خلاصه داستان: فیلم «کریسمس ال کامینو» محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی دبلیو. ارل براون، داستان مرد جوانی به نام لوکاس (با بازی لوک گریمز) را روایت میکند که برای یافتن پدرش به شهر کوچکی در نوادا سفر میکند. او در شب کریسمس در یک فروشگاه مشروب فروشی محلی گیر میافتد و ناگهان خود را درگیر یک گروگانگیری میبیند. در این میان، گروهی از شخصیتهای عجیب و غریب از جمله کلانتر شهر (با بازی تیم آلن)، یک مأمور افبیآی (با بازی کورتنی کاردینیان) و صاحب فروشگاه (با بازی داکس شپرد) وارد ماجرا میشوند و وضعیت را پیچیدهتر میکنند. این فیلم کمدی-درام با ترکیبی از لحظات طنز و تنش، داستانی درباره خانواده، بخشش و اتفاقات غیرمنتظره در مهمترین شب سال را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «اوفلیا» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی کلیر مککارتی و با بازیگری دِیز ریدلی، نائومی واتس، جورج مککی و تام فلتون، بازخوانی مدرنی از تراژدی مشهور «هملت» ویلیام شکسپیر از دیدگاه شخصیت اوفلیا است. این فیلم که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده، داستان را از نگاه این شخصیت پیچیده روایت میکند و به او صدایی مستقل و قدرتمند میدهد. اوفلیا که در دربار پادشاهی دانمارک به عنوان ندیمه ملکه گرترود خدمت میکند، شاهد توطئهها، خیانتها و جنایاتی است که در پشت پرده قدرت رخ میدهد. او که عاشق شاهزاده هملت است، به تدریج درگیر بازیهای سیاسی مرگبار دربار میشود و باید برای حفظ جان خود و عشقش، دست به انتخابهای دشواری بزند. این اثر با ترکیب عناصر فانتزی و درام تاریخی، تصویری جدید و جسورانه از یکی از مشهورترین شخصیتهای ادبیات جهان ارائه میدهد و داستان عشق، قدرت و انتقام را از زاویهای کاملاً تازه روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم موزیکال کلاسیک محصول سال ۱۹۲۹ به کارگردانی هری بومونت، داستان دو خواهر رقصنده به نامهای کوئینکی (بسی لاو) و هنک (آنیتا پیج) را روایت میکند که از شهر کوچک خود به نیویورک میروند تا در نمایشهای برادوی به شهرت برسند. ادی (چارلز کینگ)، آهنگساز و دوست پسر سابق کوئینکی، به آنها کمک میکند تا در یک نمایش بزرگ شرکت کنند، اما به زودی احساساتش نسبت به هنک جوانتر شعلهور میشود و این موضوع رابطه خواهرانه آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. در میان رقابتهای عشقی و حرفهای، این دو خواهر باید بین عشق، موفقیت و وفاداری خانوادگی یکی را انتخاب کنند. این فیلم که اولین فیلم ناطق موزیکال بود که موفق به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم شد، با اجرای آهنگهای به یاد ماندنی مانند "The Broadway Melody" و "You Were Meant for Me"، طلوع دوران طلایی موزیکالهای هالیوود را رقم زد.
