خلاصه داستان: فیلم پلیس مهدکودک محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی ایوان رایتمن و با بازی آرنولد شوارتزنگر در نقش کارآگاه جان کیمبل است که برای دستگیری یک قاچاقچی مواد مخدر خطرناک به نام کالن کریسپ به شهر کوچک آستوریا اورگان فرستاده میشود. کیمبل که یک پلیس خشن و باتجربه است، برای پیدا کردن همسر سابق کریسپ و پسرشان، باید در یک مهدکودک به عنوان معلم مشغول به کار شود و با کودکان شیطون و بازیگوش کلاس کنار بیاید. او در ابتدا با مشکلات زیادی روبرو میشود اما به تدریج با بچهها ارتباط برقرار کرده و روشهای جدیدی برای مدیریت کلاس یاد میگیرد. همزمان، کریسپ نیز به دنبال خانوادهی سابق خود میگردد و کیمبل باید قبل از اینکه دیر شود، هویت واقعی خود را حفظ کرده و هم خانواده را نجات دهد و هم قاچاقچی را دستگیر کند. این فیلم کمدی-اکشن با ترکیب طنز موقعیت و صحنههای اکشن، داستانی جذاب و سرگرمکننده را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک دست راست جدا شده از بدن، در یک آزمایشگاه پزشکی در پاریس به هوش میآید و تصمیم میگیرد برای یافتن بدن اصلی خود، سفری پرخطر را در سراسر شهر آغاز کند. در این میان، داستان زندگی صاحبش، ناوفه، یک جوان خجالتی و تنها که به تازگی در یک حادثه دستش را از دست داده، روایت میشود. ناوفه که عاشق ساختن چیزها با دستهایش بود، حالا با از دست دادن بخشی از هویت خود مواجه شده و درگیر خاطرات گذشته و رویاهای آینده است. این انیمیشن تحسینشده، که برنده جایزه بزرگ بخش نگاه نو در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۹ شد، به کارگردانی جرمی کلپین و با بازیگری صداپیشگانی چون حاکیم فرحات و ویکتوار دو بوآ، داستانی شاعرانه و عمیق درباره عشق، از دست دادن و جستجوی هویت را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «نتردام در آتش» (Notre-Dame on Fire) محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی ژان-ژاک آنو، یکی از فاجعهبارترین رویدادهای تاریخ معاصر فرانسه را به تصویر میکشد. این فیلم حماسی که با بازیگری ستارگانی چون ساموئل لابات، ژان-پل بوردی و میکلانجلو مارکیزه همراه است، لحظه به لحظه آتشسوزی ویرانگر کلیسای جامع نوتردام پاریس در ۱۵ آوریل ۲۰۱۹ را بازسازی میکند. داستان از دیدگاه آتشنشانان قهرمان، کارکنان کلیسا و شهروندانی روایت میشود که برای نجات این بنای تاریخی ۸۵۰ ساله و جلوگیری از فروپاشی کامل آن، با مرگ دست و پنجه نرم میکنند. آنو با ترکیب تصاویر واقعی از حادثه و بازسازیهای دقیق، فیلمی نفسگیر و احساسی خلق کرده که همزمان بر فداکاری آتشنشانان و اهمیت میراث فرهنگی برای بشریت تأکید دارد.
خلاصه داستان: یک زن جوان در اتاق هتل لوکس پاریس منتظر است. نام او مشخص نیست و تنها با شماره اتاقش - ۷۲۸ - شناخته میشود. او در اتاقی پر از اشیاء لوکس و کتاب به سر میبرد و با تلفن همراهش صحبت میکند. ناگهان تلفن هتل زنگ میزند و مردی از او میپرسد که آیا میتواند به اتاق بیاید. زن ابتدا مخالفت میکند اما پس از اصرار مرد، موافقت میکند. مردی به نام جک وارد میشود و مشخص میشود که این دو یک رابطه عشقی پیچیده و گذشتهای داشتهاند. گفتگوهای کوتاه و نگاههای معنادار آنها عمق رابطه و مشکلاتشان را نشان میدهد. جک سعی میکند به رابطه گذشتهشان نزدیک شود اما زن مقاومت میکند. در نهایت، این دیدار کوتاه به آشکار شدن احساسات سرکوب شده و پایان رابطهشان منجر میشود. این فیلم کوتاه که توسط وس اندرسون کارگردانی شده و در سال ۲۰۰۷ ساخته شده، به عنوان پیشدرآمدی برای فیلم «سفری به دارجلینگ» محسوب میشود و بازی ناتالی پورتمن و جیسون شوارتزمن در آن تحسینبرانگیز است.
