خلاصه داستان: فیلم نفسگیر (À bout de souffle) به کارگردانی ژان-لوک گدار در سال 1960، داستان میشل پویک (با بازی ژان-پل بلموندو) را روایت میکند، یک تبهکار جوان و عاشق فیلمهای نوآر که در باند تبهکاران پاریس فعالیت میکند. او پس از سرقت یک خودرو و کشتن یک پلیس، به پاریس بازمیگردد تا پاتریشیا (با بازی ژان سیبرگ)، دانشجوی آمریکایی روزنامهنگار را که عاشقش شده، ملاقات کند. در حالی که پلیس به دنبال اوست، میشل تلاش میکند تا پاتریشیا را متقاعد کند که با او به ایتالیا فرار کند، اما تردیدهای پاتریشیا و سبک زندگی غیرقانونی میشل، رابطه آنها را به سمت فاجعه پیش میبرد. این فیلم با تکنیکهای انقلابی خود مانند استفاده از نور طبیعی، نماهای دستی و تدوین پرشی، به عنوان یکی از آثار بنیادین موج نوی فرانسه شناخته میشود.
خلاصه داستان: متولد چهارم ژوئیه داستان ران کاویک، سرباز جوان آمریکایی را روایت میکند که با الهام از وطنپرستی و تبلیغات جنگ ویتنام، به ارتش میپیوندد. او پس از مجروحیت شدید در جنگ، به آمریکا بازمیگردد و با واقعیتهای تلخ جامعه و بیتفاوتی نسبت به قربانیان جنگ مواجه میشود. این تجربه او را به یک فعال ضد جنگ تبدیل میکند و مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: Adopt a Highway یک فیلم درام مستقل محصول سال 2019 به کارگردانی لوگان مارشال-گرین است. در این فیلم، ایتان هاک در نقش راسل واینز، مردی میانسال با گذشتهای پر از اشتباه، بازی میکند که پس از یک اتفاق ناگهانی، مجبور میشود مسیر جدیدی را در زندگی خود آغاز کند. این فیلم داستانی عمیق و شخصیمحور را روایت میکند که به موضوعاتی مانند پشیمانی، شانس دوم و پیوندهای غیرمنتظره انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «عشق اتفاقی» (Accidental Love) به کارگردانی دیوید ای. گودمن و بازی آلیشیا وایت، جاستین تیمبرلیک و کریس پاین، داستان دختر جوانی به نام «آلیس» را روایت میکند که در سال ۲۰۱۵ در یک رستوران فستفود کار میکند و در پی یک اتفاق ناگهانی، تیری به سرش اصابت میکند و این اتفاق باعث تغییراتی در زندگی او و اطرافیانش میشود.
خلاصه داستان: فیلم «Ace in the Hole» (که در ایران با نام «آس در آستین» شناخته میشود) به کارگردانی بیلی وایلدر و بازی یکنفره و خارقالعاده کرک داگلاس در نقش خبرنگار باسابقهای به نام چارلز تیسون، داستانی تاریک و تاثیرگذار را روایت میکند. تیسون که به دلیل رفتارهای غیرحرفهای به شهر کوچکی در نیومکزیکو تبعید شده، با شنیدن خبر گرفتار شدن مردی در یک معدو قدیمی، فرصتی طلایی برای بازگشت به دوران اوج خود میبیند. او با دستکاری در اخبار و ایجاد جنجال رسانهای، مانع از نجات مرد میشود تا بتواند از ماجرا به عنوان یک داستان اختصاصی و پر سر و صدا بهرهبرداری کند. این فیلم که در سال ۱۹۵۱ ساخته شده، نقدی تلخ بر رسانهها، حرص و طمع و بیتفاوتی انسانهاست.
