خلاصه داستان: آل رابرتز یک ستون شایعات برای دیلی اکسپرس می نویسد. او در مورد هر کسی و هر کس تا زمانی که اعتبار به دست بیاورد خواهد نوشت. او با هودی به نام گوبل که فرانکی را می فرستد تا با آلوین صحبت کند کمی مشکل پیدا می کند. اما الح...
خلاصه داستان: یک سوسک مسنتر از گونههای کمیاب به یک رهگذر جوان توصیه میکند از عبور از یک رودخانه، جایی که احتمالاً توسط جمعآور حشرات دونالد گرفتار میشود، توصیه میکند، همانطور که خودش تقریباً در جوانی چنین بود.
خلاصه داستان: دونالد در حال لذت بردن از یک روز در ساحل است، اما او به طور ناخواسته نقطه ای را درست در کنار یک زنبور قرار داده است. البته این یعنی جنگ...
خلاصه داستان: باغبان دونالد زنبورها را در باغ خود می بیند و آنها را به دنبال عسل به کندو می برد. زنبوری که از کندو محافظت می کند به او اجازه ورود نمی دهد، بنابراین دونالد خود را به شکل یک زنبور در می آورد.
خلاصه داستان: پس از سالها، مککنزی اسکات از زندان عفو میشود، اما همسرش از قبل با مرد دیگری درگیر است. با این وجود، او به صورت ناشناس به شهر خانواده اش سفر می کند. او در آنجا با دخترش ویکتوریا دوست می شود که نمی شناسد...
خلاصه داستان: یک پیرمرد تنها که عاشق مارها است شروع به کشتن دوستان و مردم شهر می کند - با استفاده از مارهای سمی خود - پس از اینکه آنها به او پشت می کنند.