خلاصه داستان: فیلم مردم دیگر (۲۰۱۶) به کارگردانی کریس کیلی، داستان دیوید (جسی پلمنز)، یک کمدین جوان و ناموفق در لسآنجلس را روایت میکند که پس از جدایی از دوستدخترش و شکستهای حرفهای، به خانه والدینش در پنسیلوانیا بازمیگردد تا از مادرش پائولا (مولی شنون) که با سرطان سینه در مراحل پیشرفته دستوپنجه نرم میکند، مراقبت کند. این کمدی-درام خانوادگی با لحنی تلخ و شیرین، روابط پیچیده خانوادگی، مواجهه با مرگ و تلاش برای یافتن معنا در زندگی را کاوش میکند و بازیگرانی چون مدلین بروستر، مت والش و مکس گرینفیلد در آن ایفای نقش کردهاند.
خلاصه داستان: فارگو (۱۹۹۶)، شاهکار برادران کوئن (جوئل و ایتان کوئن)، داستان جرری لاندیگارد (ویلیام اچ. Macy)، فروشنده خودرو مقروض در مینهسوتا را روایت میکند که برای پرداخت بدهیها، دو خلافکار ناشی (استیو بوسمی در نقش کارل شوآلتر و پیتر استورماره در نقش گایر گریمسرود) را استخدام میکند تا همسرش را ربوده و باج بگیرند. اما نقشه به سرعت به قتلهای زنجیرهای و هرجومرج منجر میشود و مارج گاندرسون (فرانسس مکدورمند)، پلیس باردار باهوش و مصمم محلی، با روشهای ساده و منطقیاش وارد تحقیقات میشود و رازها را برملا میکند؛ فیلمی کمدی-جنایی بر اساس رویدادهای واقعی که برنده سه جایزه اسکار شد.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن «مریخ مادرا میخواهد» محصول ۲۰۱۱ به کارگردانی سیمون ولز، داستان پسربچهای ۹ ساله به نام میلوی کنجکاو (با صدای ست گرین) را روایت میکند که پس از بحث با مادرش (با صدای جوآن کوساک)، شاهد ربوده شدن او توسط موجودات مریخی است. میلوی با کمک دوست رباتیاش کیوِی (با صدای الیزابت هارنوئیس) به مریخ سفر میکند تا مادرش را نجات دهد و در این مسیر با رازهای تاریک جامعه مریخیها، از جمله نقش مادران در پرورش سوپرها (نیروی پلیس مریخ) و توطئه رهبرشان سوپرنوا مواجه میشود. این ماجراجویی پر از اکشن، طنز و لحظات احساسی، بر اهمیت عشق مادرانه تأکید دارد.
خلاصه داستان: فیلم «دکتر خواب» (۲۰۱۹) به کارگردانی مایک فلناگان با بازی ایوان مکگرگور در نقش دنی تورنس، ربکا فرگوسن و کیلی کرن، ادامهای بر رمان «درخشش» استفن کینگ است و داستان مردی را روایت میکند که پس از وقایع هولناک هتل اورلوک، با قدرتهای روانی خود به نام «درخشش» مبارزه میکند. دنی حالا بزرگسال شده و در شهر روکری تاون با گذشتهاش کنار میآید، اما با آبرا استون، دختری نوجوان با قدرتی مشابه، ارتباط برقرار میکند و هر دو در برابر گروهی خطرناک از خونآشامهای روانگردان به نام «حقیقت واقعی» قرار میگیرند که به دنبال بهرهبرداری از درخشش قربانیان خود هستند و سفری پر از وحشت و رویاروییهای ماوراءطبیعی را رقم میزنند.
