خلاصه داستان: خلاصه داستان: «آنا» (Anna) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی لوک بسون، با بازی زیبا و خیرهکننده ساشا لوس در نقش اصلی، داستان زنی مرموز و جذاب را روایت میکند که در پس ظاهری فریبنده، یکی از مرگبارترین مأموران مخفی جهان است. آنا در حالی که به عنوان یک مانکن فوقالعاده در پاریس فعالیت میکند، توسط سازمان اطلاعاتی KGB استخدام شده و برای انجام مأموریتهای ترور در سراسر جهان به کار گرفته میشود. او که در یک بازی مرگبار بین KGB و CIA گرفتار شده، دائماً باید برای بقا و رسیدن به آزادی خود تلاش کند. فیلم با فلشبکهای متعدد، گذشته تاریک آنا و رازهای پنهان او را آشکار میکند و تماشاگر را در یک تریلر نفسگیر با توطئههای پیچیده و اکشنهای خیرهکننده غرق میکند. بازیگرانی همچون هلن میرن، لوک ایوانز و کیلیان مورفی نیز در این فیلم ایفای نقش کردهاند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۴، گروه افسانهای بیتلز با حضور جان لنون، پل مککارتنی، جرج هریسون و رینگو استار، دنیا را با موجی از هیجان و تحول موسیقایی مواجه کردند. این مستند به کارگردانی آلبرت میزلس و دیوید میزلس، لحظات تاریخی حضور بیتلز در آمریکا را به تصویر میکشد؛ از فرود در فرودگاه کندی و استقبال پرشور هزاران هوادار تا اجراهای تلویزیونی و مصاحبههای به یاد ماندنی. فیلم با نگاهی نزدیک به زندگی شخصی و حرفهای این چهار جوان لیورپولی، تأثیر شگرف آنها بر فرهنگ عامه و آغاز «تهاجم بریتانیایی» را ثبت میکند. این اثر نه تنها یک سند تاریخی ارزشمند است، بلکه شور و انرژی بینظیر دوران طلایی پاپ را به نمایش میگذارد و بیننده را به قلب یکی از مهمترین جنبشهای موسیقایی قرن بیستم میبرد.
خلاصه داستان: یک داستان حماسی عاشقانه در سال ۱۹۳۹، همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم، در شمال دورافتاده استرالیا. لیدی سارا اشلی، اشرافزادهای انگلیسی، برای ملاقات با همسرش به استرالیا سفر میکند، اما با مرگ او مواجه میشود. او مجبور است برای حفظ میراث خانوادگی خود، یک مزرعه دامداری وسیع را مدیریت کند. در این راه با دروور، یک گلهدار خشن اما با قلب مهربان، آشنا میشود و با کمک او و نالا، یک پسر بچه بومی، برای نجات مزرعه خود در برابر توطئههای رقیب قدرتمندش، کارپنیا، میجنگد. فیلمی به کارگردانی باز لورمان با بازی نیکول کیدمن و هیو جکمن، که داستانی از عشق، از دست دادن و غلبه بر مشکلات را در پسزمینهای از جنگ جهانی دوم روایت میکند.
خلاصه داستان: الکساندرا، دختر جوانی که بیشتر وقت خود را با خواندن کتابهای داستانی میگذراند، به طور اتفاقی دری مخفی در اتاقش پیدا میکند که او را به دنیای جادویی مالویبیا میبرد. در آنجا با پرنسس لیدیویک، موجودی دریایی به نام نوری و الفی به نام کینو آشنا میشود. مالویبیا تحت سلطه مالینا، جادوگری شرور است که با استفاده از جادوی خود جادوی بقیه موجودات را دزدیده و آنها را تحت کنترل دارد. الکساندرا متوجه میشود که کلید نجات این دنیا در دستان او و قدرت کلمات جادویی است. او باید بر ترس خود غلبه کرده و با کمک دوستان جدیدش، شجاعت را در خود پیدا کند تا بتواند جادو را به مالویبیا بازگرداند و درب مخفی را برای همیشه ببندد. این انیمیشن موزیکال محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی کارن جی. لوید و با صداپیشگی اشلی بال، کیتی کرونان و دینا اسنود است.
خلاصه داستان: یک مرد جوان خوشتیپ به نام جولیان کِی (با بازی ریچارد گیر) در لسآنجلس به عنوان یک مرد همراه سطح بالا فعالیت میکند و با ثروتمندان و مشتریان مرفه در ارتباط است. زندگی او با ظاهری لوکس و پرزرقوبرق پیش میرود تا اینکه ناگهان متهم به قتلی میشود که مرتکب آن نشده است. با به دام افتادن در یک توطئه پیچیده، جولیان باید برای اثبات بیگناهی خود تلاش کند و در این مسیر با زنی متأهل به نام میشل (با بازی لورن هاتون) آشنا میشود که عشق و امید را به زندگی او بازمیگرداند. پل شریدر در سال ۱۹۸۰ این فیلم نوآر روانشناختی را کارگردانی کرد و با موسیقی متن به یادماندنی جورجیو مورودر، تصویری جذاب و تاریک از زندگی زیرین جامعه مرفه لسآنجلس را به تصویر کشید.
