خلاصه داستان: فیلم «نوسبو» یک تریلر روانشناختی فیلیپینی-ایرلندی به کارگردانی لورکان فینهگان و نویسندگی گرت شنلی است که در ۴ نوامبر ۲۰۲۲ اکران شد و در فوریه ۲۰۲۳ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کریستین (اوا گرین)، طراح مد کودکان است که پس از تماس تلفنی مرموز درباره « بیرون کشیدن اجساد» و مواجهه با سگ زامبیمانند پر از کنه که یکی به گردنش میچسبد، دچار بیماری ناشناختهای با علائمی مانند تشنج دست، از دست دادن حافظه و درد عصبی میشود. پزشکان از درمان او عاجزند و این موضوع شوهرش فلیکس (مارک استرانگ) و دخترشان بابز (بیلی گدزدان) را ناامید میکند. دیانا (چای فوناسیه)، خدمتکاری فیلیپینی، ناگهان از راه میرسد و ادعا میکند کریستین او را استخدام کرده است. او با روشهای سنتی شفابخشی فیلیپینی، از جمله ماساژ و آیینهایی با محراب و خاکستر، به کریستین کمک میکند، اما فلیکس و بابز به او مشکوکاند. داستان از طریق روایت موازی، گذشته دیانا را نشان میدهد که با فقر، استثمار در کارخانههای پوشاک، و تراژدیهای خانوادگی (مانند مرگ فرزندانش در آتشسوزی) مواجه بوده است. فیلم با صحنههایی مانند آیینهای جادویی دیانا، کنههای غولپیکر، و رویاهای کریستین از کودکان سوخته، به موضوعات استثمار اجتماعی، نئوکولونیالیسم و انتقام میپردازد. با این حال، به دلیل پیچش داستانی قابلپیشبینی، لحن ناپیوسته، و تمرکز بیشازحد بر تمثیلهای اجتماعی (مانند نقد صنعت مد و استثمار کارگران آسیای جنوب شرقی)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی گرین و فوناسیه، فضای وهمآلود، و فیلمبرداری رادک لادزوک تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان وحشت عمیق نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «گوزن زخمی» یک فیلم ترسناک-روانشناختی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی مشترک تراویس استیونز و ناتان فادری است که در جشنواره ترایبکا ۲۰۲۲ نمایش داده شد و در ۱ دسامبر ۲۰۲۲ در Shudder منتشر شد. داستان درباره مردیت تانینگ (سارا لیند)، متصدی موزهای است که پس از یک رابطه آزاردهنده، با بروس ارنست (جاش روبن)، یک قاتل زنجیرهای جذاب اما روانپریش، برای تعطیلات آخر هفته به کلبهای دورافتاده میرود. بروس که مجسمهای باستانی به نام «خشم ارینیها» (الهههای انتقام یونانی) را دزدیده، تحت تأثیر توهماتی مانند جغدی قرمز قرار دارد که او را به قتل سوق میدهد. داستان با صحنههایی مانند حراج مجسمه، گفتوگوهای پرتنش در کلبه، و تغییر لحن به سورئالیسم در نیمه دوم، که شامل حضور سه الهه انتقام (تیزیفونه، آلکتو و مگائرا) با ماسکهای عجیب و گور است، به موضوعات انتقام، گناه و فروپاشی روانی میپردازد. فیلم از سبک بصری گریندهاوس دهه ۷۰ با فیلمبرداری ۱۶ میلیمتری بهره میبرد و به فیلمهای جالو ایتالیایی مانند آثار داریو آرجنتو شباهت دارد. با این حال، به دلیل ساختار دوپاره (نیمه اول اسلشر و نیمه دوم سورئال)، فقدان روایت منسجم، و پایانبندی غیرمنطقی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۹۶٪ در Rotten Tomatoes با ۴۶ نقد). بازی لیند و روبن، جلوههای عملی، و فیلمبرداری کسوتک زال تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک، تمثیلهای بیشازحد آشکار، و کمبود عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «عملیات مینسمیت» یک درام جنگی به کارگردانی جان مدن و نویسندگی میشل اشفورد است که بر اساس کتابی به همین نام نوشته بن مکینتایر (۲۰۱۰) ساخته شده و در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ در بریتانیا و ۱۱ مه ۲۰۲۲ در نتفلیکس (آمریکا) منتشر