خلاصه داستان: فیلم «Ace Ventura: When Nature Calls» به کارگردانی استیو اودکرک و با بازی جیم کری در نقش اصلی، داستان کارآگاه حیوانات عجیبوغریب را روایت میکند که برای حل معمای ناپدید شدن یک خفاش سفید مقدس در قبیله وامپا در آفریقا به آنجا اعزام میشود. او در این ماموریت با چالشهای متعددی از جمله توطئههای یک تاجر ثروتمند به نام فیلیپ و همچنین عاشقی به نام ملیسا روبرو میشود. در این میان، رقابت با کارآگاه دیگری به نام مارکوس و اتفاقات کمدی و اکشنآمیز فراوان، ماجراهای جذابی را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلمنامهنویسی به نام جو دیویس که در جنگ جهانی دوم خدمت کرده، با همسر و فرزندش در لسآنجلس زندگی آرامی را سپری میکند. روزی ناگهان مردی مرموز به نام وینسنت پاریس به دیدارش میآید و با افشای رازی سیاه از گذشتهی جو، او را به شدت ترسانده و وادار به ترک شهر میکند. جو بهدنبال یافتن پاسخ، به گذشتهی جنگی خود بازمیگردد و با کمک دوست قدیمیاش، پت، درمییابد که وینسنت، یکی از همرزمان سابقش است که بهدنبال انتقام مرگ برادرش است که در جریان یک خیانت وحشتناک به دست جو کشته شده است. اکنون جو باید با ترسهای درونی و وجدان ناآرام خود روبرو شود تا از خانوادهاش در برابر این تهداد مرگبار محافظت کند.
خلاصه داستان: در فیلم ترسناک و روانشناختی «کیس ۳۹» (Case 39) که در سال ۲۰۰۹ به کارگردانی کریستین نیفت ساخته شد، یک مددکار اجتماعی به نام امیلی جنکینز (با بازی رنی زلوگر) که از پروندههای کودکآزاری خسته شده، با پروندهای به نام «کیس ۳۹» مواجه میشود. او متوجه میشود که لیلیت، دختر بچهای که والدینش قصد کشتنش را دارند، در واقع یک موجود شیطانی است که با نیرنگ و فریب، خانوادهها را به سمت جنون و خودکشی سوق میدهد. حالا امیلی و همکارش، کارآگاه بران (با بازی جود لا)، باید برای نجات جان خود و دیگران با این نیروی شیطانی مرموز که به شکل یک کودک معصوم ظاهر شده، مبارزه کنند.
خلاصه داستان: فیلم «تیتانها» در سال 2010 به کارگردانی لوئیس لتریر و با بازی سم ورثینگتون، ری لیوتا، رالف فاینز و جیمی الکسیس بازسازی مدرنی از افسانهی یونانی پرسئوس است. در این نسخه، پرسئوس نیمهخدا که در اسارت انسانها زندگی میکند، برای نجات جان آندرومدای اسیر شده توسط هادس، خدای دنیای زیرین، و جلوگیری از انتقام خدایان از بشریت، به مبارزه با غولهای دریایی، اژدها و خدایان قدرتمند میپیوندد.
خلاصه داستان: فیلم چپی در سال 2015 به کارگردانی نیل بلومکمپ و بازیگری شارلتو کوپلی، دیو پاتل، هوگو ویوینگ و سیگورنی ویور ساخته شد. داستان در آیندهای نزدیک در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی اتفاق میافتد، جایی که پلیسهای رباتیک برای کاهش جرم و جنایت مورد استفاده قرار میگیرند. یک مهندس خلاق به نام دیون ویلسون موفق میشود یک ربات پلیس آسیبدیده را با هوش مصنوعی پیشرفته احیا کند و نام آن را چپی میگذارد. چپی به سرعت یاد میگیرد و مانند یک کودک کنجکاو رفتار میکند، اما هدف اصلی سازندهاش این است که از ربات برای مقابله با یک تهدید بزرگ استفاده کند. در این میان، چپی توسط یک باند تبهکار که شامل یک خواننده رپ و دوستش است ربوده میشود و آنها سعی میکنند از او برای اهداف خود استفاده کنند. چپی در این میان بین وفاداری به سازندهاش و این باند گیر افتاده و باید ماهیت وجودی خود را کشف کند و معنای واقعی انسان بودن را بیاموزد.