خلاصه داستان: فیلم حماسی وسترن **The Magnificent Seven** (هفت دلاور) محصول سال ۱۹۶۰ به کارگردانی جان استرجز، داستانی پرکشش و ماندگار را روایت میکند. این اثر کلاسیک که با الهام از فیلم ژاپنی «هفت سامورایی» آکیرا کوروساوا ساخته شده، داستان روستایی کوچک و فقیر در مکزیک را به تصویر میکشد که به طور مداوم توسط گروهی از راهزنان بیرحم به رهبری کالورا (با بازی الی والاش) مورد حمله و غارت قرار میگیرد. اهالی درمانده روستا که دیگر تاب مقاومت ندارند، تصمیم میگیرند برای دفاع از خود و خانهشان، گروهی از تفنگداران حرفهای را استخدام کنند. کریس آدامز (با بازی یول برینر)، تفنگداری با اخلاق و شجاع، این مأموریت را میپذیرد و به تدریج شش مرد جنگنده دیگر را با خود همراه میکند: وین (استیو مککویین)، بریت (جیمز کابرن)، برناردو (چارles برانسون)، لی (رابرت وان)، هری لاک (برد دکستر) و چو (هورست بوخهولتز). این هفت مرد که هر یک مهارت و شخصیت منحصربهفردی دارند، باید با وجود تعداد اندکشان، در برابر ارتش راهزنان بایستند و به روستاییان آموزش دفاع از خود را بدهند. فیلم با ترکیبی از صحنههای اکشن نفسگیر، شخصیتپردازی قوی و موسیقی ماندگار اِلمر برنشتاین، به یکی از محبوبترین و تأثیرگذارترین فیلمهای ژانر وسترن در تاریخ سینما تبدیل شده است.
خلاصه داستان: الویس که پس از اخراج بدون تشریفات توسط بهترین مرد از طریق پیامک از وظایف خدمتکار خلاص شده بود، تصمیم می گیرد به هر حال در مراسم عروسی شرکت کند، اما خود را با پنج مهمان ناخواسته در تالار مخوف می بیند...
خلاصه داستان: وکیل مدافع، میک هالر، پرونده ای را برای دفاع از پسر یک ملکی ثروتمند که متهم به تجاوز به یک فاحشه است، تشکیل می دهد. هالر با این باور که موکلش بی گناه است، به زودی شواهدی پیدا می کند که خلاف آن را ثابت می کند.
خلاصه داستان: یک گروهبان سرسخت و چهار عضو اصلی یگان پیاده نظامش در حالی که از نبرد به نبرد در سراسر اروپا حرکت می کنند، سعی می کنند از جنگ جهانی دوم جان سالم به در ببرند.
خلاصه داستان: هفت دوست صمیمی برای عروسی دو نفر از دوستانشان دوباره گرد هم می آیند. مشکلات به این دلیل به وجود می آیند که عروس و خدمتکار بر سر داماد رقابت طولانی داشته اند.
خلاصه داستان: 10 سال پس از یک فروپاشی اقتصادی جهانی، یک فرد تنها سرسخت به تعقیب مردانی میپردازد که تنها داراییاش، یعنی ماشینش را دزدیدهاند. در طول راه، او یکی از برادران دزد را دستگیر می کند و این دو در طول سفر خطرناک با یکدیگر پیوند ناخوشایندی تشکیل می دهند.
خلاصه داستان: رنتون که عمیقاً در صحنه مواد مخدر ادینبورگ غوطه ور شده است، سعی می کند علیرغم جذابیت مواد مخدر و تأثیر دوستان، پاکسازی کند و از آن خارج شود.