شد. داستان در سال ۱۹۴۳ و در بحبوحه جنگ جهانی دوم رخ میدهد، زمانی که متفقین قصد حمله به سیسیل را دارند اما باید نازیها را فریب دهند تا نیروها را به جای سیسیل به یونان و ساردینیا منتقل کنند. اوئن مونتاگو (کالین فرث)، وکیل یهودی و افسر اطلاعاتی نیروی دریایی، و چارلز چولموندلی (متیو مکفادین) طرحی جسورانه به نام عملیات مینسمیت طراحی میکنند که شامل استفاده از جسد گلیندور مایکل، مرد بیخانمانی که با سم موش مرده، و تبدیل او به ویلیام مارتین خیالی، افسر نیروی دریایی سلطنتی، با اسناد جعلی است. این اسناد نشان میدهند که متفقین قصد حمله به یونان را دارند. جسد توسط زیردریایی اچاماس سراف در سواحل اسپانیا رها میشود تا به دست جاسوسان آلمانی برسد. داستان با صحنههایی مانند ساخت هویت جعلی مارتین با کمک جین لزلی (کلی مکدونالد) و هستر لگت (پنهلوپه ویلتون)، تنشهای جاسوسی در مادرید با کاپیتان دیوید اینزورث (نیکلاس رو)، و کشف اینکه اسناد دستکاری شدهاند (با تحلیل الگوهای تا شدن نامهها)، به موضوعات فریب، فداکاری و نبرد اطلاعاتی میپردازد. با این حال، به دلیل زیرنویسهای غیرضروری (مانند مثلث عشقی خیالی بین مونتاگو، چولموندلی و لزلی) و ریتم کند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی فرث، مکفادین و جیسون آیزکس (بهعنوان دریاسالار گادفری)، موسیقی توماس نیومن، و بازسازی دقیق لندن زمان جنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و تمرکز بیشازحد بر درام شخصی نقد شدند. فیلم که به یاد پل رитер (آخرین نقش او) تقدیم شده، با بودجه ۶.۳ میلیون دلاری، ۱۵.۷ میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش دوم - ۱۹۷۸» یک فیلم ترسناک-اسلشر آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک و زک اولکویچ، بر اساس مجموعه کتابهای آر.ال. استاین، است که دومین قسمت از سهگانه خیابان ترس محسوب میشود و در ۹ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در تابستان ۱۹۷۸ در کمپ نایتوینگ، در شهر نفرینشده شیدیساید رخ میدهد، جایی که دانشآموزان شیدیساید و سانیویل درگیر رقابتهای اردویی هستند. زیگی برمن (سدی سینک)، دختری سرکش، و خواهرش سیندی (امیلی راد)، که فردی مطیع قوانین است، در این کمپ حضور دارند. وقتی تامی اسلیتر (مککیب اسلای)، دوستپسر سیندی، توسط نفرین سارا فیر تسخیر شده و به قاتلی تبر به دست تبدیل میشود، اردو به صحنهای خونین تبدیل میشود. زیگی، سیندی، و دوستانشان آلیس (رایان سیمپکینز) و آرنی، با کشف غاری که اسامی قاتلان نفرینشده روی دیوارش حک شده، تلاش میکنند تا نفرین را متوقف کنند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشیانه تامی (مانند تبر زدن به سر آرنی)، آزار زیگی توسط کمپرهای سانیویل، و تلاش سیندی و آلیس در تونلهای نفرینشده، به موضوعات فداکاری، تفاوتهای طبقاتی و بقا میپردازد. فیلم با فلاشفوروارد به سال ۱۹۹۴ و دیدار دینا (کیانا مادیرا) و جاش (بنجامین فلورس جونیور) با سی. برمن (جیلین جیکوبز) به پایان میرسد که داستان را به بخش سوم متصل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه اول، استفاده بیشازحد از آهنگهایی مانند «Cherry Bomb»، و فقدان کشتارهای خلاقانه در مقایسه با «جمعه سیزدهم»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی سینک و راد، موسیقی مارکو بلترامی، و ارجاعات به فیلمهای اسلشر دهه ۸۰ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «انجمن افتخار» یک کمدی-رمانتیک آمریکایی به کارگردانی اوران زگمن و نویسندگی دیوید ا. گودمن است که توسط Awesomeness Films و Guardian Pictures تولید و