خلاصه داستان: این انیمیشن کلاسیک والت دیزنی در سال ۱۹۶۱ توسط کلاید جرونیمی، همامیلتون لاسک و ولفگانگ رایترمن کارگردانی شد و داستان پونگو و پرودی، دو سگ خالدار را روایت میکند که با کمک پانزده توله سگ خود و سایر سگهای لندن، باید جلوی کروئلا دی ویل، زن ثروتمند و شیطانی که قصد دارد از پوست تولهسگها برای خود کت بسازد را بگیرند. این فیلم ماجراجویی با موسیقی به یادماندنی و شخصیتهای دوستداشتنی، یکی از محبوبترین انیمیشنهای تاریخ سینماست که تماشاگران را به سفری هیجانانگیز در دل لندن میبرد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای جک و تایلر که در زندگی با مشکلات مالی و شخصی دست و پنجه نرم میکنند، در یک روز عادی در شهر، شاهد یک سرقت مسلحانه از یک بانک توسط یک گروه خلافکار حرفهای میشوند. در پی این حادثه، آنها به طور اتفاقی کیف پول یکی از سارقان را که حاوی سرنخهای مهمی است، پیدا میکنند. این کشف تصادفی، زندگی آرام آنها را به کلی دگرگون میکند و آنها را وارد دنیای خطرناک جنایتکاران میکند. حالا با گذشت هر ثانیه، زمان برایشان ارزشی حیاتی پیدا میکند. آنها تنها ۷۲ ساعت فرصت دارند تا با استفاده از این اطلاعات، نقشهای برای نجات خود و شاید رسیدن به ثروتی ناگهانی بکشند، اما باید از دست پلیس و جنایتکارانی که به دنبالشان هستند، فرار کنند. در این تعقیب و گریز نفسگیر، وفاداری و دوستی آنها در معرض بزرگترین آزمایش زندگیشان قرار میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم ۲۵امین ساعت محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی اسپایک لی و با بازی ادوارد نورتون، فیلمی قدرتمند و تأملبرانگیز است که داستان مونتی بروگان (نورتون) را روایت میکند؛ مردی که تنها ۲۴ ساعت تا شروع دوران محکومیت هفتساله خود در زندان فرصت دارد. در این یک روز آخر، مونتی باید با گذشته خود، انتخابهای اشتباهش و آینده نامعلومی که در انتظارش است روبرو شود. او این زمان ارزشمند را با دوستان صمیمی خود، فرانک (باری پپر) و اسلاوتری (فیلیپ سیمور هافمن) و همچنین نامزدش، ناتورل ریور (روزماری دوویت) سپری میکند و تلاش میکند تا پیش از آنکه همه چیز را از دست بدهد، به نوعی با زندگی خود تسویهحساب کند. این فیلم که در پسزمینه نیویورکِ پس از حادثه ۱۱ سپتامبر روایت میشود، نه تنها یک درام شخصی عمیق، بلکه تصویری نمادین از اضطراب و بازسازی جامعه آمریکا در آن دوران است.
خلاصه داستان: این سریال کمدی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی تینا فی، داستان زندگی لیز لمون (با بازی تینا فی) را روایت میکند؛ نویسندهای که در یک برنامه تلویزیونی طنز در شبکه NBC به نام «زن باحال» کار میکند. لیز باید میان خواستههای غیرمنطقی بازیگر اصلی برنامه، تریسی جردن (با بازی تریسی مورگان)، و مدیر جدید شبکه، جک دوناگی (با بازی الک بالدوین)، تعادل برقرار کند. سریال با طنز هوشمندانه خود، پشت صحنه صنعت تلویزیون را به تصویر میکشد و ماجراهای شخصی و حرفهای این تیم کاری نامتعارف را به شیوهای خندهدار و گاه مضحک به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: یک سامورایی بینام و نشان به نام کای در جنگلی دورافتاده زندگی میکند که توسط یک خدای فریبنده شیطانی بزرگ شده است. او توسط ارباب آسانو، حاکم منطقه آکو، به خدمت گرفته میشود و عشق پنهانی به دختر او، میکا، پیدا میکند. زمانی که ارباب آسانو توسط ارباب حیلهگر کیایه در یک توطئه فریبکارانه به مرگ محکوم میشود، ۴۷ رونین وفادار او به رهبری سردسته اوشیو سوکانه قسم میخورند که انتقام ارباب خود را بگیرند، حتی اگر این کار به قیمت جانشان تمام شود. کای که اکنون بخشی از این گروه شده، باید از قدرتهای ماوراءالطبیعه خود برای کمک به رونینها استفاده کند و در نهایت، انتقام خون اربابشان را از کیایه بگیرند.
