خلاصه داستان: فیلم «مرد ویرانگر» محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی مارکو برامبیلا، با بازی سیلوستر استالونه، وسلی اسنایپس و ساندرا بولاک، داستان یک پلیس خشن به نام جان اسپارتان (استالونه) را روایت میکند که پس از یک درگیری مرگبار با جنایتکاری بیرحم به نام سایمون فینیکس (اسنایپس)، به همراه او در سال ۱۹۹۶ به زندان منجمد میشوند. در سال ۲۰۳۲، فینیکس از زندان فرار میکند و وارد شهری آرمانشهری و بیجنایت شده است که توسط دکتر ریموند کاکتوس اداره میشود. پلیسهای این شهر که برای مقابله با چنین خشونتی آموزش ندیدهاند، مجبور میشوند اسپارتان را آزاد کنند تا فینیکس را شکار کند. اسپارتان در این دنیای جدید و عجیب، با کمک افسر پلیسی به نام لینا هاکس (بولاک)، باید با قوانین سختگیرانه جامعه و فناوریهای پیچیده کنار بیاید تا جلوی فینیکس را بگیرد و رازهای پشت پرده این شهر به ظاهر کامل را فاش کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم گوژپشت نتردام (۱۹۹۶) به کارگردانی گری تروسدیل و کرک وایز، اقتباسی انیمیشنی از رمان ویکتور هوگو است که داستان کازیمودو، گوژپشتی با قلب پاک را روایت میکند که توسط قاضی شرور کلود فرولو در برج ناقوس کلیسای نتردام پاریس زندانی شده است. با ورود اسمرالدا، کولی زیبا و رقصنده به شهر، کازیمودو عاشق او میشود اما فرولو نیز به او دلباخته و نقشههای شومی میکشد. این انیمیشن دیزنی با صدای بازیگرانی چون تام هالس، دمین ریان و تونی جای، داستانی از عشق، پذیرش و مبارزه با تعصب را در پسزمینه قرون وسطایی پاریس به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک شهر کوچک در کانادا به نام گندر که جمعیتی کمتر از ده هزار نفر دارد، ناگهان با واقعهای غیرمنتظره در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ روبرو میشود. با بسته شدن حریم هوایی آمریکا، ۳۸ هواپیما و نزدیک به هفت هزار مسافر و خدمه مجبور به فرود اضطراری در این شهر کوچک میشوند. اهالی گندر با آغوشی باز از این غریبهها استقبال میکنند و به مدت پنج روز، تمام امکانات خود را در اختیار آنها میگذارند. این رویداد واقعی و الهامبخش، داستانی از همدلی، سخاوت و امید را در تاریکترین روزهای تاریخ مدرن روایت میکند که نشان میدهد چگونه یک فاجعه جهانی میتواند بهترینِ انسانیت را آشکار سازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «مردی با دست طلایی» محصول سال ۱۹۶۷ به کارگردانی استوارت روزنبرگ و با بازی پل نیومن، جرج کندی و استروثر مارتین، داستان لوک جکسون را روایت میکند که پس از بریدن سر پارکومترها در حین مستی، به یک زندان کار اجباری در فلوریدا فرستاده میشود. لوک که فردی سرکش و مقاوم است، به سرعت به نماد شورش علیه سیستم زندان تبدیل میشود و با رفتارهای غیرقابل پیشبینی خود، از جمله شرطبندی مشهورش مبنی بر اینکه میتواند پنجاه تخممرغ خام را در یک ساعت بخورد، توجه دیگر زندانیان را به خود جلب میکند. او بارها و بارها تلاش میکند تا از زندان فرار کند، اما هر بار دستگیر شده و با مجازاتهای سنگینی روبرو میشود. این مبارزه بیپایان او با مقامات زندان، به خصوص با فرماندار بیرحم، به تدریج او را به یک قهرمان افسانهای در глаاز همبندانش تبدیل میکند و در نهایت، روحیه تسلیمناپذیرش به قیمت جانش تمام میشود.
خلاصه داستان: در این قسمت هفتم از فرنچایز «کودک بازی» که در سال ۲۰۱۷ توسط دان مانچینی کارگردانی شده، چاکی (با صدای براد دوریف) پس از آنکه نینا پیرس (فیونا دوریف) به او در هنر وودو آموزش میدهد، بازمیگردد. داستان حول محور نیکا پیرس (همچنین فیونا دوریف) میچرخد که چهار سال پس از کشتار در بیمارستان روانی، در یک آسایشگاه روانی تحت درمان قرار دارد و همچنان از توهمات چاکی رنج میبرد. وقتی یک درمانگر (مایکل ترون) یک عروسک جدید برای گروه درمانی میآورد، خشونتها از سر گرفته میشود و نیکا باید بفهمد که آیا واقعاً دیوانه شده یا اینکه چاکی واقعاً بازگشته است. این فیلم با حضور بازیگرانی مانند الکس وینسنت در نقش اندی بارکلی، جنایات خونین و پیچیدهتری را به تصویر میکشد و مرزهای واقعیت و توهم را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال تلویزیونی «کلاس مرگبار» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی روسی فدر و با بازی بندیکت وانگ، بنجامین وادزورث، لانا کاندور و ماریا گابریلا د فارینیا است. داستان در اواخر دهه ۱۹۸۰ میگذرد و زندگی مارکوس، نوجوان بیخانمانی را روایت میکند که پس از یک حادثه مرگبار، توسط مدیر یک مدرسه مرموز به نام «آکادمی هنرهای کینگس دومینین» استخدام میشود. این مدرسه در واقع پناهگاهی برای آموزش فرزندان خانوادههای مافیایی و قاتلان حرفهای است. مارکوس که هیچ پیشینه جنایی ندارد، باید در این محیط خشن و پر از خطر دوام بیاورد و در عین حال با مشکلات شخصی و گذشته تاریک خود نیز دست و پنجه نرم کند. او در این مدرسه با گروهی از دانشآموزان متنوع آشنا میشود که هر کدام مهارتهای مرگبار منحصر به فردی دارند و با هم متحد میشوند تا در برابر قدرتهای شرور داخلی و خارجی بایستند.
