خلاصه داستان: یک عروسک شیطانی به نام چاکی پس از مرگ مشکوک سارا پیر، مادر جوانی به نام نیکا و خواهرش باربی را به همراه خانوادهشان در خانهای دورافتاده به وحشت میاندازد. نیکا که روی ویلچر نشسته، به زودی متوجه میشود که این عروسک بیآزار نیست و یک قاتل بیرحم است که قصد دارد همه را از بین ببرد. در حالی که اعضای خانواده یکی پس از دیگری به قتل میرسند، نیکا باید برای نجات جان خود و خواهرش، رازهای تاریک گذشته چاکی و ارتباط او با خانوادهشان را کشف کند. این ششمین قسمت از فرنچایز «کودک لعنتی» است که در سال ۲۰۱۳ توسط دان مانچینی کارگردانی شد و فیونا دوریف و براد دوریف در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم نوآر کلاسیک سال ۱۹۵۵ به کارگردانی رابرت آلدریچ، مایک همر (با بازی رالف میکر) را دنبال میکند، کارآگاهی خصوصی که پس از کمک به زنی فراری به نام کریستینا (با بازی کلوئه وب)، درگیر پروندهای مرموز و خطرناک میشود. پس از مرگ مشکوک کریستینا، همر به دنبال حقیقت میرود و به چیزی بزرگ و مرموز به نام «چیزی بزرگ» برمیخورد که افراد زیادی حاضرند برایش بکشند. این فیلم با فضای تاریک، دیالوگهای تند و تیز و پایان به یادماندنی، یکی از تأثیرگذارترین آثار ژانر نوآر محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم «زن پیشتاز» به کارگردانی سوزانا وایت و با بازی جسیکا چستین محصول سال ۲۰۱۷ است. داستان این فیلم درام تاریخی بر اساس زندگی واقعی کاترین ویدون، نقاش سرشناس نیویورکی ساخته شده که در اواخر قرن نوزدهم برای کشیدن پرترهای از رهبر سرخپوستهای سو، سیتینگ بول، به داکوتای جنوبی سفر میکند. در این سفر، او با مخالفت مقامات دولتی و نظامی آمریکا مواجه میشود که تلاش میکنند مانع ارتباط او با سیتینگ بول شوند. اما کاترین با پشتکار خود، نه تنها موفق به کشیدن پرتره میشود، بلکه با فرهنگ و مشکلات مردم بومی آشنا شده و تبدیل به حامی حقوق آنها میگردد. این فیلم با بازی درخشان مایکل گریهایس در نقش سیتینگ بول و سام راکول در نقش یکی از افسران ارتش، تصویری تکاندهنده از ظلم و ستم علیه سرخپوستان آمریکا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۷، جهان با یک بحران بیسابقه روبرو است: انسانها دیگر قادر به تولیدمثل نیستند و نزدیک به دو دهه است که هیچ کودکی متولد نشده است. تئو فارون (با بازی کلایو اوون)، یک کارمند سابق دولت، در این دنیای آشفته و ناامید زندگی میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با کی (با بازی کلر هوپ اشتی)، رهبر یک گروه مخالف، روبرو میشود. کی رازی باورنکردنی دارد: او باردار است و این میتواند تنها امید برای نجات بشریت باشد. تئو باید کی را از دست نیروهای دولتی و گروههای شورشی فراری دهد و او را به گروهی افسانهای به نام «پروژه بشر» برساند. این سفر خطرناک در دنیایی پر از هرج و مرج، ترس و ناامیدی، به کارگردانی آلفونسو کوارون، داستانی نفسگیر و عمیق درباره امید، فداکاری و بقای بشریت را روایت میکند. فیلم «فرزندان انسان» با بازیگرانی چون جولین مور، مایکل کین و چویتل اجیوفور، اثری ماندگار در ژانر علمی-تخیلی است.
خلاصه داستان: سریال کد بلک (Code Black) یک درام پزشکی آمریکایی است که توسط مایکل سیتزمن ساخته شده و در سال ۲۰۱۵ به روی آنتن رفت. این سریال با بازی مارشا گی هاردن در نقش دکتر لیان روریش، رئیس بخش اورژانس بیمارستان آنجل مموریال، روایتگر فضای پرتنش و سریع بزرگترین و شلوغترین اورژانس کشور در لس آنجلس است. داستان حول محور گروهی از پزشکان جوان و باتجربه میچرخد که در شرایطی موسوم به «کد بلک» - زمانی که تعداد بیماران از ظرفیت بخش اورژانس فراتر میرود - باید با کمترین امکانات و در سریعترین زمان ممکن جان انسانها را نجات دهند. کریستینا وگا، بانی سامنر، ماریسول دل اولمو و دیگران در کنار هم، هر روز با چالشهای اخلاقی، عاطفی و حرفهای روبرو هستند و در محیطی که هر ثانیه ارزش یک زندگی را دارد، به درمان بیماران میپردازند. این مجموعه با به تصویر کشیدن واقعیتهای خشن و تلخ دنیای پزشکی، هیجان و درام را به شکلی واقعگرایانه ترکیب کرده است.
