خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۷، جهان با یک بحران بیسابقه روبرو است: انسانها دیگر قادر به تولیدمثل نیستند و نزدیک به دو دهه است که هیچ کودکی متولد نشده است. تئو فارون (با بازی کلایو اوون)، یک کارمند سابق دولت، در این دنیای آشفته و ناامید زندگی میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با کی (با بازی کلر هوپ اشتی)، رهبر یک گروه مخالف، روبرو میشود. کی رازی باورنکردنی دارد: او باردار است و این میتواند تنها امید برای نجات بشریت باشد. تئو باید کی را از دست نیروهای دولتی و گروههای شورشی فراری دهد و او را به گروهی افسانهای به نام «پروژه بشر» برساند. این سفر خطرناک در دنیایی پر از هرج و مرج، ترس و ناامیدی، به کارگردانی آلفونسو کوارون، داستانی نفسگیر و عمیق درباره امید، فداکاری و بقای بشریت را روایت میکند. فیلم «فرزندان انسان» با بازیگرانی چون جولین مور، مایکل کین و چویتل اجیوفور، اثری ماندگار در ژانر علمی-تخیلی است.
خلاصه داستان: سریال کد بلک (Code Black) یک درام پزشکی آمریکایی است که توسط مایکل سیتزمن ساخته شده و در سال ۲۰۱۵ به روی آنتن رفت. این سریال با بازی مارشا گی هاردن در نقش دکتر لیان روریش، رئیس بخش اورژانس بیمارستان آنجل مموریال، روایتگر فضای پرتنش و سریع بزرگترین و شلوغترین اورژانس کشور در لس آنجلس است. داستان حول محور گروهی از پزشکان جوان و باتجربه میچرخد که در شرایطی موسوم به «کد بلک» - زمانی که تعداد بیماران از ظرفیت بخش اورژانس فراتر میرود - باید با کمترین امکانات و در سریعترین زمان ممکن جان انسانها را نجات دهند. کریستینا وگا، بانی سامنر، ماریسول دل اولمو و دیگران در کنار هم، هر روز با چالشهای اخلاقی، عاطفی و حرفهای روبرو هستند و در محیطی که هر ثانیه ارزش یک زندگی را دارد، به درمان بیماران میپردازند. این مجموعه با به تصویر کشیدن واقعیتهای خشن و تلخ دنیای پزشکی، هیجان و درام را به شکلی واقعگرایانه ترکیب کرده است.
خلاصه داستان: در آیندهای دور، یک کلون به نام امیلی، که از روی یک دختر کوچک به همین نام ساخته شده، نسخه اصلی خود را به سفری در زمان میبرد تا میراث و خاطرات خود را به او نشان دهد. در این سفر شگفتانگیز، امیلی کوچک با دنیایی پر از فناوریهای پیچیده، موجودات عجیب و غریب و مفاهیم عمیقی مانند جاودانگی، حافظه و هویت روبرو میشود. انیمیشنی کوتاه و تحسینشده به کارگردانی دان هرت فیلد که با تکنیک انیمیشن سهبعدی و روایتی فلسفی، مخاطب را به تأملی شاعرانه درباره ماهیت وجود و آینده بشر دعوت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی جان هیوستون و با بازی برد دوریف، ند بیتی و هری دین استنتون است. هیزل موتس، سرباز جوانی که از جنگ بازمیگردد، با ایمان مذهبی عمیق خانوادهاش درگیر میشود و تصمیم میگیرد کلیسای جدیدی به نام «کلیسای بدون مسیح» تأسیس کند. او در این مسیر با افراد مختلفی از جمله آسا هاکس، واعظ کور و فرزندش، مواجه میشود که هر کدام به نوعی ایمان و باورهای او را به چالش میکشند. هیزل که به دنبال اثبات بیمعنایی مذهب است، در نهایت درگیر مبارزهای درونی با اعتقادات ریشهدار خود میشود و مسیر زندگیاش به سمتی غیرمنتظره و تاریک پیش میرود.
خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه و عمیق درباره هنری پیج، دانشآموز دبیرستانی اهل نیوجرسی است که عشق و زندگی را از دریچه ادبیات کلاسیک میبیند. او که شیفته داستانهای عاشقانه است، با گریس تاونز، دانشآموز جدید و مرموزی آشنا میشود که به تازگی به مدرسه آنها نقل مکان کرده است. گریس که شخصیتی پیچیده و آسیبدیده دارد، به تدریج قلب هنری را تسخیر میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی ریچارد تان و با بازی لیلی رینهارت و آستین آبرامز، روایتگر رابطهای است که در آن هنری تلاش میکند اسرار گذشته تاریک گریس را کشف کند و به او کمک کند تا با زخمهایش روبرو شود. داستانی که به زیبایی مفاهیمی چون عشق، از دست دادن، بهبودی و عبور از درد را با نگاهی شاعرانه و احساسی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو دوست نزدیک، فلیکس و جرمی، برای تعطیلات به تایلند میروند. در آنجا با سالی آشنا میشوند و سهنفره با هم وقت میگذرانند. اما وقتی فلیکس ناپدید میشود، زندگی همه دگرگون میشود. سالی که باردار است، به همراه شوهرش دیو و جرمی و همسرش آلیس در استرالیا زندگی میکنند. ناپدید شدن فلیکس، رازهای پنهان و خیانتهای گذشته را آشکار میکند و روابط آنها را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۱۲ استرالیا به کارگردانی کیرا کورلیک با بازی جوئل ادگرتون، فلیسیتی پرایس، تریزا پالمر و آنتونی استار است که داستان پیچیده روابط انسانی و عواقب تصمیمات گذشته را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «زن سال» محصول سال ۱۹۴۲ به کارگردانی جورج استیونز و با بازی درخشان اسپنسر تریسی و کاترین هپبورن، داستان عشق و تعارض میان تِس هاردینگ، روزنامهنگار برجسته و روشنفکر بینالمللی، و سم کریگ، ستوننویس ورزشی سرسخت را روایت میکند. این دو که در ابتدا به دلیل تفاوتهای فکری و سبک زندگی عمیقاً با یکدیگر مخالف هستند، ناگهان و در کمال ناباوری عاشق هم شده و ازدواج میکنند. اما به زودی متوجه میشوند که عشق به تنهایی برای پر کردن شکاف میان جهانبینیهایشان کافی نیست و زندگی مشترک آنها به میدانی برای جنگ قدرت و ارزشها تبدیل میشود. این کمدی کلاسیک که برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه شد، طنز ظریف و نگاهی هوشمندانه به مسئله برابری جنسیتی و تعادل در روابط عاطفی دارد.
خلاصه داستان: یک سیاستمدار آمریکایی که زندگیاش در آستانه فروپاشی قرار دارد، تصمیم میگیرد دوربینها را به حریم خصوصی خود راه دهد تا شاهد تلاشهای او برای بازسازی زندگی و حرفهاش باشند. فیلم مستند «واینر» به کارگردانی جاش کریگمن و الی شاینکر در سال ۲۰۱۶، زندگی آنتونی واینر، نماینده سابق کنگره آمریکا را دنبال میکند که پس از رسوایی ارسال عکسهای نامناسب، از سیاست کنارهگیری کرده بود. این فیلم که با دسترسی بیسابقه به واینر و همسرش هما عابدین ساخته شده، نه تنها جزئیات تلاش او برای بازگشت به عرصه سیاسی در انتخابات شهرداری نیویورک را ثبت میکند، بلکه تأثیر ویرانگر این رسوایی بر زندگی شخصی و خانوادگی او را نیز به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «سفید داغ» (White Heat) فیلمی نوآر و جنایی محصول سال ۱۹۴۹ به کارگردانی رائول والش است که جیمز کاگنی در نقش کودی جارت، یک رهبر باند جنونآمیز و خطرناک که به مادرش (مارگارت وایچرلی) وابستگی بیمارگونهای دارد، بازی میکند. کودی که از سردردهای شدید رنج میبرد، پس از یک سرقت بزرگ به زندان میافتد، جایی که یک مأمور مخفی FBI (ادموند اوبراین) تلاش میکند به او نزدیک شود. پس از فرار از زندان، کودی نقشه یک سرقت بزرگ دیگر را میکشد، اما جنون و بیاعتمادی او به اطرافیانش، از جمله همسرش ورما (ویرجینیا مایو)، همه چیز را به سوی یک پایان انفجاری و فاجعهبار سوق میدهد. این فیلم به خاطر اجرای قدرتمند کاگنی و صحنه پایانی نمادینش بر فراز یک مخزن نفت در حال انفجار، به عنوان یکی از برترین فیلمهای گانگستری تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلمی درام و عاشقانه به کارگردانی الیا کازان که در سال ۱۹۶۰ ساخته شد و بازیگرانی چون مونتگومری کلیفت، لی رمیگ و جو وان فلیت در آن ایفای نقش کردند. داستان در دهه ۱۹۳۰ و در دوران رکود بزرگ آمریکا رخ میدهد و درباره کارگری دولتی به نام چاک گلوور است که به تنسی فرستاده میشود تا زنی سالخورده به نام الا گارت را متقاعد کند تا زمینش را برای پروژه ساخت سد به دولت بفروشد. الا که در جزیرهای کوچک زندگی میکند و تنها بازمانده خانوادهاش است، به هیچ وجه حاضر به فروش نیست و به گذشته و خاطراتش چسبیده است. در این میان، چاک با کارول بالدوین، نوه الا، آشنا میشود و بین آن دو رابطه عاشقانهای شکل میگیرد. این عشق و رابطه جدید، کارول را در تنشی عمیق میان وفاداری به خانواده و عشق به چاک قرار میدهد و در نهایت، فیلم به بررسی تضاد میان پیشرفت و مدرنیته با سنتها و ریشههای گذشته میپردازد.