خلاصه داستان: در این کمدی رمانتیک به یاد ماندنی به کارگردانی گری وینیک که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، جنیفر گارنر در نقش جنا رینک، دختری ۱۳ ساله در سال ۱۹۸۷، بازی میکند که آرزوی بزرگ شدن و محبوب شدن دارد. پس از یک اتفاق جادویی در جشن تولدش، جنا ناگهان خود را در سال ۲۰۰۴ و در بدن ۳۰ سالهاش مییابد؛ زنی موفق و سردبیر مجلهای معروف در نیویورک. اما او به سرعت متوجه میشود که زندگی رویاییاش به قیمت از دست دادن دوست صمیمی دوران کودکیاش، مت فلاملین (با بازی مارک رافلو)، تمام شده است. جنا که هنوز ذهنیت یک نوجوان ۱۳ ساله را دارد، سعی میکند زندگی جدیدش را بفهمد و مسیر اشتباه گذشته را اصلاح کند تا شاید بتواند عشق واقعی و دوستیهای ارزشمندش را بازگرداند. کریستینا آپلگیت، جودی گریر و اندی سرکیس از دیگر بازیگران این فیلم خاطرهانگیز هستند.
خلاصه داستان: فیلم علمی-تخیلی ماجراجویانه «۲۰٬۰۰۰ فرسنگ زیر دریا» به کارگردانی ریچارد فلایشر و محصول سال ۱۹۵۴ میلادی، با بازی کرک داگلاس، جیمز میسون، پل لوکاس و پیتر لور، اقتباسی از رمان مشهور ژول ورن است. داستان در سال ۱۸۶۸ میگذرد و یک هیئت اعزامی آمریکایی را دنبال میکند که برای تحقیق درباره یک هیولای اسرارآمیز دریایی که کشتیها را نابود میکند، اعزام شدهاند. سوارکار، ند لند، و پروفسور آفروناکس به همراه خدمه خود با موجود عظیم دریایی روبرو میشوند و متوجه میشوند که این هیولا در واقع یک زیردریایی فوقمدرن به نام ناتیلوس است که توسط کاپیتان نیمو، دانشمند نابغه و مرموزی که از دنیای بیرون بیزار است، هدایت میشود. کاپیتان نیمو آنها را اسیر میکند و سفر پرماجرای آنها در اعماق اقیانوس آغاز میشود، جایی که با شگفتیها و خطرات بسیاری روبرو میشوند و رازهای کاپیتان نیمو و اهداف او را کشف میکنند.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی، دوروتی فیلدز (آنت بنینگ)، مادر مجردی که در سانتا باربارا زندگی میکند، نگران تربیت پسر نوجوانش جیمی (لوکاس جرج زومان) است. او از دو زن دیگر در زندگیاش، ابی (گرتا گرویگ)، هنرمند هیپی و دوست خانواده، و جولی (ایل فانینگ)، دختر نوجوانی که با آنها زندگی میکند، کمک میگیرد تا جیمی را بزرگ کنند. کارگردان مایک میلز این فیلم را بر اساس خاطرات خودش ساخته و داستانی صمیمی و عمیقاً انسانی از خانوادههای جایگزین، بلوغ و پیچیدگیهای روابط انسانی در دوران تغییرات اجتماعی بزرگ را روایت میکند. آنت بنینگ در نقش دوروتی، زنی مستقل و روشنفکر که تلاش میکند پسرش را در دنیایی در حال دگرگونی هدایت کند، درخشان ظاهر شده است. فیلم با نگاهی ظریف به مسائلی مانند فمینیسم، پانک راک و جستجوی هویت در دهه ۷۰ میپردازد و تصویری غنی و چندوجهی از زندگی آمریکایی در آستانه عصر جدید ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۴۳، جهان توسط ویروس مرگبار "دوازده میمون" ویران شده و تنها بازماندگان بشریت در زیرزمین زندگی میکنند. جیمز کول، زندانی سابق، برای مأموریتی خطرناک به گذشته فرستاده میشود تا منشأ ویروس را پیدا کرده و از وقوع فاجعه جلوگیری کند. او در سال ۲۰۱۵ با دکتر کاترین رایلی، روانپزشکی که ابتدا داستان او را باور نمیکند، همکاری میکند. کول و کاساندرا به مرور زمان متوجه میشوند که این ویروس بخشی از توطئهای بزرگتر توسط گروهی مرموز به نام "ارتش دوازده میمون" است. این سریال با بازی آرون استنفورد و آماندا شیول، داستانی پیچیده از سفر در زمان، توطئه و فداکاری را روایت میکند که در آن گذشته و آینده به هم گره خورده و سرنوشت بشریت در خطر است.
خلاصه داستان: فیلم اکشن ۱۲ دور (۱۲ Rounds) محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی رنه هارلین و با بازی جان سینا، آیدان گیلن و اشلی اسکات است. داستان حول محور دنی فیشر، یک کارآگاه پلیس موفق در نیواورلئان میچرخد که پس از دستگیری یک تروریست بینالمللی به نام مایلز جکسون، زندگی آرامی را آغاز میکند. اما یک سال بعد، جکسون به شکلی مرموز از زندان فرار میکند و برای انتقام، نامزد دنی یعنی مالی را میدزدد. جکسون دنی را در یک بازی مخوف ۱۲ مرحلهای قرار میدهد که هر مرحله شامل یک بمبگذاری یا یک موقعیت خطرناک است. دنی باید با پیروی از دستورات پیچیده و حل معماهای سخت، در هر مرحله جان خود و دیگران را نجات دهد و در نهایت به معشوقهاش برسد. این فیلم با صحنههای تعقیب و گریز نفسگیر و اکشنهای خشن، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.