خلاصه داستان: فیلم «شکستناپذیر» (Invictus) به کارگردانی کلینت ایستوود و بازی درخشان مورگان فریمن و مت دیمون در سال ۲۰۰۹ ساخته شده است. این فیلم داستان واقعی نلسون ماندلا (رئیسجمهور آفریقای جنوبی) را پس از پایان دوران آپارتاید روایت میکند که با استفاده از تیم ملی راگبی این کشور (Springboks) قصد دارد وحدت ملی را در میان مردمی که از دههها تبعیض نژادی رنج میبرند، احیا کند.
خلاصه داستان: فیلم «مرغ کُشتی» (Chicken Run) که در سال 2000 به کارگردانی پیتر لرد و نیک پارک ساخته شد، داستان گروهی از مرغهای ساکن یک مزرعه را روایت میکند که در انتظار سرنوشتی تلخ در دستگاه سوخاری صاحبشان هستند. با ورود «راکی»، خروسی ماجراجو و پرندهای که از ترسش از دستگاه فرار کرده، امیدی تازه در دل «جری»، مرغی سرکش و باهوش زنده میشود. جری با دیدن توانایی راکی در پرواز، نقشهای جسورانه برای نجات جان همه مرغها میکشد: آموزش پرواز به آنها تا بتوانند از مزرعه بگریزند. اما در این میان، خطری بزرگتر در کمین است؛ «خانم توبی»، صاحب مزرعه، که با نقشههای شیطانی و دستگاه سوخاری غولپیکرش، قصد دارد تا آخرین مرغ را هم به سوخاری تبدیل کند.
خلاصه داستان: فیلم غریزه (Instinct) به کارگردانی هنری هاثورن و بازی آنتونی هاپکینز و کیسی افلک در سال ۱۹۹۹ ساخته شده است. داستان درباره روانشناسی به نام ایتن پاول است که به جرم قتل به زندان محکوم شده اما هیچ حرفی برای گفتن ندارد تا اینکه دکتر تئودور گریک برای بررسی پروندهاش به زندان میآید و متوجه میشود که او حقایقی عمیق درباره ذات انسان و حیوانات کشف کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «دل دیوانه» (Crazy Heart) به کارگردانی اسکات کوپر و با بازی درخشان جف بریجز در نقش بیگل کانری، خوانندهٔ مشهور موسیقی کانتری است که در اواخر دههٔ ۴۰ زندگی خود، با مشکلات حرفهای، مالی و اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم میکند. او که در حاشیهٔ شهرهای کوچک آمریکا کنسرتهای نامنظمی برگزار میکند، با خبرنگار جوانی به نام جین (با بازی مگی جیلنهال) آشنا میشود که رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد و امیدی تازه برای نجات زندگیاش پدیدار میشود. اما این رابطه و موفقیت مجدد، او را در برابر چالشهای عمیقتری قرار میدهد که نیازمند رویارویی با گذشته و تغییری اساسی است.
خلاصه داستان: فیلم روز روشن (Daylight) به کارگردانی راب کوهن و با بازی سیلوستر استالونه در سال 1996 ساخته شده است. داستان این فیلم درباره یک گروه از مسافران است که پس از انفجاری در یک تونل زیردریایی در نیویورک، در دل زمین گرفتار میشوند. سیلوستر استالونه در نقش کیت لاتوره، رانندهای باتجربه که در گذشته مرتکب اشتباهی شده، ظاهر میشود و تلاش میکند تا بازماندگان را نجات دهد. این فیلم پر از صحنههای اکشن و هیجانانگیز است که تلاش انسان برای بقا در شرایط بحرانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «فریاد» به کارگردانی میکلآنجلو آنتونیونی در سال ۱۹۵۷ ساخته شده است. داستان درباره آدریانو (با بازی استیو کوکوآ) مردی است که پس از ترک معشوقهاش به دلیل مشکلات اقتصادی، در جستجوی کار و آرامش روانی در مناطق صنعتی شمال ایتالیا سفر میکند. او در این مسیر با زنان و افراد مختلفی مواجه میشود که هر یک به نوعی درگیر بحرانهای وجودی و اجتماعی خود هستند. این سفر پر فراز و نشیب، او را به تدریج به سمت ناامیدی و فروپاشی روحی سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم گاندار (Gandahar) به کارگردانی رنه لالو در سال 1987 منتشر شد. این انیمیشن فرانسوی داستان پادشاهی آیندهنگر را روایت میکند که توسط موجوداتی مکانیکی به نام «متالان» مورد حمله قرار گرفته است. در این میان، پسری جوان به نام «سیلوین» برای نجات سرزمینش مأموریت مییابد تا با عبور از زمان، ریشه این تهدید را شناسایی و با آن مقابله کند.
خلاصه داستان: فیلم «Crimes of Fashion: Killer Clutch» داستان یک دانشجوی طراحی لباس به نام «تدی» را روایت میکند که در یک بوتیک مد مشغول به کار میشود، اما بهزودی خود را در مرکز یک معمای قتل غیرمنتظره میبیند. در این مسیر، او با کمک دوستانش سعی میکند قبل از اینکه قاتل، او را هدف بعدی خود قرار دهد، هویت قاتل را فاش کند. این فیلم تلویزیونی در سال ۲۰۰۴ به کارگردانی اریک کن و با بازی کالیستا فلوکهارت، جان بک و جان شی در نقشهای اصلی ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم «آیرونکلاد» (Ironclad) به کارگردانی جاناتان انگلیش و با بازی جیمز پیورفوی، پل جیاماتی و شان بین در سال ۲۰۱۱ ساخته شده است. این فیلم داستان یک شوالیه تمپلیار به نام توماس مارشال را روایت میکند که برای محافظت از قلعه راچستر در برابر نیروهای خائن پادشاه جان انگلستان، با گروهی از مزدوران همراه میشود. آنها در یک نبرد خونین و دلیرانه، جان سالم به در بردن از محاصره وحشیانه قلعه راچستر را تجربه میکنند.
خلاصه داستان: مایک داندی، شکارچی معروف استرالیایی، این بار به همراه دوستدخترش سو به لسآنجلس سفر میکند تا در یک برنامه تلویزیونی شرکت کند. اما وقتی پسرش مایکل در یک موزه مشغول کار تابستانی است و شاهد سرقت یک نقاشی ارزشمند توسط گروهی از تبهکاران میشود، مایک وارد ماجراجویی جدیدی در دل شهر بزرگ و پر زرق و برق میشود. او با استفاده از مهارتهای منحصر به فرد و بیپروای خود در برابر این گروه جنایتکار قرار میگیرد و نشان میدهد که حتی در لسآنجلس هم شیر نترسی است. در این فیلم که پل هگیس کارگردانی آن را بر عهده داشته، پل هگیس، سارا بوت و جودی موریس به ایفای نقش پرداختهاند.