خلاصه داستان: فیلم کنار برکه طلایی (۱۹۸۱) به کارگردانی مارک ریدل، داستان نورمن تایر (هنری فوندا)، مردی سالخورده، بدخلق و مبتلا به مشکلات قلبی را روایت میکند که هر تابستان با همسر صبور و مهربانش اتل (کاترین هپبورن) به کلبه قدیمیشان در کنار برکه طلایی در نیوهمپشایر بازمیگردد. دختر بزرگشان چلسی (جین فوندا) که رابطهای پرتنش و دلخورانه با پدرش دارد، پس از سالها دوری همراه نامزد جوانش بیل و پسر نوجوانش بیلی جونیور به آنجا میآید؛ در حالی که چلسی و بیل سفری کوتاه دارند، نورمن مسئولیت بیلی را بر عهده میگیرد و از طریق ماجراجوییهای ماهیگیری و زندگی در طبیعت، دوستی عمیقی با او برقرار میکند که نه تنها به نوهاش درسهای زندگی میدهد، بلکه به آشتی خانوادگی و تأملاتی عمیق در پیری، تنهایی و ارزش روابط منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم «روزی روزگاری در غرب» ساخته سرجیو لئونه در سال ۱۹۶۸، با بازیهای درخشان چارلز برانسون در نقش هارمونیکا، هنری فوندا به عنوان شرور فرانک، کلودیا کاردیناله در نقش بیوه جیل و جیسون روباردز، داستانی حماسی از انتقام و بقا در غرب وحشی آمریکا روایت میکند؛ جایی که هارمونیکا، نوازندهای مرموز با گذشتهای تلخ، برای تسویه حساب با قاتل برادرش وارد جنگی نفسگیر با فرانک و شرکت راهآهن میشود، در حالی که جیل برای حفظ زمین ارثیهاش در برابر طمع زمینخواران میجنگد، همه همراه با موسیقی ماندگار انیو موریکونه و صحنههای تنشزای بینظیر.
خلاصه داستان: مستند «پنج نفر پارک مرکزی» (۲۰۱۲) به کارگردانی کن برنز، سارا برنز و دیوید مکماهون، روایتی مستند و تکاندهنده از پرونده جنجالی پنج نوجوان آفریقاییتبار و لاتینتبار است که در شب ۱۹ آوریل ۱۹۸۹ به اتهام تجاوز به یک زن دونده در پارک مرکزی نیویورک دستگیر، بازجویی و به حبسهای طولانی محکوم شدند؛ پروندهای که تحت فشار رسانهای و نژادی پیش رفت، اما در سال ۲۰۰۲ با اعتراف واقعی مجرم و آزمایشهای دیانای، بیگناهیشان اثبات شد و این فیلم با مصاحبههای خود قربانیان، خانوادهها و کارشناسان، نقصهای سیستم قضایی آمریکا را افشا میکند.
خلاصه داستان: فیلم «بیا عشق کنیم» (۱۹۶۰) به کارگردانی جورج کوکر، با بازی درخشان مریلین مونرو در نقش آماندا، ایو مونتان به عنوان ژان مارکو، میلیاردر فرانسوی ثروتمند، و تونی رندال، روایتی کمدی-رمانتیک است که در آن ژان مارکو از هالیوود به برادوی میرود تا جلوی نمایش تمسخرآمیزی که از زندگیاش ساخته شده را بگیرد؛ او ناشناس وارد گروه بازیگران میشود، عاشق آماندا میگردد و با رقبای حسود و موقعیتهای خندهدار دست و پنجه نرم میکند تا عشق واقعی را فتح کند.
خلاصه داستان: فیلم نیمه حرفهایها (۲۰۰۸) به کارگردانی کنت آلترمن با بازی ویل فرل در نقش جکی مون، وودی هارلسون و ویل آرنت، یک کمدی ورزشی پرجنبوجوش است که در دهه ۱۹۷۰ میلادی روایت میشود. جکی مون، خواننده سابق و مالک پرحاشیه تیم بسکتبال نیمهحرفهای تروایر فلینت، برای بقای تیم و ورود به لیگ حرفهای NBA باید حداقل چهار پیروزی کسب کند. او با استخدام ستارهای سابق NBA و استفاده از تاکتیکهای عجیبوغریب و خندهدار، تیمی از بازیکنان نامتعارف را متحد میکند تا در برابر رقبای سرسخت بجنگد و رویایش را محقق سازد.