در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۲ در Paramount+ منتشر شد. داستان درباره آنر رز (انگوری رایس)، دانشآموز ارشد دبیرستان جورج اچ. دبلیو. بوش است که تمام زندگی تحصیلیاش را صرف پذیرش در دانشگاه هاروارد کرده و برای فرار از زندگی متوسط طبقه متوسط، به دنبال توصیهنامهای از مشاور تحصیلیاش، آقای کالوین (کریستوفر مینتز-پلاس)، است. وقتی متوجه میشود که سه دانشآموز دیگر - مایکل دیپنیکی (گیتن ماتاراتزو)، کندی اسمیت (امی کیوم)، و تراویس بیگینز (آرمانی جکسون) - نیز برای توصیهنامه رقابت میکنند، نقشهای ماکیاولیستی برای خراب کردن عملکرد آنها در امتحانات میانترم میکشد. او کندی را به تئاتر سوق میدهد تا حواسش از درس پرت شود، تراویس را به رابطهای عاشقانه با یکی از بازیگران تئاتر تشویق میکند، و با مایکل، که فکر میکند خجالتی است، شروعی عاشقانه دارد. داستان با صحنههایی مانند شکستن دیوار چهارم توسط آنر، بوسه غیرمنتظره با مایکل در خانهای لوکس، و کشف اینکه مایکل نیز مانند او دستکاریگر است، به موضوعات بلوغ، دوستی و رشد شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل پایانبندی شتابزده، لحن ناپیوسته، و محتوای جنسی (مانند پیشرفتهای نامناسب کالوین و اشاره به خودارضایی)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۸۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی رایس و ماتاراتزو، طنز مشابه «دختران بدجنس» و «انتخابات»، و پیچش غیرمنتظره داستانی تحسین شدند، اما فیلمنامه ناهماهنگ و فقدان عمق احساسی نقد شدند. فیلم با بودجه ۲۰ میلیون دلاری، پربینندهترین عنوان Paramount+ در هفته اول بود.
خلاصه داستان: فیلم «آمستردام» یک کمدی-معمایی-تاریخی به کارگردانی و نویسندگی دیوید ا. راسل است که توسط 20th Century Studios تولید و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ اکران شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ رخ میدهد و حول سه دوست - دکتر برت برندسن (کریستین بیل)، پرستار والری وز (مارگو رابی)، و وکیل هارولد وودمن (جان دیوید واشنگتن) - میچرخد که پس از آشنایی در جنگ جهانی اول در بیمارستانی در بلژیک و زندگی کوتاه در آمستردام، دوباره در نیویورک متحد میشوند. آنها شاهد قتل ژنرال بیل میکینز (اد بگینلی) هستند و به اشتباه متهم به قتل میشوند. برای اثبات بیگناهی، آنها به دنبال کشف حقیقت پشت قتل و ارتباط آن با «کمیته پنج» میروند که به توطئه واقعی «Business Plot» در ۱۹۳۳ برای سرنگونی دولت فرانکلین روزولت اشاره دارد. داستان با صحنههایی مانند فلاشبک به آمستردام ۱۹۱۸، تحقیقات کارآگاه لم گتویلر (ماتیاس شونارتس)، حضور ماموران عجیب پرندهدوست (مایکل شنون و مایک مایرز)، و سخنرانی ژنرال دیلنبک (رابرت دنیرو)، به موضوعات دوستی، عشق و مبارزه با فاشیسم میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناپیوسته، فیلمنامه شلوغ، ویرایش ضعیف (مانند مکثهای طولانی بین دیالوگها)، و فقدان شیمی بین رابی و واشنگتن، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۳۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی بیل، طراحی لباس (J.R. Hawbaker و آلبرت ولوسکی)، و فیلمبرداری امانوئل لوبزکی تحسین شدند، اما داستان پیچیده، مدتزمان طولانی (۱۳۴ دقیقه)، و کارگردانی راسل نقد شدند. فیلم با بودجه ۸۰ میلیون دلاری، تنها ۳۱.۲ میلیون دلار فروش داشت و ضرر ۱۰۸.۴ میلیون دلاری به استودیو تحمیل کرد
