خلاصه داستان: مایکل داگلاس در نقش دکتر ناتان کانراد، روانپزشکی موفق است که زندگی آرامی را با همسرش و دختر کوچکش در نیویورک میگذراند. اما این آرامش زمانی به پایان میرسد که گروهی از سارقان حرفهای به رهبری شخصی مرموز به نام پاتریک کاسارو، دختر هشت سالهی او را ربوده و برای بازگرداندنش شرطی غیرممکن میگذارند. آنها از دکتر کانراد میخواهند که رازی را از ذهن الیزابت، دختر جوانی که سالهاست در یک مرکز روانی بستری است و به دلیل یک ضربهی روحی عمیق در کودکی، در دنیای سکوت خود فرو رفته، بیرون بکشد. دکتر کانراد تنها ۲۴ ساعت فرصت دارد تا با نبوغ خود به دنیای درونی الیزابت نفوذ کرده و رمز شش رقمی را که او در خاطراتش پنهان کرده، کشف کند. این رمز، کلید گاوصندوقی است که دزدان به دنبال آن هستند. او در این مسیر پرتنش، نه تنها باید با زمان و آدمرباها بجنگد، بلکه باید با گذشتهی تاریک الیزابت و رازهای هولناکی که در آن نهفته است نیز روبرو شود. این فیلم مهیج محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی گری فلیدر و با بازی ستارگانی چون بریتانی مورفی، شان بین و اولیور پلات است.
خلاصه داستان: در شهری ساحلی و آرام در استرالیا، قاتلی حرفهای به نام چارلی ولف (سایمون پگ) درگیر مأموریتی مرگبار میشود که به سرعت از کنترل خارج میگردد. هنگامی که او برای کشتن زنی به نام آلیس (آلیس براگا) استخدام میشود، به زودی متوجه میشود که چندین نفر دیگر نیز برای کشتن او نقشهای طراحی کردهاند. داستان از سه دیدگاه مختلف روایت میشود و مخاطب را در میان توطئههای پیچیده، خیانتهای خانوادگی، بدهیهای قمار و عشق ممنوعه غرق میکند. کارگردان کیران دارسی-اسمیت در سال ۲۰۱۴ با بازی بازیگرانی همچون ترزا پالمر، سالیوان استپلتون و لوک هموورث، تریلری خشن و پر از تعلیق را خلق کرده است که در آن هیچکس آنچه به نظر میرسد نیست و هر کس انگیزهای پنهانی برای قتل دارد. فیلم «سه بار مرا بکش» با ترکیب طنای سیاه و خشونت، داستانی غیرخطی را روایت میکند که تا آخرین لحظه بیننده را درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: دو افسر پلیس با شخصیتهای متضاد، دیوید استارسکی (پل مایکل گلاسر) کارآگاهی جدی و عصبی و کن «هاچینسون» (دیوید سول) فردی آرام و خونسرد، در بخش جنایی شهر خیالی «بی تاون» کالیفرنیا با هم همکار میشوند. این دو که با یک ماشین اسپورت قرمز و سفید معروف به نام «تومب رایدر» در خیابانها گشت میزنند، با کمک دوست و منبع اطلاعاتیشان، هارولد «هانی» براون (آنتونیو فارگاس)، به مبارزه با جنایتکاران میپردازند. سریال محصول سال ۱۹۷۵ به کارگردانی ویلیام بلین و با بازی گلاسر و سول، داستان ماجراهای پلیسی این دو کارآگاه را در مواجهه با انواع جرایم سازمانیافته و خلافکاران شهری روایت میکند.
خلاصه داستان: یک جواهرفروش افسارگسیخته در شهر نیویورک به نام هاوارد راتنر (با بازی آدام سندلر) که به قمار و شرطبندی اعتیاد دارد، با کشف یک سنگ قیمتی کمیاب از معادن اتیوپی، فرصتی برای پرداخت بدهیهای کلان خود پیدا میکند. اما وسوسه او برای به دست آوردن سود بیشتر، او را در چرخهای بیپایان از خطر و بیپروایی قرار میدهد. در این میان، مشتریان ثروتمند، طلبکاران خشن و خانوادهای که در آستانه فروپاشی قرار دارد، زندگی هاوارد را به یک بازی مرگبار تبدیل میکنند. این فیلم پرتنش و نفسگیر محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی برادران سفدی (جاش و بنی) است که با بازی تحسینبرانگیز آدام سندلر همراه با بازیگرانی چون لیکیت استنفیلد، جولیا فاکس و کوین گارنر، مخاطب را تا آخرین لحظه روی لبه صندلی نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک زوج تازهازدواجکرده به نامهای آناستازیا استیل و کریستین گری، که توسط داکوتا جانسون و جیمی دورنان به تصویر کشیده شدهاند، در سومین و آخرین قسمت از سهگانه سینمایی «پنجاه طیف رهایییافته» به کارگردانی جیمز فولی در سال ۲۰۱۸، زندگی مشترک خود را آغاز میکنند. ثروت بیکران کریستین به آنها این امکان را میدهد تا در یک ماه عسل رویایی در اروپا غرق شوند و در نهایت به خانهای مجلل در سیاتل نقل مکان کنند. با این حال، گذشته تاریک آنا همچنان آنها را تعقیب میکند و یک تهدید مرموز از سوی جک هاید، که نقش او را اریک جانسون بازی میکند، زندگی جدیدشان را به خطر میاندازد. کریستین که اکنون تمام تلاش خود را برای محافظت از همسرش به کار میگیرد، باید با احساسات مالکانه خود نیز دست و پنجه نرم کند، در حالی که آنا سعی دارد در نقش جدید خود به عنوان همسر یکی از قدرتمندترین مردان آمریکا هویت مستقلی برای خود حفظ کند. این فیلم که بر اساس رمان پرفروش ای. ال. جیمز ساخته شده، با صحنههای عاشقانه و پرتنش، داستان عشق این دو نفر را به نقطهی اوج و فرجام نهایی خود میرساند.
