خلاصه داستان: یک نویسنده آشپزی به نام کالین که در آپارتمان جدیدش ساکن میشود، به زودی متوجه میشود که زندگی آرام او با همسایه دیوار به دیوارش، سایمون، که هر شب با زنان مختلف سر و صدای زیادی ایجاد میکند، مختل شده است. کالین که از بیخوابی و مزاحمتهای مداوم به ستوه آمده، تصمیم میگیرد با سایمون رودررو شود و از او بخواهد که این رفتار را متوقف کند. اما این رویارویی اولیه به شروع رابطهای پرتنش و طنزآمیز بین آنها تبدیل میشود. در حالی که کالین سعی میکند روی کار جدیدش تمرکز کند و سایمون به سبک زندگی خود ادامه میدهد، این دو به تدریج متوجه جنبههای پنهان شخصیت یکدیگر میشوند و احساسات غیرمنتظرهای در آنها شکل میگیرد. این داستان عاشقانه کمدی، ماجرای رابطهای غیرمعمول را روایت میکند که از یک اختلاف کوچک شروع شده و به یک داستان عاشقانه جذاب تبدیل میشود.
خلاصه داستان: داستان این فیلم علمی-تخیلی درام که در سال ۲۰۱۸ توسط جولیا هارت ساخته شد، در جهانی پساآخرالزمانی روایت میشود که بیش از یک دهه است باران نیامده و جامعه در بحران بیآبی و فروپاشی قرار دارد. گوگو مباتا-را در نقش روث، زنی سیاهپوست با تواناییهای فراطبیعی بازی میکند که میتواند جهان اطرافش را به اجزای مولکولی تجزیه کند و دوباره آن را بسازد. روث به دلیل ترس از دستگیری توسط مقامات، سالهاست که از خانوادهاش دور مانده و به تنهایی در جامعهای کوچک و خشک زندگی میکند. اما وقتی وضعیت وخیمتر میشود، او مجبور میشود به خانهی مادری خود، بوا (لورین توسین) و دختر جوانش، لیلی (سینیا والاس) بازگردد. در این بازگشت، روث نه تنها با گذشتهی خود روبرو میشود، بلکه باید رازهای خانوادگی و قدرتهای موروثی خود را که از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند، کشف و کنترل کند. این فیلم با تمرکز بر رابطهی سه نسل از زنان قدرتمند، مفاهیم هویت، میراث و مسئولیت را در قالب یک داستان شخصی و در عین حال حماسی بررسی میکند.
خلاصه داستان: هلن تروآ محصول سال ۲۰۰۳، یک مینیسریال حماسی به کارگردانی جان کنت هریسون است که داستان افسانهای جنگ تروآ را از دیدگاه هلن، ملکه اسپارتا روایت میکند. در این سریال، سیئنارا بلو در نقش هلن، متیو مارسدن در نقش پاریس، روفوس سوئل در نقش آگاممنون و جان ریز-دیویس در نقش پریاموس به ایفای نقش پرداختهاند. داستان با عشق پنهانی هلن و پاریس، شاهزاده تروآ، آغاز میشود. پاریس که برای مأموریتی دیپلماتیک به اسپارتا سفر کرده، عاشق هلن، همسر منلائوس، پادشاه اسپارتا میشود. هلن نیز که در زندگی زناشویی خود ناخشنود است، به عشق پاریس پاسخ میدهد و سرانجام با او به تروآ فرار میکند. این فرار خشم منلائوس و برادرش آگاممنون، پادشاه میسنی را برمیانگیزد و آنها سپاهی عظیم از جنگجویان یونانی را برای بازپس گرفتن هلن و نابودی تروآ گرد هم میآورند. محاصره ده ساله تروآ آغاز میشود و هلن که در قلب این طوفان گرفتار شده، شاهد ویرانی و مرگ بیشماری است که به خاطر عشق او به بار آمده است. این سریال با بهرهگیری از جلوههای ویژه و صحنههای نبرد باشکوه، روایتی انسانی و دراماتیک از یکی از بزرگترین افسانههای تاریخ ارائه میدهد و به بررسی پیامدهای ویرانگر عشق، غرور و انتقام میپردازد.