خلاصه داستان: داستان این فیلم در سال ۱۹۸۶ و در جزیره ای دورافتاده در شرق آمریکا روایت میشود؛ جایی که جک اسلونین، یک فعال محیط زیست ایدهآلیست و بیمار، به همراه دختر نوجوانش رز در انزوا زندگی میکنند. جک که از دنیای مدرن و مصرفگرا بیزار است، دخترش را به شیوهای کاملاً طبیعی و دور از تمدن پرورش داده است. با این حال، با وخیمتر شدن وضعیت سلامتی جک، او نگران آینده رز پس از مرگ خود میشود. برای محافظت از دخترش و تضمین آینده او، جک تصمیم میگیرد که دوست دخترش کاتلین و دو پسر نوجوانش را به خانه خود دعوت کند تا با آنها زندگی مشترکی را آغاز کند. ورود این خانواده شهری به زندگی آرام و بکر جک و رز، تنشها و درگیریهای عمیقی را به وجود میآورد. رز که تا به حال تنها عشق و توجه پدرش را تجربه کرده، حضور غریبهها را به عنوان یک تهدید برای رابطه منحصربهفردش با پدر میبیند و به شدت با این تغییر مخالفت میکند. او که به دنیای پاک و دستنخورده پدرش وابسته است، سعی میکند با رفتارهای تند و غیرقابل پیشبینی، این وضعیت جدید را برهم بزند. درگیری بین ارزشهای قدیمی و جدید، و همچنین کشمکشهای عاطفی میان اعضای این خانواده غیرمعمول، هسته اصلی داستان را شکل میدهد. این فیلم به کارگردانی ربکا میلر و با بازیهای درخشان دنیل دی-لوئیس در نقش جک و کامیل بلاو در نقش رز، داستانی عمیق و شاعرانه درباره عشق، از دست دادن، بلوغ و برخورد آرمانهای گذشته با واقعیتهای ناخوشایند حال است.
خلاصه داستان: کشتی جنگی یواساس نیمیتز به فرماندهی کاپیتان یلند در حال انجام مانورهای نظامی در اقیانوس آرام است که ناگهان با یک طوفان عجیب و غریب الکترومغناطیسی مواجه میشود. پس از عبور از این طوفان، خدمه متوجه میشوند که در زمان به عقب سفر کرده و به تاریخ ۶ دسامبر ۱۹۴۱، یک روز قبل از حمله ژاپن به پرل هاربر، منتقل شدهاند. آنها با یک کشتی تفریحی که توسط سناتور سام چپمن و مشاورش لورن در حال فرار از دست نازیها هستند، مواجه میشوند. حالا کاپیتان یلند و خدمه با یک معضل بزرگ اخلاقی و تاریخی روبرو هستند: آیا باید در تاریخ دخالت کرده و از حمله به پرل هاربر جلوگیری کنند یا اجازه دهند وقایع تاریخی همانطور که بودهاند اتفاق بیفتند؟ این تصمیم میتواند آینده جهان را برای همیشه تغییر دهد. فیلم علمی تخیلی «شمارش معکوس نهایی» به کارگردانی دان تیلور و با بازی کرک داگلاس، مارتین شین و کاترین راس، داستانی هیجانانگیز و پرتعلیق درباره سفر در زمان و مسئولیت اخلاقی در قبال تاریخ را روایت میکند.
خلاصه داستان: **خلاصه داستان:**
اسکار (۱۹۹۱) فیلمی کمدی به کارگردانی جان لندیس است که با بازی سیلوستر استالونه در نقش آنجلو «اسنپ» پروونزانو، راننده و محافظ شخصی یک گانگستر ثروتمند به نام وینسنت «پاپا» پروونزانو (کرک داگلاس)، روایت میشود. اسنپ که سالها در خدمت پاپا بوده، تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد و از دنیای جنایتکاران خارج شود تا به رویای دیرینه خود، تبدیل شدن به یک بانکدار، برسد. اما پاپا در ازای خدمات وفادارانه او، از اسنپ میخواهد که یک «لطف» دیگر برایش انجام دهد: از دخترش، سوفیا (اورنلا موتی)، محافظت کند. شرایط زمانی پیچیدهتر میشود که اسنپ و سوفیا عاشق یکدیگر میشوند و اسنپ باید میان عشق جدیدش و وفاداری به پاپا یکی را انتخاب کند. این در حالی است که یک حسابدار وسواسی به نام آنتونی (وینسنت اسپانو) و یک فروشنده اسلحه خوشتیپ به نام آلدو (پیتر رایگرت) نیز در داستان حضور دارند و ماجرا را به سمت یک سری اتفاقات خندهدار و غیرمنتظره سوق میدهند.
