خلاصه داستان: این مستند جذاب به کارگردانی برایان فوگل، زندگی تراژیک جمال خاشقجی، روزنامهنگار سرشناس عربستانی و منتقد حکومت سعودی را روایت میکند. داستان با تمرکز بر قتل فجیع او در کنسولگری عربستان در استانبول در سال ۲۰۱۸، شبکهای پیچیده از قدرت، فساد و نقض حقوق بشر را آشکار میسازد. فیلم با استفاده از مصاحبههای اختصاصی با نزدیکان خاشقجی، فعالان حقوق بشر و تحلیلگران سیاسی، به بررسی عمیق این پرونده میپردازد و تلاش میکند تا حقیقت را در برابر سانسور و انکار قرار دهد. «The Dissident» اثری قدرتمند و تکاندهنده است که نه تنها به زندگی یک فرد میپردازد، بلکه نمادی از مبارزه برای آزادی بیان و عدالت در جهان امروز است.
خلاصه داستان: یک دانشجوی جوان رشته مهندسی که به تازگی فارغالتحصیل شده، به اشتباه به عنوان متخصص برق شناخته میشود و برای طراحی و نصب سیستم الکتریکی یک خانه مجلل استخدام میگردد. او که دانش عملی چندانی در این زمینه ندارد، با استفاده از کتابهای درسی و اطلاعات نظری، دست به کار میشود. اما طراحیهای پیچیده و غیرمعمول او از جمله پلههای برقی، آسانسورهای خودکار و سیستمهای روشنایی هوشمند، به جای راحتی، باعث ایجاد یک سری موقعیتهای کمدی و آشوبهای خندهدار میشوند. در نهایت، تمام سیستمهای برقی خانه از کار میافتند و هرج و مرج کامل به پا میشود. این فیلم صامت کوتاه محصول سال ۱۹۲۲ به کارگردانی باستر کیتون و با بازی او و جو رابرتز ساخته شده است.
خلاصه داستان: این فیلم رمانتیک کمدی محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی ریک جاکوبسن، داستان ایزابل (لیندا کاردلیانی)، آرایشگر خیابانی جسور و با اعتماد به نفس در نیویورک را روایت میکند که زندگیاش با دعوت به آرایش موی شاهزاده تاماس (مینو ماکرو) در پادشاهی خیالی لاوینیا دگرگون میشود. ایزابل که به هیچکس و هیچچیز جز اصول خودش تعهد ندارد، به زودی متوجه میشود که شاهزاده در آستانه ازدواجی مصلحتی با کنتس ایزابلا (آماندا دال بو) قرار دارد تا به کشورش کمک کند. با نزدیک شدن مراسم عروسی، ایزابل و شاهزاده درگیر رابطهای میشوند که هر دو را به چالش میکشد و مجبورشان میکند بین وظیفه و عشق، زندگیای را انتخاب کنند که واقعاً میخواهند. این فیلم با بازیگرانی چون کارملا زامبونی و برت تکر، داستانی دلنشین و مدرن از یک شاهزاده و دختری معمولی را به تصویر میکشد که ثابت میکنند عشق میتواند بر همه چیز غلبه کند.
خلاصه داستان: فیلم «دختری که گریخت» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی داگلاس شولز و با بازیگری کاترینا بوو، کریستینا کاکاوا و کریسکو است. داستان این فیلم درام و هیجانانگیز حول محور زنی به نام سارا میچرخد که پس از سالها به زادگاه خود بازمیگردد تا با گذشته تاریک خود روبرو شود. او که در دوران نوجوانی شاهد یک حادثه هولناک بوده، اکنون باید رازهایی را که سالها پنهان کرده آشکار کند. سارا متوجه میشود که اتفاقاتی که در گذشته رخ داده، هنوز بر زندگی ساکنان شهر تأثیر میگذارد و او برای یافتن حقیقت و نجات خودش باید با ترسهای قدیمی مقابله کند. این فیلم با ایجاد فضایی پرتعلیق، مخاطب را درگیر ماجرای پیچیده شخصیت اصلی میکند و نشان میدهد که چگونه گذشته میتواند بر حال و آینده تأثیر بگذارد.