خلاصه داستان: یک فیلم هیجانانگیز و معمایی به کارگردانی جان کرولی و با بازی اریک بانا، ربکا هال و جیم برودبنت که در سال ۲۰۱۳ ساخته شد. داستان فیلم حول محور یک حادثه تروریستی مرموز در بازار لندن میچرخد که منجر به دستگیری یک مظنون میشود. کلودیا سیمونز-هاو (ربکا هال)، وکیلی کارکشته، برای دفاع از این مظنون در دادگاهی فوقمحرمانه انتخاب میشود. اما او به زودی متوجه میشود که پرونده پیچیدگیهای زیادی دارد و اطلاعاتی وجود دارد که نباید فاش شود. در همین حال، مارتین رز (اریک بانا)، وکیل دیگری که سابقاً رابطه عاطفی با کلودیا داشته، به عنوان وکیل دادستان منصوب میشود. این دو وکیل که اکنون در دو طرف پرونده قرار دارند، به تدریج درگیر یک توطئه بزرگ دولتی و شبکهای از رازهای تاریک میشوند که امنیت ملی را به خطر انداخته است. فیلم با فضایی پرتنش و دیالوگهای هوشمندانه، مخاطب را به درون سیستم قضایی پیچیده بریتانیا میبرد و نشان میدهد که چگونه حقیقت میتواند قربانی مصلحتهای سیاسی شود. بازی تحسینبرانگیز بانا و هال، همراه با فیلمنامهای دقیق، تماشاگر را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: فیلم Bringing Out the Dead محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و با بازی نیکلاس کیج در نقش فرانک پیرس، یک تکنسین اورژانس در جهنم بخش منهتن است که طی سه شب متوالی در حال مبارزه با خستگی، فشار روانی و عذاب وجدان ناشی از مرگ یک دختر جوان به نام رز است. فرانک که دیگر قادر به نجات جان افراد نیست، درگیر توهمات و رویاهای بیداری میشود و با ارواح گذشته، به ویژه روح رز، مواجه میشود. او با مری، دختر معتاد به مواد مخدر و همسر سابق رز، آشنا میشود و تلاش میکند تا به او کمک کند و در عین حال، خود را از چنگال جنون و ناامیدی نجات دهد. این فیلم که بر اساس رمانی از جو کانلی ساخته شده، تصویری تاریک و خشن از زندگی در شهری بیرحم را به تصویر میکشد و اسکورسیزی با استفاده از نورپردازی اکسپرسیونیستی و فیلمبرداری پرتحرک، فضایی پرتنش و روانپریشانه را خلق میکند.
خلاصه داستان: یک خانواده آمریکایی پس از تجربه یک حمله ترسناک در خانهشان، به امید شروع زندگی جدید به یک عمارت مجلل در حومه شهر نقل مکان میکنند. پسر کوچکشان، جود، پس از ورود به این خانه، یک عروسک چینی به نام برامز را در جنگل پیدا کرده و با آن ارتباط عجیبی برقرار میکند. مادرش، لیزا، ابتدا از این دوستی خوشحال است، اما به زودی متوجه رفتارهای غیرعادی و خطرناک پسرش میشود که به نظر میرسد تحت تأثیر این عروسک مرموز قرار دارد. او در حالی که شوهرش، شان، موضوع را جدی نمیگیرد، سعی میکند راز این عروسک و گذشته تاریک آن را کشف کند. هر چه بیشتر تلاش میکند، بیشتر در دام ترس و وحشتی عمیق میافتد و درمییابد که برامز فقط یک عروسک نیست، بلکه نیرویی شیطانی است که قصد نابودی خانوادهاش را دارد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی ویلیام برنت بل و با بازی کیتی هولمز، اووآیشن اووآیشن، رالف اینسون و کریستوفر کانوری است که دنبالهای بر فیلم "پسر: برامز" محسوب میشود.
خلاصه داستان: لیزا نواک، کارگردان جوان و بلندپرواز، برای تولید اولین فیلم خود به هالیوود میرود، اما به سرعت در دنیای تاریک و فاسد صنعت سینما گرفتار میشود. پس از اینکه تهیهکننده قدرتمندی به نام لوئیس باگ (با بازی اریک لنگ) به او خیانت میکند، لیزا برای انتقام به سراغ جادوگری مرموز به نام بولا نگرو (با بازی کاترین کینر) میرود. بولا به او قول میدهد که انتقامش را بگیرد، اما در ازای آن، لیزا باید بهایی گزاف بپردازد. او به تدریج در دام دنیای ماوراءالطبیعه، خون آشامها و نفرینهای عجیب و غریب گرفتار میشود و مرز بین واقعیت و خیال برایش محو میگردد. این سریال که در سال ۲۰۲۱ ساخته شده و رزا سالازار در نقش اصلی آن بازی میکند، با فضاسازی سورئال و ترسناک خود، تصویری هولناک از هالیوود ارائه میدهد.