خلاصه داستان: مردی تنها به نام دنیل که در شهری کوچک زندگی میکند، پس از مرگ همسرش در یک سانحه رانندگی، دچار افسردگی شدید میشود و خود را در خانه حبس میکند. او هر شب توسط روح همسر مرحومش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و صداهای عجیب و صحنههای ترسناکی را تجربه میکند. با وخیمتر شدن وضعیت، دنیل متوجه میشود که این روح ممکن است همسرش نباشد و یک نیروی شیطانی قصد دارد او را به جنون بکشاند. او باید راز مرگ همسرش و حقیقت پشت این ارواح را کشف کند تا بتواند از این کابوس رهایی یابد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پرواز به خانه» (۱۹۹۶) به کارگردانی کارول بالارد، داستان دختری ۱۳ ساله به نام ایمی (آنا پاکوین) را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، نزد پدر بیمهارت خود، توماس (جف دانیلز)، در مزرعهای دورافتاده در انتاریو زندگی میکند. زمانی که ایمی یک دسته تخم غازهای کانادایی را پیدا میکند و آنها را پرورش میدهد، او و پدرش با چالش بزرگی مواجه میشوند: چگونه میتوانند این پرندگان را به خانه زمستانی خود در جنوب مهاجرت دهند؟ آنها با همکاری یکدیگر، دو هواپیمای فوقسبک میسازند تا غازها را در یک سفر پرماجرا و خطرناک به خانه هدایت کنند. این سفر نه تنها یک ماجراجویی نفسگیر است، بلکه به فرصتی برای التیام زخمهای گذشته و نزدیک شدن دوباره پدر و دختر تبدیل میشود. بازی درخشان پاکوین و دانیلز، همراه با صحنههای پرواز تماشایی، این فیلم خانوادگی را به اثری بهیادماندنی و الهامبخش تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: سریال کمدی-پستآپوکالیپسی «روز نو» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی برد پیتون و آرون الیوت، بر اساس رمان گرافیکی برایان رالف ساخته شده است. این سریال داستان جوآش (جاش) ویلر، دانشآموز دبیرستانی را روایت میکند که پس از یک انفجار اتمی، در شهری به نام گلاودین در کالیفرنیا گیر افتاده است. در این دنیای جدید، تمام بزرگسالان به زامبیهای خطرناک تبدیل شدهاند و جوآش به همراه گروهی از نوجوانان بازمانده، از جمله آنجلیکا، مایکل و وزلی، برای بقا میجنگند. جوآش که عاشق سمی، دختری محبوب در مدرسه است، در میان این آشوب به دنبال او میگردد و در این مسیر با قبایل مختلف نوجوانان، از جمله گوگولها به رهبری توربی، مواجه میشود. این سریال با طنز سیاه و ارجاعات فراوان به فرهنگ پاپ، به مسائل نوجوانان در دنیای مدرن میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم مستند به کارگردانی لوک هولت، آخرین نسل از بازماندگان آلمانی که در دوران رایش سوم زندگی میکردهاند را به تصویر میکشد. این افراد که در زمان وقایع جنگ جهانی دوم جوان یا نوجوان بودهاند، اکنون در اواخر عمر خود قرار دارند و برای اولین بار خاطرات، تجربیات و نقش خود در آن دوران تاریک را بازگو میکنند. فیلم با مصاحبههای عمیق و صریح، به بررسی مسئولیتپذیری، انکار و حافظه تاریخی میپردازد و بینشهای تازهای درباره زندگی عادی در آلمان نازی ارائه میدهد. این روایتهای دستاول، تصویری پیچیده و اغلب ناراحتکننده از نحوه مشارکت، همکاری یا مقاومت افراد عادی در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ بشر را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: فیلمی جنایی و نوآر به کارگردانی پل توماس اندرسن که در سال ۱۹۹۶ ساخته شد. فیلم داستان سیدنی براون، یک قمارباز حرفهای و مرموز را روایت میکند که به یک مرد جوان و درمانده به نام جان کمک میکند تا راه و چاه زندگی را بیاموزد. سیدنی جان را با خود به دنیای قمار و کازینوها میبرد و به او مهارتهای بقا را آموزش میدهد. اما با ورود کلمنتاین، یک پیشخدمت کازینو، و جیمی، دوست پسر خشن او، زندگی تازهی جان و سیدنی دچار تحولات غیرمنتظره و خطرناکی میشود. فیلم با بازی درخشان فیلیپ بیکر هال در نقش سیدنی، جان سی ریلی در نقش جان، گوینت پالترو در نقش کلمنتاین و ساموئل ال. جکسون در نقش جیمی، اثری جذاب و پرتعلیق درباره تقدیر، گناه و پیوندهای انسانی است.
خلاصه داستان: یک فیلم مهیج و روانشناختی محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی آرتور پن با بازی مری استینبورگن، رادی مکداول و جان گودمن. کتی، بازیگر جوان و بلندپرواز، برای یک آزمون بازیگری در خانهای دورافتاده و برفی حاضر میشود. اما به زودی متوجه میشود که در دامی مرگبار افتاده است. دکتر لویس، مردی مرموز و صاحب خانه، و همدستش به نظر میرسد نقشههایی شوم برای او دارند. کتی باید برای نجات جان خود و فاش کردن رازهای این خانه ترسناک، از تمام هوش و ذکاوت خود استفاده کند. این فیلم با فضاسازی نفسگیر، تعلیق بالا و بازی درخشان استینبورگن، تماشاگر را تا آخرین لحظه روی لبه صندلی نگه میدارد.
خلاصه داستان: استیو مارتین در نقش جرج، پدری که تازه با ازدواج دخترش آنی کبریانا شده، حالا با دو خبر غافلگیرکننده مواجه میشود: همسرش نینا (دایان کیتن) در سن ۴۸ سالگی باردار است و دخترش آنی نیز صاحب فرزند میشود. جرج که هنوز از شوک پدربزرگ شدن فارغ نشده، حالا باید خود را برای پدر شدن دوباره آماده کند. این کمدی طنز به کارگردانی چارلز شایر در سال ۱۹۹۵، با بازی مارتین شورت و کیمبرلی ویلیامز، داستان شوخیها و چالشهای خانوادگی را روایت میکند که جرج در مسیر پذیرش این تغییرات بزرگ تجربه میکند.