خلاصه داستان: یک کشیش مرموز و ساکت به نام پریدیتور در دهه ۱۸۵۰ به شهری کوچک در کالیفرنیا میرسد و زندگی ساکنان محلی را که توسط یک معدنچی ثروتمند و بیرحم به نام لا هود تحت آزار و اذیت قرار گرفتهاند، تغییر میدهد. این غریبه که تنها با یک اسب سفید و کتاب مقدس خود ظاهر میشود، به گروهی از معدنچیان مستقل که برای حفظ زمینهای خود میجنگند، کمک میکند. کارگردان و بازیگر اصلی این وسترن کلاسیک کلینت ایستوود است که در نقش پریدیتور، مردی با گذشتهای مرموز که مهارتهای غیرمنتظرهای در استفاده از اسلحه دارد، ظاهر شده است. داستان حول محور مبارزه بین خیر و شر، عدالت و بیعدالتی میچرخد و تمثیلی از نجاتدهندهای است که برای دفاع از مظلومان ظهور میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: دکستر یک سریال جنایی روانشناختی آمریکایی است که از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۳ پخش شد و توسط مایکل سی هال در نقش دکستر مورگان، کارشناس پزشکی قانونی اداره پلیس میامی بازی شده است. دکستر در ظاهر یک فرد معمولی است، اما در واقع یک قاتل زنجیرهای است که توسط پدرخواندهاش هری (با بازی جیمز رمار) آموزش دیده تا طبق «کد هری» فقط قاتلان دیگر را بکشد. این سریال که توسط جیمز مانوس جونیور ساخته شده، تعارضات درونی دکستر بین زندگی عادی با خواهرش دبرا (جنیفر کارپنتر) و همکارانش، و نیاز وسواسگونهاش به کشتن را به تصویر میکشد. هر فصل با یک قاتل زنجیرهای جدید روبرو میشود که دکستر باید ضمن پنهان کردن هویت واقعی خود، او را متوقف کند.
خلاصه داستان: دو دانشجوی خوشقلب اما تنبل به نامهای باد و دویل تصمیم میگیرند تا برای انجام یک کار خیر، دوست دخترشان را در یک مرکز خرید ملاقات کنند. اما در یک اشتباه مضحک، آنها به جای ورودی اصلی، وارد یک گنبد عظیم و کاملاً ایزوله به نام «بیو-دوم» میشوند؛ یک پروژه علمی پیشرفته که قرار است برای یک سال به طور کامل از دنیای بیرون جدا بماند تا محیطی بکر و دستنخورده را برای مطالعه دانشمندان فراهم کند. ورود ناخواسته این دو، کل برنامه را به هم میریزد و آنها را در کنار تیمی از دانشمندان جدی و متعهد، در این محیط بسته زندانی میکند. حالا باد و دویل باید با شیطنتها و شوخیهای خود، نه تنها با قوانین سختگیرانه علمی کنار بیایند، بلکه یکدیگر را در این مأموریت ناخواسته یکساله سرگرم کنند.
خلاصه داستان: این فیلم جنگی حماسی به کارگردانی کلینت ایستوود، داستان واقعی سربازانی را روایت میکند که در نبرد خونین ایوو جیما در جنگ جهانی دوم شرکت داشتند. فیلم بر سه سرباز به نامهای جان "دکتر" بردلی، رنه گاگنون و ایرا هیز تمرکز دارد که پس از گرفتن عکس نمادین برافراشتن پرچم بر فراز کوه سوریباچی، به عنوان قهرمانان ملی شناخته میشوند. اما در حالی که دولت آمریکا از آنها برای ترویج فروش اوراق قرضه جنگی استفاده میکند، این سه مرد با بار سنگین شهرت و خاطرات هولناک جنگ دست و پنجه نرم میکنند. فیلم با بازگشت به گذشته و حال، تفاوت میان ادراک عمومی از قهرمانی و واقعیت تلخ جنگ را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه این سربازان با عواقب روانی نبرد و فشارهای ناشی از شهرت ناگهانی مواجه شدند. بازیگرانی چون رایان فیلیپ، جسی بردفورد و آدام بیچ در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: این فیلم بریتانیایی به کارگردانی جیمز آئیووری در سال ۱۹۹۲، بر اساس رمان مشهور ای. ام. فوستر ساخته شده است. داستان حول محور دو خانواده کاملاً متفاوت در انگلستان اوایل قرن بیستم میچرخد: خانواده ویلکاکس که نماینده بورژوازی ثروتمند و سنتی هستند و خانواده شلگل که روشنفکر و لیبرال محسوب میشوند. روابط پیچیده این دو خانواده از طریق شخصیت مارگارت شلگل (با بازی اما تامپسون) و روت ویلکاکس (با بازی ونسا ردگریو) شکل میگیرد. پس از مرگ روت، وصیتنامهای مبنی بر واگذاری خانه ییلاقی خانوادگی به نام «هاواردز اند» به مارگارت کشف میشود که باعث بروز تنش و تعارضات عمیقی میان خانوادهها میشود. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانی چون آنتونی هاپکینز، هلنا بونهام کارتر و ساموئل وست، به بررسی دقیق طبقات اجتماعی، ارزشهای خانوادگی و تضادهای فرهنگی در جامعه ادواردی انگلستان میپردازد.