خلاصه داستان: فیلم «سیرانو» یک درام رمانتیک-موزیکال به کارگردانی جو رایت و نویسندگی اریکا اشمیت، بر اساس نمایشنامه موزیکال اشمیت (2018) و اقتباسی از «سیرانو دو برژراک» اثر ادموند روستان (1897) است که در 25 فوریه 2022 توسط United Artists Releasing در آمریکا اکران شد. داستان در فرانسه قرن هفدهم رخ میدهد و درباره سیرانو دو برژراک (پیتر دینکلج)، شاعر و شمشیرزن ماهری است که به دلیل ظاهر غیرمعمولش (در این نسخه کوتاهی قد به جای بینی بزرگ) از ابراز عشقش به روکسان (هیلی بنت)، دوست دوران کودکیاش، میترسد. روکسان عاشق کریستین (کلوین هریسون جونیور)، سربازی خوشچهره اما کمسواد، میشود. سیرانو، برای کمک به کریستین، نامههای عاشقانهای به نام او برای روکسان مینویسد و در سایه عشق او را هدایت میکند. در این میان، دوک دو گیچ (بن مندلسون)، مردی ثروتمند و فاسد، نیز به دنبال ازدواج با روکسان است. داستان با صحنههایی مانند دوئل شمشیربازی سیرانو در تئاتر، آوازهای عاشقانه در بالکن روکسان، و پایان تراژیک در میدان جنگ، به موضوعات عشق فداکارانه، عزت نفس و فریب میپردازد. موسیقی توسط برایس و آرون دسنر (از گروه The National) ساخته شده و آهنگها توسط بازیگران اجرا شدهاند. با این حال، به دلیل ریتم کند، لحن ناپیوسته (ترکیب موزیکال و درام)، و کمبود شیمی بین بنت و هریسون، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز 6.4/10 در IMDb و 85% در Rotten Tomatoes). بازی دینکلج، طراحی صحنه و لباس (نامزد اسکار بهترین طراحی لباس)، و فیلمبرداری سیاموس مکگاروی تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و آهنگهای فراموششدنی نقد شدند. فیلم در جشنواره تلوراید 2021 نمایش داده شد و با بودجه 30 میلیون دلاری، تنها 6.4 میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «اسپنسر» یک درام بیوگرافی روانشناختی به کارگردانی پابلو لارین و نویسندگی استیون نایت است که در ۵ نوامبر ۲۰۲۱ توسط Neon و Topic Studios منتشر شد. این فیلم که بهعنوان «افسانهای» درباره زندگی پرنسس دایانا توصیف شده، بر سه روز خیالی در دسامبر ۱۹۹۱ تمرکز دارد، زمانی که دایانا (کریستن استوارت) در عمارت ساندریگنهام برای تعطیلات کریسمس به خانواده سلطنتی میپیوندد. دایانا، که در آستانه جدایی از پرنس چارلز (جک فارترینگ) است، با فشارهای سلطنتی، از جمله نظارت ملکه (استلا گونت)، شاهزاده فیلیپ (ریچارد سامل)، و نگهبان سختگیر، سرگرد گریگوری (تیموتی اسپال)، دستوپنجه نرم میکند. او با توهمات و کابوسهایی از آن بولین (امی منسون) مواجه میشود و به یاد گذشتهاش در خانه کودکیاش، پارک هاوس، میافتد که در نزدیکی متروکه شده. دایانا با حمایت خدمتکارش مگی (سالی هاوکینز) و سرآشپز دارن (شان هریس)، برای حفظ سلامت روان خود و ارتباط با پسرانش، ویلیام (جک نیلن) و هری (فردی اسپری)، تلاش میکند. داستان با صحنههایی مانند گم شدن دایانا در مه، پاره کردن مرواریدهای سلطنتی، و فرار نهایی با فرزندانش برای خوردن KFC در لندن، به موضوعات انزوا، هویت و رهایی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن بیشازحد غمانگیز، آزادیهای تاریخی (مانند حضور خیالی آن بولین)، و تصویر یکجانبه از خانواده سلطنتی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی استوارت (نامزد اسکار بهترین بازیگر زن)، موسیقی جانی گرینوود، و فیلمبرداری کلر ماتون تحسین شدند، اما فیلمنامه ناپیوسته و تمثیلهای بیشازحد آشکار نقد شدند. فیلم در جشنواره ونیز ۲۰۲۱ نمایش داده شد و با فروش ۲۵ میلیون دلاری در برابر بودجه ۱۸ میلیون دلاری، موفقیت متوسطی کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «افسانههای مورتال کامبت: کور برفی» یک انیمیشن اکشن-ماجراجویی آمریکایی به کارگردانی ریک مورالس و نویسندگی جرمی آدامز است