفی از پدرش است. با این حال، به دلیل ریتم کند و داستان ظریف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۶/۱۰ در IMDb و ۹۶٪ در Rotten Tomatoes). بازی مسکال (نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد) و کوریو، فیلمبرداری گرگوری اوکه و موسیقی الیور کویتس تحسین شدند، اما برخی داستان را بیشازحد مبهم نقد کردند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۲ نمایش داده شد و جایزه French Touch را برد.