خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام «جانب مثبت» (The Upside) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی نیل برگر و با بازی برایان کرانستون و کوین هارت، بازسازی فیلم فرانسوی «نفسگیر» است. فیلم داستان فیلیپ (کرانستون)، مرد میلیاردری را روایت میکند که پس از یک حادثه از گردن به پایین فلج شده و به یک پرستار تماموقت نیاز دارد. او در کمال تعجب همه، دل (کوین هارت) را که مردی از طبقه کارگر و تازه از زندان آزاد شده است، برای این کار انتخاب میکند. این دو که در ابتدا هیچ نقطه اشتراکی با هم ندارند، به تدریج با هم ارتباط برقرار کرده و هر یک به دیگری کمک میکند تا معنای جدیدی از زندگی را کشف کند. فیلم با نگاهی طنازانه و در عین حال احساسی، به موضوعاتی مانند دوستی، امید و غلبه بر محدودیتها میپردازد و با بازی تحسینبرانگیز کرانستون و هارت، لحظات مفرح و تأثیرگذاری را خلق میکند.
خلاصه داستان: یک مرد مرموز و ساکت به نام رابرت مککال که وانمود میکند زندگی عادی و آرامی دارد، در واقع یک مأمور سابق سازمان اطلاعاتی است که مهارتهای مرگبار و بینظیری در زمینه مبارزه و تاکتیکهای نظامی دارد. او که در گذشته برای سازمانهای جاسوسی کار میکرده، اکنون تصمیم گرفته تا از آن زندگی خشن فاصله بگیرد و در آرامش زندگی کند. اما زمانی که با تری، دختر جوانی که توسط گروه خلافکاران روسی مورد آزار و اذیت قرار گرفته، مواجه میشود، وجدان او بیدار میشود و نمیتواند در برابر این بیعدالتی ساکت بماند. مککال با استفاده از مهارتهای منحصربهفرد خود، یک کمپین انتقامجویانه و بیامان را علیه شبکه خلافکاران روسی به رهبری تدی، یک گانگستر بیرحم، آغاز میکند. او با دقت و ظرافت، هر یک از اعضای این گروه خلافکار را از بین میبرد و نشان میدهد که برای محافظت از بیگناهان، به هر قیمتی حاضر است به گذشته تاریک خود بازگردد. این فیلم اکشن و انتقامجویانه به کارگردانی آنتوان فوکوآ و با بازی تحسینبرانگیز دنزل واشنگتن در نقش اصلی، داستانی پر از تعلیق و خشونت کنترلشده را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «دختری در قطار» به کارگردانی تیت تیلور و با بازی امیلی بلانت، ربکا فرگوسن، هیلی بنت، جاستین تررو، لوک ایوانز و آلیسون جانی، در سال ۲۰۱۶ بر اساس رمان پرفروش پائولا هاوکینز ساخته شد. داستان حول محور ریچل واتسون، زنی الکلی و افسرده میچرخد که پس از طلاق از همسرش تام، هر روز با قطار به نیویورک میرود و در طول مسیر از خانه سابق خود و همسایههای جدیدش، آن و اسکات، عبور میکند. ریچل که زندگی ایدهآل آن را از دور تماشا میکند، به او و همسرش وسواس پیدا میکند. اما یک روز ریچل صحنهای مبهم از خیانت آن را به همسرش اسکات مشاهده میکند و در حالی که مست است، در نزدیکی خانه آن از قطار پیاده شده و به سوی او میرود. روز بعد، آن ناپدید میشود و ریچل که به دلیل مستی و فراموشی جزئیات آن شب را به خاطر نمیآورد، به عنوان شاهدی کلیدی و حتی مظنون اصلی در این پرونده قرار میگیرد. او که به شدت درگیر این ماجرا شده، تلاش میکند تا حقیقت را کشف کند و خاطرات فراموش شده خود را بازیابی کند، اما هر چه بیشتر در این پرونده غرق میشود، اسرار تاریکتری درباره زندگی خودش و اطرافیانش فاش میشود.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی پیتر کَتِگِلیس با بازی رین ویلسون، داستان رابرت «فیش» فیشمن، درامر سابق گروه راک معروف «وسدی» را روایت میکند. پس از آنکه اعضای گروه او را به نفع برادر خواننده اصلی از گروه اخراج میکنند، گروه به شهرت جهانی میرسد و فیش به زندگی عادی و کسلکننده روی میآورد. سالها بعد، وقتی گروه نوجوان پسرش برای اجرا در یک مهمانی مدرسه به یک درامر نیاز پیدا میکند، فیش این فرصت را غنیمت شمرده و به عنوان عضو جدید به آنها میپیوندد. او با انرژی و شور و شوق دوران جوانی خود، به گروه نوجوان کمک میکند تا نه تنها موسیقیشان را ارتقا دهند، بلکه مسیر زندگیشان را نیز تغییر دهد. در این مسیر، فیش با چالشهای پدری، عشق دوباره به موسیقی و فرصتی برای جبران گذشته روبرو میشود و در نهایت ثابت میکند که هیچوقت برای رسیدن به رویاها دیر نیست.