که توسط Warner Bros. Animation تولید و در ۱۱ اکتبر ۲۰۲۲ بهصورت دیجیتال و بلوری منتشر شد. این فیلم، سومین قسمت از مجموعه افسانههای مورتال کامبت و دنبالهای مستقل برای «نبرد قلمروها» (۲۰۲۱) است که از بازیهای «مورتال کامبت: اتحاد مرگبار»، «فریب» و «مورتال کامبت ۱۱» الهام گرفته شده. داستان در آیندهای آخرالزمانی رخ میدهد، جایی که زمین پس از حملات ارواح انتقامجو (revenants) به ویرانهای تبدیل شده. کانو (دیوید ونهام)، با بدن سایبرنتیک و موهای نارنجی، بهعنوان پادشاه خودخوانده با گروه اژدهای سیاه (شامل کیرا، کبرا، فررا/تور، دراهمین، کابال، ارون بلک، نو فیس، دایرو، ترمور و شانگ سونگ سالخورده) شهرها را تسخیر میکند. کنشی (مانی جاسینتو)، جنگجویی خودسر اما بااستعداد، پس از مبارزه با کابال، کیرا و کبرا، توسط شانگ سونگ فریب خورده و در چاه ارواح کور میشود، اما شمشیر اجدادیاش، سنتو، بهصورت تلهپاتیک او را هدایت میکند. کوای لیانگ (رون یوآن)، که عنوان ساب-زیرو را کنار گذاشته و به کشاورزی روی آورده، کنشی را نجات داده و به او آموزش میدهد تا با تقویت حواس دیگرش با کوری کنار بیاید. داستان با صحنههایی مانند یورش اژدهای سیاه به شهرها، آموزشهای کنشی در سبک «استاد میاگی»، و نبرد نهایی خونین در ساعت شنی کرونیکا با حضور اسکورپیون (پاتریک سیتز)، به موضوعات رستگاری، پشتکار و مبارزه با شر میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و قابلپیشبینی، انیمیشن ارزان (مانند حرکات ناپیوسته و پسزمینههای ثابت)، و انحراف از روایت سنتی مورتال کامبت (مانند نبود تورنمنت و مبارزه کایجو مانند)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes بر اساس ۵ نقد). بازی جاسینتو و ونهام، خشونت بیشازحد، و تمرکز بر کنشی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، گنجاندن غیرضروری اسکورپیون، و فقدان عمق احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «کوچه کابوس» یک نئو-نوآر روانشناختی به کارگردانی گیرمو دل تورو و نویسندگی مشترک دل تورو و کیم مورگان است که اقتباسی از رمان ویلیام لیندزی گرشام (۱۹۴۶) بوده و در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱ توسط Searchlight Pictures منتشر شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ آمریکا رخ میدهد و درباره استن کارلایل (بردلی کوپر)، مردی مرموز و کاریزماتیک است که پس از سوزاندن خانهای (احتمالاً با جسد پدرش)، به یک کارناوال دورهگرد میپیوندد. او نزد کلمنس (ویلم دافو) و مادام زینا (تونی کولت)، پیشگو، مهارتهای فریب و ذهنخوانی را میآموزد. استن با مولی (رونی مارا)، معشوقهاش، کارناوال را ترک کرده و بهعنوان فریبکار حرفهای در شهرهای بزرگ، با تقلید از پیشگویی، ثروتمندان را فریب میدهد. او با دکتر لیلیث ریتر (کیت بلانشت)، روانشناس زیرک و فریبنده، همکاری میکند تا از ازرا گریندل (ریچارد جنکینز)، تاجر ثروتمند، کلاهبرداری کند. داستان با صحنههایی مانند نمایش «هیولا» در کارناوال، جلسات روانشناسی با لیلیث، و پایانبندی تراژیک که استن بهعنوان «هیولای الکلی» به کارناوال بازمیگردد، به موضوعات طمع، فریب و سرنوشت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، مدتزمان طولانی (۱۵۰ دقیقه)، و فقدان گرمای عاطفی در مقایسه با اقتباس ۱۹۴۷، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کوپر، بلانشت و مارا، طراحی تولید تامارا دوور، و فیلمبرداری دن لاستسن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. فیلم نامزد چهار جایزه اسکار (بهترین فیلم، طراحی تولید، فیلمبرداری و طراحی لباس) شد، اما برنده نشد.