خلاصه داستان: کاترین مورلند، دختری ساده و خیالپرداز است که عاشق رمانهای گوتیک است. هنگامی که به شهر باث سفر میکند، درگیر دنیای پیچیده و اغواگر جامعه اشرافی میشود. او توسط خانواده تورپ فریب میخورد و سپس به عمارت نورثانگر دعوت میشود، جایی که تخیلات او در مورد رازهای تاریک و اسرارآمیز، واقعیت را تحریف میکند. در این میان، کاترین باید بین خیال و واقعیت تمایز قائل شود و عشق حقیقی خود به هنری تیلنی را در میان تعصبات و بازیهای اجتماعی بیابد. این فیلم اقتباسی از رمان مشهور جین آستن است که با طنز و ظرافت، زندگی و عشق را در قرن هجدهم انگلیس به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو مأمور پلیس در حالی که طوفان ویرانگری در حال نزدیک شدن است، برای تخلیه ساختمان آپارتمانی مرتفعی فرستاده میشوند. آنها باید با یک گروه از ساکنان سرسخت که حاضر به ترک خانههایشان نیستند مقابله کنند. اما وقتی گروهی از سارقان مسلح برای سرقت یک گاوصندوق مخفی به ساختمان نفوذ میکنند، وضعیت به سرعت از کنترل خارج میشود. حالا این دو مأمور باید در میان طوفان، آتشسوزی و تیراندازی، جان ساکنان بیگناه را نجات دهند و با تبهکاران بجنگند. در این فیلم اکشن پرهیجان محصول سال ۲۰۲۰، امیل هرشی، کیت باسورث و مل گیبسون در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند و مایکل پولیش کارگردانی آن را بر عهده داشته است.
خلاصه داستان: جو، یک جوان تگزاسی سادهلوح، با این تصور که میتواند با همراهی زنان ثروتمند نیویورک پولدار شود، به این شهر بزرگ میآید. او خود را به عنوان «مرد نیمهشب» معرفی میکند، اما به زودی متوجه میشود که واقعیت زندگی در نیویورک بسیار خشنتر و پیچیدهتر از تصوراتش است. در این میان، با «راتسو» ریزو، مردی بیمار و فریبنده آشنا میشود و این دو، علیرغم تفاوتهای آشکار، دوستی غیرمنتظرهای را آغاز میکنند. فیلم «مرد نیمهشب» به کارگردانی جان اشلزینجر و با بازی درخشان جان ویت و داستین هافمن، تصویری تیره و تأثیرگذار از تنهایی، رویاهای شکسته و قدرت دوستی در حاشیههای جامعه آمریکا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: مستر کروکت یک فیلم کوتاه انیمیشنی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی و نویسندگی برونو کافا است. این فیلم داستان آقای کروکت، یک مرد میانسال تنها و گوشهگیر را روایت میکند که در آپارتمانی کوچک و بهشدت منظم زندگی میکند و تمام روزهایش را با یک برنامهی روتین و تکراری سپری میکند. زندگی او تنها با تماشای تلویزیون و مراقبت از یک گیاه خانگی میگذرد. اما این روند یکنواخت با ورود یک همسایهی جدید و پرجنبوجوش به نام لوسی به هم میریزد. لوسی که پر از انرژی و شور زندگی است، با رفتارهای غیرمنتظره و دوستانهاش، دیوارهای انزوا و نظم خشک آقای کروکت را فرو میریزد و او را به چالش میکشد تا از منطقهی امن خود خارج شود و طعم تازگی و ارتباط را بچشد. این فیلم کوتاه، با بیانی ظریف و تصویری، به موضوعاتی مانند تنهایی، دوستی و نیاز به تغییر در زندگی میپردازد.
خلاصه داستان: یک هکر نخبه به نام کولتر استیونز که در حال بهبودی از یک تصادف وحشتناک است، توسط یک سازمان دولتی مرموز به نام «بیروت» ربوده شده و در پروژه ای به نام «کد منبع» به کار گرفته می شود. این پروژه یک فناوری پیشرفته است که به او اجازه می دهد برای هشت دقیقه آخر زندگی یک مرد دیگر، سفر در زمان کند و وارد بدن او شود. وظیفه او این است که با ورود مکرر به بدن یک مسافر قطار که در یک حمله تروریستی کشته شده، هویت بمب گذار را شناسایی کرده و از یک حمله بزرگتر در شیکاگو جلوگیری کند. کولتر که در ابتدا سردرگم است، به تدریج با این واقعیت دردناک روبرو می شود که خودش در واقع مرده است و تنها یک نسخه ذهنی از او برای این ماموریت استفاده می شود. با هر بار ورود به دنیای «کد منبع»، او نه تنها به دنبال سرنخ های تروریست می گردد، بلکه سعی می کند هویت خود را درک کرده و با کریستینا، یکی از مسافران قطار که به او علاقه مند می شود، ارتباط برقرار کند. این فیلم علمی-تخیلی مهیج به کارگردانی دانکن جونز و با بازی جیک جیلنهال، در سال ۲۰۱۱ ساخته شده و مفاهیم عمیقی مانند هویت، واقعیت و فداکاری را به تصویر می کشد.