خلاصه داستان: در آیندهای دور، یک کلون به نام امیلی، که از روی یک دختر کوچک به همین نام ساخته شده، نسخه اصلی خود را به سفری در زمان میبرد تا میراث و خاطرات خود را به او نشان دهد. در این سفر شگفتانگیز، امیلی کوچک با دنیایی پر از فناوریهای پیچیده، موجودات عجیب و غریب و مفاهیم عمیقی مانند جاودانگی، حافظه و هویت روبرو میشود. انیمیشنی کوتاه و تحسینشده به کارگردانی دان هرت فیلد که با تکنیک انیمیشن سهبعدی و روایتی فلسفی، مخاطب را به تأملی شاعرانه درباره ماهیت وجود و آینده بشر دعوت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی جان هیوستون و با بازی برد دوریف، ند بیتی و هری دین استنتون است. هیزل موتس، سرباز جوانی که از جنگ بازمیگردد، با ایمان مذهبی عمیق خانوادهاش درگیر میشود و تصمیم میگیرد کلیسای جدیدی به نام «کلیسای بدون مسیح» تأسیس کند. او در این مسیر با افراد مختلفی از جمله آسا هاکس، واعظ کور و فرزندش، مواجه میشود که هر کدام به نوعی ایمان و باورهای او را به چالش میکشند. هیزل که به دنبال اثبات بیمعنایی مذهب است، در نهایت درگیر مبارزهای درونی با اعتقادات ریشهدار خود میشود و مسیر زندگیاش به سمتی غیرمنتظره و تاریک پیش میرود.
خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه و عمیق درباره هنری پیج، دانشآموز دبیرستانی اهل نیوجرسی است که عشق و زندگی را از دریچه ادبیات کلاسیک میبیند. او که شیفته داستانهای عاشقانه است، با گریس تاونز، دانشآموز جدید و مرموزی آشنا میشود که به تازگی به مدرسه آنها نقل مکان کرده است. گریس که شخصیتی پیچیده و آسیبدیده دارد، به تدریج قلب هنری را تسخیر میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی ریچارد تان و با بازی لیلی رینهارت و آستین آبرامز، روایتگر رابطهای است که در آن هنری تلاش میکند اسرار گذشته تاریک گریس را کشف کند و به او کمک کند تا با زخمهایش روبرو شود. داستانی که به زیبایی مفاهیمی چون عشق، از دست دادن، بهبودی و عبور از درد را با نگاهی شاعرانه و احساسی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو دوست نزدیک، فلیکس و جرمی، برای تعطیلات به تایلند میروند. در آنجا با سالی آشنا میشوند و سهنفره با هم وقت میگذرانند. اما وقتی فلیکس ناپدید میشود، زندگی همه دگرگون میشود. سالی که باردار است، به همراه شوهرش دیو و جرمی و همسرش آلیس در استرالیا زندگی میکنند. ناپدید شدن فلیکس، رازهای پنهان و خیانتهای گذشته را آشکار میکند و روابط آنها را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۱۲ استرالیا به کارگردانی کیرا کورلیک با بازی جوئل ادگرتون، فلیسیتی پرایس، تریزا پالمر و آنتونی استار است که داستان پیچیده روابط انسانی و عواقب تصمیمات گذشته را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «زن سال» محصول سال ۱۹۴۲ به کارگردانی جورج استیونز و با بازی درخشان اسپنسر تریسی و کاترین هپبورن، داستان عشق و تعارض میان تِس هاردینگ، روزنامهنگار برجسته و روشنفکر بینالمللی، و سم کریگ، ستوننویس ورزشی سرسخت را روایت میکند. این دو که در ابتدا به دلیل تفاوتهای فکری و سبک زندگی عمیقاً با یکدیگر مخالف هستند، ناگهان و در کمال ناباوری عاشق هم شده و ازدواج میکنند. اما به زودی متوجه میشوند که عشق به تنهایی برای پر کردن شکاف میان جهانبینیهایشان کافی نیست و زندگی مشترک آنها به میدانی برای جنگ قدرت و ارزشها تبدیل میشود. این کمدی کلاسیک که برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه شد، طنز ظریف و نگاهی هوشمندانه به مسئله برابری جنسیتی و تعادل در روابط عاطفی دارد.