خلاصه داستان: یک داستان واقعی و عمیقاً تأثیرگذار درباره نیکلاس وینتون، مردی که در آستانه جنگ جهانی دوم جان ۶۶۹ کودک یهودی را نجات داد. در سال ۱۹۳۸، وینتون جوان به پراگ سفر کرد و با مشاهده شرایط وخیم خانوادههای یهودی، تصمیم گرفت برای نجات کودکان اقدام کند. او با سازماندهی قطارهای نجات و یافتن خانوادههای پذیرنده در بریتانیا، عملیاتی مخاطرهآمیز را به راه انداخت. دههها بعد، در سال ۱۹۸۷، همسرش اسناد و مدارک این عملیات را پیدا میکند و داستان قهرمانی فراموششده او برملا میشود. این فیلم با کارگردانی جیمز هوز و بازی تحسینبرانگیز آنتونی هاپکینز در نقش وینتون مسن و جانی فلین در نقش جوان او، داستانی از شجاعت، فداکاری و تأثیر ماندگار یک انسان بر سرنوشت صدها نفر را روایت میکند.
خلاصه داستان: بافی قاتل خونآشامها، سریالی فانتزی-درام به کارگردانی جاس ویدون، روایتگر زندگی بافی سامرز (سارا میشل گلر)، دختر نوجوانی است که در دبیرستان سانیدیل به عنوان «قاتل خونآشامها» انتخاب شده و وظیفه دارد جهان را از شر نیروهای شیطانی نجات دهد. او به همراه دوستان وفادارش، زاندر (نیکولاس برندون) و ویلوو (آلیسون هانیگان)، و راهنمای مرموزش، گیلز (آنتونی استوارت هد)، هر شب با خونآشامها، هیولاها و اشرار مبارزه میکند. این سریال که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۳ در هفت فصل پخش شد، با ترکیب اکشن، کمدی و درام، به مسائل دوران نوجوانی و بلوغ میپردازد و بافی را در مسیر پذیرفتن مسئولیتهای بزرگ و یافتن هویت واقعی خود همراهی میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۲۰۰ میلادی، سفینه فضایی United Planets Cruiser C-57D به فرماندهی کاپیتان جان جی. آدامز (با بازی لسلی نیلسن) به سیاره Altair IV فرستاده میشود تا از سرنوشت گروه اکتشافی بیست سال پیش که در آنجا ناپدید شده بودند، مطلع شود. در آنجا، آنها با دکتر ادوارد موربیوس (والتر پیجئون)، بازماندهٔ مرموز گروه، و دختر زیبایش آلتیرا (آن فرانسیس) مواجه میشوند. موربیوس ادعا میکند که بقیه گروه توسط نیرویی مرموز به نام «مونستر از اید» (هیولا از نهاد) کشته شدهاند و به خدمه سفینه هشدار میدهد که سیاره را ترک کنند. با این حال، آدامز و گروهش متوجه میشوند که موربیوس با استفاده از فناوری پیشرفته تمدن باستانی و نابودشدهٔ کِرِل، موجودی ناخودآگاه را به وجود آورده که تجسم ترسها و امیال سرکوبشده اوست و اکنون تهدیدی مرگبار برای همه است. این فیلم علمی-تخیلی کلاسیک محصول سال ۱۹۵۶ به کارگردانی فرد ام. ویلکاکس، با جلوههای ویژه پیشرفته برای زمان خود و داستانی عمیق برگرفته از نمایشنامه «توفان» شکسپیر، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار ژانر خود شناخته میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «عشق آنابلا» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی کاترین بروکس، داستان رابطه عاطفی پیچیده و ممنوعه بین آنابلا (با بازی ارین کلی)، دانشآموز سرکش و جسور یک مدرسه شبانهروزی کاتولیک، و سیمون (با بازی دایان گایدری)، معلم شعر و ادبیات این مدرسه را روایت میکند. آنابلا که به تازگی به این مدرسه منتقل شده، با رفتارهای بیپروای خود توجه سیمون را جلب میکند. سیمون که درگیر یک رابطه عشقی نافرجام با مردی به نام مایکل است، ابتدا سعی میکند با حفظ مرزهای حرفهای، احساسات فزاینده خود نسبت به آنابلا را کنترل کند. اما جسارت و عشق بیقید و شرط آنابلا، سیمون را به چالش میکشد و او را وادار به بازنگری در زندگی و احساسات واقعی خود میکند. این رابطه عمیقتر میشود و در نهایت، مواجهه آنها با قوانین سختگیرانه مدرسه و عواقب این عشق ممنوعه، زندگی هر دو را تحت تأثیر قرار میدهد.