خلاصه داستان: یک وسترن روانشناختی و شاعرانه به کارگردانی نیکلاس ری که در سال ۱۹۵۴ ساخته شد و در آن جوآن کراوفورد در نقش وینا وسترن، صاحب یک کازینو در شهر مرزی، ایفای نقش میکند. او با مخالفت اِما اسمال (با بازی مرسدس مک کمبریج) روبرو است که میخواهد او را از شهر بیرون کند. با ورود جانی گیتار (استرلینگ هایدن)، نوازندهای که در گذشته با وینا رابطه داشته، تنشها به اوج میرسد. فیلم با مضامین تعصب، عشق و انتقام، فضایی پرتنش و غیرمعمول را در ژانر وسترن به تصویر میکشد و از نمادگرایی و دیالوگهای به یادماندنی بهره میبرد.
خلاصه داستان: ایگبی اسلاک، جوان هفده ساله اشرافی و سرکش، برای فرار از زندگی پرزرق و برق و بیمارگونه مادرش مینی و دنیای پوچ اطرافیانش، از مدرسه شبانهروزی فرار میکند و به نیویورک میرود. او که از پدر روانپریش و غایبش ادی و برادر درسخوان و موفقش الیور نیز دل خوشی ندارد، در آپارتمانی که معشوقه پدرش، راشل، در آن زندگی میکند پناه میگیرد. ایگبی در این میان با شخصیتهای عجیب و غریب دیگری نیز آشنا میشود، از جمله دَری، هنرمندی مرموز که به او نزدیک میشود. فیلم «ایگبی به پایین میرود» محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی بروس بردفورد و با بازی درخشان کیران کالکین در نقش ایگبی، سوزان ساراندون در نقش مینی، جف گلدبلوم، کلر دینز، رایان فیلیپ، بیل پولمن و آماندا پیت، داستانی تلخ و طنزآمیز از بلوغ، شورش علیه قراردادهای اجتماعی و جستجوی هویت در دنیایی پر از ریاکاری و فساد را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک و فانتزی «نفرین زیبای خفته» محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی فیاض احمد و با بازی اتان پیک در نقش توماس کیز، مردی است که پس از خودکشی عمویش، یک ملک اسرارآمیز به نام برین رز را به ارث میبرد. او به تدریج توسط کابوسهای تکراری در مورد یک شاهزاده خانم نفرین شده به نام برین رز آزار میبیند و متوجه میشود که این کابوسها ریشه در واقعیت دارند. توماس به همراه یک کارشناس فراطبیعی به نام لیندا و یک مدل ساز ماکت به نام هیوارد، وارد ملک متروکه میشوند و با نیروهای شیطانی و موجودات ترسناکی به نام «نگهبانها» روبرو میگردند. آنها درمییابند که نفرینی باستانی بر ملک حکمفرماست و تنها راه شکستن آن، بیدار کردن زیبای خفته از خواب ابدی است. فیلم با ترکیبی از عناصر فانتزی تاریک و وحشت روانی، داستانی پرتعلیق و پررمزوراز را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم حرامزادههای لعنتی (۲۰۰۹) به کارگردانی کوئنتین تارانتینو، داستانی حماسی و خشن از انتقام در دوران جنگ جهانی دوم را روایت میکند. در فرانسه تحت اشغال نازیها، گروهی از سربازان یهودی-آمریکایی به رهبری ستوان آلدو رین (با بازی براد پیت) با بیرحمی تمام به شکار و کشتن سربازان نازی میپردازند. در همین حال، شوشانا درایفوس (ملانی لوران)، دختر یهودی که از قتلعام خانوادهاش جان سالم به در برده، در پاریس صاحب سینمایی شده و نقشهای برای انتقام از نازیها در سینمای خود میکشد. این دو مسیر انتقام زمانی به هم میپیوندند که هر دو گروه متوجه حضور مقامات بلندپایه نازی از جمله خود هیتلر در یک نمایش فیلم میشوند. فیلم با دیالوگهای هوشمندانه، صحنههای تنشزا و بازیهای درخشان کریستف والتز در نقش کلنل هانس لاندا، یکی از شرورترین شخصیتهای تاریخ سینما، اثری فراموشنشدنی از تارانتینو است که تاریخ را به شیوهای منحصر به فرد بازنویسی میکند.