خلاصه داستان: این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی لی جانگ و با بازی رز لسلی و هری ترداوی است. داستان درباره زوج تازهازدواجکردهای به نامهای بیا و پل است که برای ماه عسل به کلبهای دورافتاده در جنگل میروند. پس از چند روز، رفتار بیا به طور مرموزی تغییر میکند و پل متوجه میشود که همسرش دیگر آن زنی نیست که میشناخت. او سعی میکند راز این تغییرات ترسناک را کشف کند، اما هرچه بیشتر تلاش میکند، وضعیت بدتر و خطرناکتر میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «حلا» (Hala) فیلمی درام و تحسینشده محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی مینهال پاندیا است که در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمد. جراردین ویسوازی در نقش اصلی حلا، نوجوان ۱۷ ساله مسلمان پاکستانی-آمریکایی، ظاهر شده است. داستان حول محور زندگی حلا میچرخد که در تلاش است تا میان ارزشهای سنتی خانواده مذهبی خود و هویت مدرن آمریکاییاش در شهر شیکاگو تعادل برقرار کند. او دختری درسخوان و اهل اسکیت است که با والدین سختگیرش، بهویژه پدرش (که توسط گابریل لونا به تصویر کشیده شده) و مادرش (با بازی پوربی کاشیکار)، زندگی میکند. با ورود به آخرین سال دبیرستان، حلا عاشق پسری به نام جسی (جک کیلمر) میشود و این رابطه مخفیانه، او را با چالشهای جدیدی مواجه میکند. فیلم با ظرافت به مسائلی مانند بلوغ، هویت جنسی، فرهنگ و تضادهای نسلها میپردازد و روایتی صمیمی و تأملبرانگیز از یک نوجوان در جستجوی استقلال و خودشناسی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک هنرمند نقاش مشهور به نام رالف استدمن، که به خاطر سبک منحصر به فرد و اغلب تاریک آثارش شناخته شده است، در این مستند به کارگردانی چارلی پول، زندگی و آثارش را مرور میکند. بازیگر و هنرمند برجسته، جانی دپ، که سالهاست شیفته هنر استدمن است، به دیدار او میرود و در طول گفتوگوهای صمیمانهشان، استدمن داستان زندگی خود، الهامبخشهایش و روند خلق آثار شگفتانگیزش را بازگو میکند. این فیلم که در سال ۲۰۱۲ ساخته شده، با نمایش تکنیکهای خاص استدمن در نقاشی و طراحی، بیننده را به دنیای درونی این هنرمند پرآوازه میبرد و تأثیر او بر فرهنگ و هنر معاصر را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پنج دانشجوی پزشکی کنجکاو به رهبری نلسون رهبری میکنند که تصمیم میگیرند با به خطر انداختن جان خود، مرزهای زندگی و مرگ را در هم بشکنند. آنها با توقف موقت ضربان قلب و ثبت فعالیتهای مغزی، به دنیای پس از مرگ سفر میکنند. اما این تجربه مرگ موقت، عواقب وحشتناکی به همراه دارد. هر یک از آنها با کابوسها و خاطرات سرکوب شدهای از گذشته مواجه میشوند که به دنیای واقعی راه یافته و زندگیشان را به کابوسی تمامعیار تبدیل میکند. آنها به زودی درمییابند که برخی از اسرار، بهتر است برای همیشه در تاریکی باقی بمانند. فیلم ترسناک علمی-تخیلی «فلتلاینرز» محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی جوئل شوماخر و با بازی کیفر ساترلند، جولیا رابرتز، کوین بیکن، ویلیام بالدوین و اولیور پلات است.
خلاصه داستان: در یک شب هالووین در سال ۱۹۶۳، مایکل مایرز شش ساله خواهر نوجوان خود را به قتل میرساند. پانزده سال بعد، در ۳۰ اکتبر ۱۹۷۸، مایکل (با بازی نیک کستل) از بیمارستان روانی اسمیتز گروو فرار میکند و به زادگاه خود هادونفیلد، ایلینوی بازمیگردد. دکتر سام لوومیس (دونالد پلیسنس)، روانپزشک مایکل که سالها او را تحت نظر داشته، به دنبال او میرود و به پلیس هشدار میدهد که مایکل خطرناک است. در همین حال، لوری استرود (جیمی لی کرتیس)، یک دانشآموز دبیرستانی که درگیر برنامهریزی برای شب هالووین است، توسط مایکل مورد تعقیب قرار میگیرد. مایکل که با نقابی سفید و کت کارگری آبی پوشیده شده، به طور سیستماتیک دوستان لوری و دیگران را به قتل میرساند. لوری که شاهد قتل دوستانش است، باید برای زنده ماندن و محافظت از کودکانی که پرستاری آنها را بر عهده دارد، با مایکل بجنگد. این فیلم ترسناک کلاسیک که توسط جان کارپنتر کارگردانی شده، با موسیقی نمادین خود و فضاسازی پرتنش، به یکی از تاثیرگذارترین آثار ژانر اسلشر تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم سقوط (Falling) محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی و بازی ویگو مورتنسن، داستان زندگی جان پترسون (با بازی لانس هنریکسن)، مردی سالخورده و سرسخت را روایت میکند که با شروع علائم زوال عقل، به لس آنجلس نقل مکان میکند تا نزد پسر همجنسگرایش، جان (با بازی ویگو مورتنسن)، و خانواده او زندگی کند. این فیلم که با بازی درخشان لورا لینی و تراژدی عمیق خانوادگی همراه است، به بررسی روابط پیچیده پدر و پسری، خاطرات دردناک گذشته و چالشهای پذیرش و بخشش در مواجهه با بیماری و کهولت سن میپردازد. مورتنسن در اولین تجربه کارگردانی خود، اثری شخصی و تأملبرانگیز خلق کرده که مخاطب را با پرسشهای بنیادین درباره خانواده و هویت روبرو میکند.