خلاصه داستان: فیلمی کمدی و خانوادگی محصول سال ۱۹۹۴ آمریکا به کارگردانی پنلوپ اسفیریس است. داستان حول محور گروهی از بچههای خردسال به نام «دسته ما» میچرخد که در یک باشگاه مخفی در گاراژ خانهشان دور هم جمع میشوند. اعضای اصلی این گروه شامل اسپانکی، آلفالفا، باکی، پورکی پی، داریلا، پتی، استیمبی و پتزی هستند. مشکل اصلی زمانی شروع میشود که آلفالفا، یکی از اعضای وفادار گروه، عاشق دالی، دختر جدید مدرسه، میشود. این موضوع باعث خشم دوستانش، به خصوص اسپانکی، میشود زیرا طبق قوانین باشگاه، دخترها «دشمن» محسوب میشوند و نباید با آنها ارتباط داشت. آلفالفا برای جلب توجه دالی، در یک مسابقه مهم اتومبیلرانی شرکت میکند و در این مسیر، دوستیهای قدیمی به خطر میافتد. فیلم با بازی بازیگران خردسال بااستعدادی مانند تراویس تدفورد، کوین جیمز واتسون، ونسا لی چستر و ملیسا جولین هارت، لحظات خندهدار و مفرحی را برای تمام سنین خلق کرده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در روستای کوچک ناکس کانتی، اوهایو، آرتور راسل (بیل اسکاشگورد) از جنگ جهانی دوم بازمیگردد و با شارلوت (هیلی بنت) ازدواج میکند. آنها صاحب پسری به نام آرون (تام هالند) میشوند. آرتور که از وحشتهای جنگ آسیب دیده، به مذهب افراطی روی میآورد و به همراه پسرش در جنگل به دعا و قربانی کردن میپردازد. شارلوت بر اثر سرطان میمیرد و آرتور نیز پس از آن خودکشی میکند. آرون که حالا یتیم شده، نزد مادربزرگش (کریستین گریفیت) و پدربزرگش (دیوید مورس) بزرگ میشود. در همین حین، کشیشی فاسد به نام پرستون تگاردین (رابرت پتینسون) به شهر میآید و با دختری به نام لنورا (الایزا اسکنلن) آشنا میشود. لنورا که توسط پدرخواندهاش مورد آزار قرار گرفته، به همراه برادرش به کلیسای تگاردین پناه میبرد. از سوی دیگر، زوجی به نام کارل (جیسون کلارک) و سندی هندرسون (رایلی کیئو) که قاتلان زنجیرهای هستند، در جادهها به دنبال قربانیان خود میگردند. زندگی این شخصیتها به تدریج در هم تنیده میشود و خشونت، فساد و شرارت را در دل جامعه مذهبی و روستایی آمریکا به تصویر میکشد. فیلم به کارگردانی آنتونیو Compos در سال ۲۰۲۰ ساخته شده و بر اساس رمانی به همین نام از دونالد ری پولاک است. تام هالند، رابرت پتینسون، بیل اسکاشگورد، هیلی بنت، جیسون کلارک و رایلی کیئو از بازیگران اصلی این فیلم هستند.