خلاصه داستان: فیلم کمدی رمانتیک «چون من اینطور گفتم» به کارگردانی مایکل لمن و محصول سال ۲۰۰۷، داستان دافنه وایلدِر (با بازی دایان کیتن)، مادری مجرد و بیش از حد محافظهکار را روایت میکند که زندگی خود را وقاف دخترانش کرده است. او که نگران تنها ماندن کوچکترین دخترش، میلی (با بازی مندی مور)، است، تصمیم میگیرد برای او در یک سایت دوستیابی آگهی بدهد و سپس خودش به جای میلی شروع به مصاحبه با مردان میکند تا بهترین گزینه را برای او انتخاب کند. در این میان، میلی عاشق جانی (با بازی گبریل مچت)، موزیسین جذابی میشود که مادرش او را مناسب نمیداند و در مقابل، او را به سوی معمار خوشتیپی به نام جیسون (با بازی تام اورت اسکات) سوق میدهد. این مداخلهی بیجا باعث ایجاد موقعیتهای خندهدار و در عین حال تلخکامیهایی برای میلی و خواهرانش میشود و در نهایت، دافنه را به این درک میرساند که باید به دخترانش اجازه دهد خودشان زندگی و عشقشان را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی جین کمپیون که در سال ۱۹۹۰ ساخته شد و بر اساس زندگی جنت فریم، نویسنده نیوزیلندی ساخته شده است. این فیلم زندگی نویسنده را از کودکی تا بزرگسالی به تصویر میکشد و موانع و چالشهایی را که او در مسیر نویسندگی با آنها روبرو بوده، نشان میدهد. بازیگران اصلی فیلم کری فاکس، آلکسیس آرچر و کارن فرگوسن هستند که نقشهای مختلف جنت فریم را در سنین مختلف بازی میکنند. داستان فیلم حول محور زندگی جنت فریم میچرخد که در کودکی با مشکلات خانوادگی و اجتماعی روبرو است و در بزرگسالی نیز با چالشهای روحی و روانی دست و پنجه نرم میکند. او در نهایت به نویسندگی روی میآورد و از طریق نوشتن، هویت و صدای خود را پیدا میکند. این فیلم به شیوهای صمیمی و انسانی، زندگی این نویسنده را روایت میکند و بر اهمیت هنر و ادبیات در شکلدهی به هویت فردی تأکید دارد.
خلاصه داستان: در خلاصه داستان این فیلم کوتاه، بهار در شهری کوچک با نزدیک شدن به تعطیلات عید پاک، امید و تولدی دوباره را به همراه میآورد. داستان حول محور سارا، یک معلم مدرسه ابتدایی، میگردد که در تلاش است تا شادی و معنا را به زندگی دانشآموزان خود و جامعهی محلی بیاورد. او تصمیم میگیرد با همکاری بچهها و خانوادههایشان، یک جشنوارهی گل بهاری و یک نمایشگاه هنری دستساز برای عید پاک ترتیب دهد. در این میان، مگی، دانشآموزی خجالتی با استعداد نقاشی استثنایی، با تشویق سارا، کشف میکند که هنرش میتواند الهامبخش دیگران باشد. کارگردان این اثر کوتاه و تأثیرگذار، بر ارزشهای همکاری، کشف استعدادهای پنهان و قدرت امید در کنار همسایگان تأکید میکند و تماشاگر را به سفری دلنشین در آستانهی فصل نو میبرد.
خلاصه داستان: دو برادر آمریکایی به نامهای یان و تاد به آلمان سفر میکنند تا خاکستر پدربزرگشان را به زادگاهش بازگردانند. در آنجا، آنها به طور اتفاقی با یک جشنواره مخفی و زیرزمینی نوشیدن آبجو به نام «بییرفست» (Beerfest) مواجه میشوند که در آن تیمهای ملی از سراسر دنیا برای کسب عنوان قهرمانی به رقابت میپردازند. پس از تحقیر شدن توسط تیم ملی آلمان، این دو برادر تصمیم میگیرند به آمریکا بازگردند و با جمعآوری گروهی از بهترین نوشندگان آبجو، تیمی به نام «تیم آمریکا» تشکیل دهند تا سال بعد به آلمان بازگردند و در این مسابقات شرکت کرده و انتقام بگیرند. این فیلم کمدی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جی چاندراسخار و با بازیگری کلانسی براون، جی چاندراسخار، کوین هیلی، استیو لم، پال سوتر و اریک کریستین اولسن است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی رمانتیک «فرودگاه عشق» (Baggage Claim) محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی دیوید ای. تالبوت و با بازی پائولا پاتون در نقش مونتانا مور، یک مهماندار پرواز سی و پنج ساله است که با فشار خانواده و دوستانش برای ازدواج مواجه میشود. او که نگران تنها ماندن است، با کمک همکارانش یک مأموریت مخفیانه را آغاز میکند: ردیابی و ملاقات با تمام مردانی که در گذشته با آنها رابطه داشته است، به این امید که یکی از آنها را برای ازدواج پیدا کند. در این میان، دوست صمیمی و همسایهاش، ویلیام رایت (دریک لوک)، که همیشه در کنارش بوده، به او کمک میکند. مونتانا در طول این سفر عجیب و غریب با شخصیتهای مختلفی روبرو میشود و در نهایت متوجه میشود که شاید عشق واقعی تمام این مدت درست پیش چشمش بوده است. این فیلم با حضور بازیگرانی چون جیل اسکات، آدام برودی، تی آی، تیاملا جونز و بورنیتا ال. ترنر، داستانی طنزآمیز و دلنشین درباره عشق، خودشناسی و پذیرش خویشتن را روایت میکند.