خلاصه داستان: یک فیلم اکشن و دلهرهآور محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی آندریاس لینک و با بازی کریستوفر م. اوهرت، جیسون وایلدر و کای مایکل مولر است. داستان فیلم حول محور یک گروه سارق حرفهای میچرخد که برای انجام یک سرقت بزرگ و آخرین کار خود در یک آسمانخراش بلندمرتبه برنامهریزی میکنند. اما زمانی که یکی از اعضای گروه به نام نیک تصمیم به خروج از این زندگی مجرمانه میگیرد، همه چیز به هم میریزد. همزمان، یک کارآگاه مصمم به نام لارا که سالها در تعقیب این گروه بوده، به محل سرقت میرسد و عملیات را به یک تعقیب و گریز مرگبار در طبقات بالای ساختمان تبدیل میکند. درگیریها، خیانتها و سقوطهای مرگبار، لحظات پرتنشی را در ارتفاعی خطرناک رقم میزند و هیچکس نمیداند چه کسی تا پایان زنده خواهد ماند.
خلاصه داستان: یک دانشمند سینما به نام ویکتور تارانسکی که در آستانه اخراج از هالیوود قرار دارد، با استفاده از هوش مصنوعی شخصیتی دیجیتالی به نام سایمون (سیمون) خلق میکند. او این موجود مجازی را جایگزین بازیگر اصلی فیلمش میکند و ناگهان سایمون به یک سوپراستار جهانی تبدیل میشود. اما ویکتور به زودی درمییابد که کنترل این موجود دیجیتالی که خودش خلق کرده، بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکرد و این موفقیت یک شبه، زندگی شخصی و حرفهای او را به طور غیرمنتظرهای تحت تأثیر قرار میدهد. این فیلم علمی-تخیلی در سال ۲۰۰۲ توسط اندرو نیکول ساخته شده و آل پاچینو در نقش ویکتور تارانسکی به ایفای نقش پرداخته است.
خلاصه داستان: یک خواننده مشتاق موسیقی پس از جدایی دردناک از نامزدش، شغلی را در یک هتل لوکس جزیره ای می پذیرد تا روح خود را التیام بخشد. اما زندگی زمانی برای او پیچیده می شود که متوجه می شود هتل محل برگزاری مراسم عروسی نامزد سابقش است. حالا او باید بین احساسات قدیمی و آینده شغلی جدیدش یکی را انتخاب کند. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی استیون تاش و با بازی کریستینا میلان، جی فارو و سینکوئه وال است.
خلاصه داستان: فلیچ کارآگاهی باهوش و شوخطبع است که در حال تحقیق روی یک پرونده مواد مخدر در ساحل الیوت است. او با آلن استنویک، یک تاجر ثروتمند که به سرطان لاعلاج مبتلاست، مواجه میشود. استنویک به فلیچ پیشنهاد میدهد که در ازای دریافت پنجاه هزار دلار، او را به قتل برساند تا خانوادهاش بتوانند از مزایای بیمه عمر استفاده کنند. فلیچ که مشکوک شده، این پیشنهاد را میپذیرد اما در عوض تصمیم میگیرد تا حقیقت ماجرا را کشف کند. او با پوششهای مختلف، از جمله یک پزشک، وارد زندگی استنویک میشود و به زودی درمییابد که ماجرا پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد و یک توطئه بزرگتر در جریان است. این فیلم کمدی-جنایی محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی مایکل ریتچی و با بازی چوی چیس در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: هری و تانتو فیلمی آمریکایی به کارگردانی پل مازورسکی است که در سال ۱۹۷۴ منتشر شد. در این فیلم آرت کارنی در نقش هری کومز، یک معلم بازنشسته ۷۲ ساله، بازی میکند که به دلیل تخریب ساختمان محل سکونتش در نیویورک، مجبور به ترک آپارتمانش میشود. او به همراه گربهی محبوبش به نام تانتو، سفری جادهای را به سوی غرب آمریکا آغاز میکند تا به خانهی پسرش در شیکاگو برود. در طول این سفر، هری با افراد مختلفی از جمله یک دختر جوان فراری، یک مرد میانسال اهل کلیولند و یک پیرمرد سرخپوست ملاقات میکند و تجربیات جدیدی را کسب میکند. این فیلم که برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد برای آرت کارنی شد، داستانی لطیف و انسانی درباره پیری، تنهایی و ارزش دوستی و ارتباطات انسانی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «موازی» (Parallel) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی آیزاک گابائزا و با بازی مارک وینگارد، آدام دیوین، جسیکا پالونسکی و آلیسا کینگ، داستان چهار دوست جوان را روایت میکند که در حال راهاندازی یک استارتاپ فناوری هستند. آنها به طور اتفاقی موفق به ساخت دستگاهی میشوند که میتواند به جهانهای موازی سفر کند. در ابتدا، این کشف هیجانانگیز به نظر میرسد و از آن برای کسب منافع شخصی و مالی استفاده میکنند، اما به زودی متوجه میشوند که هر سفر به دنیای موازی، عواقب غیرقابل پیشبینی و خطرناکی برای خودشان و جهانهای دیگر به همراه دارد. با دستکاری در واقعیتهای مختلف، آنها با نسخههای متفاوتی از خودشان و موقعیتهای ترسناکی روبرو میشوند که کنترل آنها روزبهروز دشوارتر میشود.