خلاصه داستان: جیسون استاتهام در نقش فرانک مارتین، راننده حرفهای و متخصص تحویل کالاهای خاص، در قسمت دوم این فرنچایز اکشن به میامی میرود. او این بار به عنوان راننده شخصی خانواده دولتی کار میکند و از پسر کوچک آنها محافظت میکند. وقتی گروهی از تبهکاران بینالمللی به رهبری الساندرو گاسمان، پسر رئیس جمهور را میدزدند و او را به یک ویروس مرگبار آلوده میکنند، فرانک باید در یک تعقیب و گریز نفسگیر در خیابانهای میامی، با ماشینهای پرسرعت و مبارزات تن به تن، جان پسر بچه را نجات دهد و نقشه شیطانی آنها را خنثی کند. لوک بسون و کارگردان لوئس لتریر در سال ۲۰۰۵ این اکشن پرسرعت را با صحنههای رانندگی خیرهکننده و سکانسهای رزمی تحسینشده استاتهام به مخاطبان عرضه کردند.
خلاصه داستان: یک گروه سارق حرفهای به رهبری کالی (توبی کبلی) و بردی (رایان کوانتن) از طوفان عظیم درجه ۵ در آلاباما سوءاستفاده کرده و به ساختمان خزانهداری فدرال حمله میکنند تا ۶۰۰ میلیون دلار پول نقد به سرقت ببرند. اما آنها با مخالفت ویلی بوردن (مگی گریس)، مأمور خزانهداری، و برادران فولی مواجه میشوند: کیسی (توبیاس منزیس)، هواشناس ماهر، و بری (بریس دالاس هاوارد)، که یک تکنسین فنی است. در حالی که طوفان ویرانگر شهر را در هم میکوبد، این گروه کوچک باید برای متوقف کردن سارقان و نجات جانها تلاش کنند. راب کوهن کارگردانی این فیلم اکشن و ماجراجویی سال ۲۰۱۸ را بر عهده دارد.
خلاصه داستان: یک افسر بوکسور آمریکایی به نام شان تورنتون (با بازی جان وین) پس از ترک ورزش به دلیل کشتن حریفش در رینگ، به روستای زادگاهش در ایرلند بازمیگردد تا زندگی تازهای را آغاز کند. او در آنجا عاشق مری کیت دانا (با بازی مورین اوهرا)، دختری سرسخت و زیبا میشود، اما برادر ثروتمند و زورگوی او، سکویل فیتزجرالد (با بازی ویکتور مکلاگلن)، با ازدواج آنها مخالفت میکند. شان که مصمم است با روشهای صلحآمیز و احترام به سنتهای محلی به خواسته خود برسد، از درگیری فیزیکی پرهیز میکند، اما در نهایت برای به دست آوردن همسر و جهیزیهاش و اثبات مردانگی خود، ناگزیر به رویارویی نهایی با سکویل در یک دعوای تمامعیار خیابانی میشود. این فیلم کلاسیک سال ۱۹۵۲ به کارگردانی جان فورد، با نمایش مناظر خیرهکننده ایرلند و ترکیب کمدی، درام و عشق، داستانی ماندگار از غرور، افتخار و پایمردی را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «تولیدکنندگان» (The Producers) فیلمی کمدی-موزیکال محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی سوزان استرومن و با بازی ناتان لین و متیو برودریک است. این فیلم بر اساس نمایش موزیکال موفق برادوی ساخته شده و داستان دو تهیهکننده تئاتر به نامهای مکس بیالیستوک و لئو بلوم را روایت میکند که نقشهای هوشمندانه برای کلاهبرداری از سرمایهگذاران میکشند. آنها تصمیم میگیرند بدترین نمایش تاریخ برادوی را تولید کنند که مطمئناً با شکست مواجه خواهد شد، اما وقتی نمایش «بهار برای هیتلر» به موفقیتی غیرمنتظره دست مییابد، نقشههایشان به هم میریزد و وضعیت به کلی از کنترل خارج میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم **نابخشوده** (The Unforgiven) محصول سال ۱۹۶۰ به کارگردانی جان هیوستون و با بازی برت لنکستر، آدری هپبورن، لیلین گیش و آدری هپبورن، داستان خانواده زارکی را روایت میکند که در تگزاس ساکن هستند. راشل (آدری هپبورن) که توسط این خانواده بزرگ شده، با وجود اینکه از تبار کیووا است، خود را بخشی از خانواده میداند. اما با ورود یک سرخپوست به نام لیدز، راز اصلی هویت راشل آشکار میشود و زندگی خانواده دچار تحولات عمیقی میگردد. این فیلم با پرداختن به موضوعات نژادپرستی، هویت و خانواده، داستانی جذاب و پرتنش را به تصویر میکشد که در آن عشق، تعصب و رازهای گذشته با یکدیگر درگیر میشوند.
خلاصه داستان: نبرد نرتوا (۱۹۶۹) به کارگردانی ولکو بولایچ، یک حماسه جنگی بزرگ با بازی اورسون ولز، یول برینر، فرانکو نرو، سیلوا کوچینیچ و هاردی کروگر است. این فیلم روایتگر یکی از مهمترین نبردهای جنگ جهانی دوم در یوگسلاوی است؛ زمانی که پارتیزانهای یوگسلاو به رهبری تیتو در محاصره نیروهای آلمان نازی، ایتالیا و متحدین آنها قرار میگیرند. داستان حول محور تلاش قهرمانانه پارتیزانها برای دفاع از پل استراتژیک نرتوا میچرخد، جایی که آنها باید با کمبود سلاح و مهمات، نیروهای برتر دشمن را متوقف کنند. این فیلم با صحنههای نبرد عظیم و جلوههای ویژه چشمگیر، روایتی حماسی از مقاومت، فداکاری و پیروزی در برابر ظلم را به تصویر میکشد.