خلاصه داستان: یک زن مهندس هواپیما به نام کایلا پرت که به تازگی شوهرش را از دست داده، همراه با دختر شش سالهاش جولیا سوار بر یک هواپیمای غولپیکر میشوند. پس از بیدار شدن از یک چرت کوتاه، کایلا متوجه ناپدید شدن دخترش میشود. او که در حال سوگواری است، با وحشت تمام هواپیما را برای یافتن جولیا زیر و رو میکند، اما خدمه پرواز و حتی مسافران دیگر ادعا میکنند که دخترش هرگز سوار هواپیما نشده است. کایلا که به خاطر از دست دادن همسرش تحت فشار روانی است، حالا باید ثابت کند که دخترش واقعاً وجود دارد و در عین حال با تردیدها و شکهای دیگران مواجه میشود. او در یک پرواز ترانس آتلانتیک در ارتفاع ۴۰ هزار پایی، تنها و بدون هیچ متحدی، به مأموریتی خطرناک برای نجات دخترش میرود. جودی فاستر در نقش کایلا پرت در این فیلم مهیج روانی به کارگردانی رابرت شونتکه بازی میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم اقتباسی از رمان کلاسیک توماس هاردی به کارگردانی توماس وینتربرگ و با بازی کری مولیگان در نقش بتشبا اوروود، زنی مستقل و جسور در دوران ویکتوریاست که سه مرد کاملاً متفاوت را شیفته خود میکند: گابریل اوک (متئوس شونارتس)، چوپانی وفادار و صادق؛ ویلیام بولدوود (مایکل شین)، ملاکی ثروتمند و تنها؛ و سرژن فرانسیس تروی (تام استارریج)، افسری جذاب اما بیمحتوا. بتشبا باید میان عشق، امنیت و آزادی خود انتخاب کند و پیامدهای تصمیمش زندگی همه را تحت تأثیر قرار میدهد. این درام عاشقانه زیبا که در سال ۲۰۱۵ ساخته شد، تصویری شاعرانه و ماندگار از عشق، غرور و سرنوشت در روستاهای دلانگیز انگلستان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «اون لحظه خجالتآور» محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی تام گورمنیک و با بازی زک افران، مایلز تلر و مایکل بی. جردن است. داستان فیلم حول محور سه دوست صمیمی به نامهای جیسون (زک افران)، دنیل (مایلز تلر) و مایکی (مایکل بی. جردن) میگردد که پس از اینکه مایکی متوجه خیانت همسرش میشود، هر سه با هم پیمان میبندند که تا مدتی وارد رابطه جدی با هیچ زنی نشوند و فقط به دنبال رابطههای گذرا باشند. اما زندگی به سرعت نقشههای آنها را بر هم میزند؛ جیسون با الی (ایمبل پوتینجر) آشنا میشود و احساسات جدیتری در او شکل میگیرد، دنیل نیز با چلسی (مکنزی دیویس) رابطهای فراتر از قرارهای گذرا برقرار میکند و مایکی نیز علیرغم تصمیمش، سعی میکند به زندگی مشترکش بازگردد. این سه دوست حالا در موقعیتی قرار گرفتهاند که باید بین وفاداری به پیمان دوستانه و دنبال کردن احساسات واقعی خود یکی را انتخاب کنند. فیلم با طنزی دلچسب و دیالوگهای سریع، چالشهای زندگی عاطفی مردان جوان در دنیای مدرن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زن جوان انگلیسی به نام الیزابت در سال ۱۸۳۸، برای نجات خانواده خود از فقر، به عنوان خدمتکار در خانه یک نجیبزاده مرموز سوئیسی به نام چارلز گادفری استخدام میشود. او با چارلز که مردی سرد و گوشهگیر است و از یک راز تاریک در گذشته خود رنج میبرد، قراردادی مخفیانه میبندد: او باید برای او پسری به دنیا بیاورد و در ازای آن مبلغ قابل توجهی دریافت کند، اما به شرط آنکه هرگز هویت واقعی خود را فاش نکند و کودک را هرگز نبیند. هفت سال بعد، الیزابت که اکنون با نام مستعار به عنوان معلم سرخانه کار میکند، به طور تصادفی برای آموزش دختر چارلز استخدام میشود و درمییابد که آن پسر، اکنون کودکی است که او هرگز نشناخته است. اوضاع زمانی پیچیده میشود که احساسات سرکوب شده میان الیزابت و چارلز دوباره شعلهور میشود و رازهای گذشته آنها تهدید به نابودی زندگیشان میکند.