خلاصه داستان: روز استقلال: بازگشت (۲۰۱۶)، به کارگردانی رولاند امریش با بازی جف گلدبلوم در نقش دیوید لویتوپ، لیام همسورث، بیل پولمان، مایکا مونرو و ویولا دیویس، دنبالهای حماسی بر فیلم پرفروش روز استقلال است. بیست سال پس از نابودی ناوگان بیگانگان توسط بشریت، موجودات فضایی با فناوری پیشرفتهتر و تهدیدی ویرانگر بازمیگردند و زمین را هدف قرار میدهند؛ قهرمانان قدیمی و نسل جدید باید با همکاری جهانی، از جمله کشف فناوری بیگانگان، برای نجات سیاره متحد شوند و نبردی نفسگیر را آغاز کنند.
خلاصه داستان: فیلم عاشقانه «چیزی از تیفانی» ساخته سال ۲۰۲۲ به کارگردانی لورن یونگریش، با بازی لینزی لوهان در نقش دایسی، هنری گولدینگ در نقش سباستین و زوئی چائو در نقش راشل، داستانی دلنشین در آستانه کریسمس روایت میکند؛ جایی که دو زوج جوان به طور اتفاقی حلقههای نامزدی یکدیگر را مبادله میکنند و این اشتباه ساده به زنجیرهای از سوءتفاهمها، ملاقاتهای غیرمنتظره و عشقهای نوظهور منجر میشود، در حالی که هر کدام تلاش میکنند هویت واقعی حلقه و صاحب اصلی آن را کشف کنند و زندگیشان را سر و سامان دهند.
خلاصه داستان: فیلم «عشق دیوانهوار، احمقانه» به کارگردانی گِلِن فِکارا و جان رِکوا در سال ۲۰۱۱، با بازی استیو کارل در نقش کال واینر، رایان گاسلینگ به عنوان جیکوب پالمر، جولیان مور در نقش امیلی و اما استون به عنوان هانا، داستان مرد میانسالی را روایت میکند که پس از ترک شدن توسط همسرش، با کمک جوانی خوشتیپ و ماهر در معاشقه وارد دنیای قرارهای عاشقانه میشود و درگیر ماجراهای خندهدار، رمانتیک و پیچیدهای با روابط خانوادگی و عاشقانههای غیرمنتظره میگردد.
خلاصه داستان: مستند «کورت وونهگات: آزادشده در زمان» به کارگردانی رابرت ب. ویرده در سال ۲۰۲۴، زندگی پرماجرای نویسنده مشهور آمریکایی کورت وونهگات را کاوش میکند. این فیلم با بهرهگیری از مصاحبههای آرشیوی ناتمام خود وونهگات، تصاویر خانوادگی نادر و روایتهایی از نزدیکانش مانند دخترش گریس و پسرش سم، به عمق ذهن خلاق او نفوذ کرده و موضوعاتی چون بمباران درسدن در جنگ جهانی دوم، طنز سیاه، مرگ و فلسفه وجودی را از دریچه رمانهای ماندگاری چون «سلاخخانه شماره پنج» بررسی میکند و تصویری صمیمی از مردی ارائه میدهد که در زمان «آزادشده» بود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۱، فیلم کنسرت «خوشحالتر از همیشه: نامهای عاشقانه به لس آنجلس» به کارگردانی متی مانگانو و با اجرای بیلی آیلیش و فینئاس اوکانل، خواننده جوان بیلی آیلیش را در حال اجرای زنده آهنگهای آلبوم جدیدش «خوشحالتر از همیشه» در خانه شخصیاش در لس آنجلس نشان میدهد؛ این اثر ترکیبی از اجراهای صمیمی، تصاویر مستند از شهر لس آنجلس و لحظات شخصی زندگی بیلی است که نامهای عاشقانه به زادگاهش مینویسد و تماشاگران را به سفری احساسی و بصری خیرهکننده میبرد.
خلاصه داستان: فیلم زامبیلند: ضربه دوتایی (۲۰۱۹) به کارگردانی روبن فلیشر با بازی وودی هارلسون، جسی آیزنبرگ، اما استون و آبigail برسلین، ادامه ماجراجوییهای گروه بازماندگان طنزآمیز در دنیای آخرالزمانی اشغالشده توسط زامبیهاست. تالاهاسی، کلمبوس، ویچیتا و لیتل راک که حالا خانوادهای شدهاند، در حالی که به دنبال مکانی امن میگردند، با نسخههای کلونی خود روبرو میشوند و وارد نبردهای اکشن، کمدی و روابط پیچیدهای میشوند که زندگیشان را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: فیلم «خونآشامها میمکنن» (۲۰۱۰) به کارگردانی جیسون فریدبرگ و آرون سلتزر، با بازی جِن پروسک در نقش بکا، مت لنتر به عنوان جیک و کریس ریگی در نقش ادوارد سالن، یک کمدی پارانودی خندهدار از سری «گرگ و میش» (Twilight) است که داستان دختری نوجوان به نام بکا را روایت میکند که به شهری کوچک نقل مکان میکند و درگیر ماجراهای عاشقانه مسخره با یک خونآشام درخشان به نام ادوارد و یک گرگینه عضلانی میشود، در حالی که با طنزهای احمقانه و ارجاعات به فیلمهای محبوب هالیوودی، کلیشههای ژانر خونآشامی را به سخره میگیرد و پر از صحنههای پارودی خندهدار است.
خلاصه داستان: فیلم «مانوس: دستان سرنوشت» (۱۹۶۶) به کارگردانی هال وارن، داستان خانوادهای را روایت میکند که در سفری جادهای به منطقهای دورافتاده میرسند و با فرقهای مرموز و شیطانی به رهبری مردی به نام مانته روبرو میشوند که به خدای مانوس پرستش میکند. هال وارن در نقش مایکل، پدر خانواده، دیان ماهری در نقش مارگارت، همسرش، و جکی نکلاس در نقش دبی، دخترشان، بازی کردهاند. این فیلم کالت با فیلمبرداری آماتوری، دیالوگهای ضعیف، صحنههای طولانی رانندگی و جلوههای ویژه افتضاح، به عنوان یکی از بدترین فیلمهای تاریخ سینما شناخته میشود و طرفداران زیادی در میان علاقهمندان به سینمای بد پیدا کرده است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۴، فیلم ترسناک کلاسیک «ماساکره با اره برقی تگزاس» به کارگردانی توبی هوپر با بازی مریلین برنز در نقش سالی هاردستی و گونار هانسن در نقش لدرفیس، داستان گروهی از پنج جوان را روایت میکند که در گرمای تابستان تگزاس به دنبال مقبرهای متروکه میروند، اما به دام خانوادهای دیوانه و آدمخوار به رهبری قاتل زنجیرهاره لدرفیس میافتند و در تعقیب و گریزی وحشیانه و خونین، یکی یکی قربانی خشونتهای هولناک میشوند.