خلاصه داستان: یک فیلم مستند تحسینشده به کارگردانی جیمز فاکس که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد و به بررسی یکی از مرموزترین پدیدههای زمان ما میپردازد: یوفوها. این مستند جامع با استفاده از تصاویر آرشیوی خارقالعاده، شهادتهای دستاول از مقامات نظامی و دولتی سابق، خلبانان، سناتورها و شاهدان عینی، و همچنین تحلیلهای کارشناسان، به کاوش در تاریخچه طولانی مواجهات با اشیای ناشناس پرنده میپردازد. فیلم که با استقبال گستردهای روبرو شد، شواهد قانعکنندهای را ارائه میدهد که نشان میدهد این پدیده نه تنها واقعی است، بلکه توسط دولت ایالات متحده برای دههها مورد مطالعه و پنهانکاری قرار گرفته است. از شهادتهای تکاندهنده خلبانان نیروی دریایی در مورد مواجهات با یوفوها گرفته تا افشاگریهای مقامات سابق پنتاگون، این مستند بیننده را به چالش میکشد تا در مورد جایگاه ما در کیهان و حقیقتی که ممکن است از ما پنهان شده باشد، تجدید نظر کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «آسمان همهجا هست» (The Sky Is Everywhere) محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی جوزفین دکر، بر اساس رمانی از جندی نلسون، داستان دختر نوجوانی به نام لن را روایت میکند که در پی مرگ ناگهانی خواهر بزرگترش بیلی، غرق در اندوه میشود. لن که همیشه در سایه خواهر محبوب و پرجنبوجوشش قرار داشت، اکنون باید با فقدان او و آشفتگی احساساتش کنار بیاید. در این میان، او به طور همزمان به جو، نوازنده گروه موسیقی مدرسه که با بیلی رابطه داشت، و توبی، پسر همسایه که رازی مشترک با لن دارد، احساس جذب میکند. این کشمکش عاطفی و سفر او برای یافتن صدای خودش در دنیایی که بیلی در آن نیست، هسته اصلی این درام عاشقانه شاعرانه را تشکیل میدهد. بازیگران اصلی فیلم عبارتند از: گریس کافمن در نقش لن، جیسون سیگل، چری جونز، جاکوب لاتیمور در نقش جو و پیکو الکساندر در نقش توبی.
خلاصه داستان: یک شکارچی اسرارآمیز و بینام که تنها با موسیقی سوتگونهاش شناخته میشود، در بیابانهای خشک و خشن جنوب غربی آمریکا پرسه میزند. این شخصیت نمادین که توسط کلینت ایستوود در سهگانهی اسپاگتی وسترن مشهور ساختهشده توسط سرجو لئونه به تصویر کشیده شده است، مردی ساکت، مرموز و بسیار کارآمد است که برای پول کار میکند اما اغلب درگیر ماجراهایی میشود که در آن باید از مظلومی در برابر زورگویان دفاع کند. فیلمهای «به خاطر یک مشت دلار» (۱۹۶۴)، «به خاطر چند دلار بیشتر» (۱۹۶۵) و «خوب، بد، زشت» (۱۹۶۶) داستان این قهرمان ضدقهرمان را روایت میکنند که با استفاده از هوش، مهارتهای تیراندازی خارقالعاده و یک ذخیرهی تقریباً تمامنشدنی از کارتهای برنده، در دنیایی پر از خیانت و خشونت به بقا ادامه میدهد. این سهگانه نه تنها ژانر وسترن را متحول کرد، بلکه شخصیتی را به سینما معرفی کرد که به یکی از ماندگارترین چهرههای تاریخ این هنر تبدیل شد.
خلاصه داستان: یک مهاجر لهستانی به نام ایو در سال ۱۹۲۱ به الیس آیلند میرسد و امیدوار است زندگی جدیدی را در آمریکا آغاز کند. خواهرش ماگدا به دلیل بیماری در قرنطینه نگه داشته میشود و ایو برای پرداخت هزینههای درمان او به کمک مردی به نام برونو نیاز پیدا میکند. برونو که در ابتدا مهربان به نظر میرسد، ایو را به کار در یک کاباره وادار میکند و او را در دام فساد و استثمار میاندازد. در این میان، ایو با جادوگری به نام اورلاندو آشنا میشود که به او امید و راه فراری برای نجات خواهرش و خودش پیشنهاد میدهد. فیلم «مهاجر» به کارگردانی جیمز گری و با بازی ماریون کوتیار، واکین فینیکس و جرمی رنر، داستانی غمانگیز و عمیق درباره فداکاری، بقا و جستجوی رهایی در سرزمینی پر از وعده و خطر است.