خلاصه داستان: فیلم «دلشکستهها» (Heartbreakers) داستان دو زن به نامهای مکس (سیگورنی ویور) و پیج (جنیفر لاو هیویت) را روایت میکند که مادر و دختری هستند و با استفاده از حیلهگری و فریب مردان ثروتمند، از آنها پول میگیرند. آنها در سال ۲۰۰۱، در آخرین کار خود، قصد دارند یک تاجر نفت به نام ویلیام تندی (ریکی مارتین) را سر کیسه کنند، اما وقتی پیج عاشق او میشود، نقشههایشان به هم میریزد و مجبور میشوند برای نجات جان و عشق خود، با یکدیگر همکاری کنند.
خلاصه داستان: فیلم «او که سیلی میخورد» (He Who Gets Slapped) یک درام روانشناختی تاریک به کارگردانی ویکتور سجوین در سال ۱۹۲۴ است. داستان در سیرکی در پاریس میگذرد و مردی را روایت میکند که پس از تحمل شکست و تحقیر شدید، هویت خود را پنهان کرده و با نام «او» به یک دلقک تراژیک تبدیل میشود. او که بهطور مداوم سیلی میخورد تا دیگران را بخنداند، درگیر عشقی پیچیده به زنی جوان میشود که توسط یک اسبسوار ثروتمند مورد آزار قرار میگیرد. این فیلم که اقتباسی از رمان «او» اثر آندره نوریه است، با بازی درخشان لان چینی، تضاد عمیقی بین ظاهر شاد و درون غمگین شخصیت اصلی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سریال Headspace Guide to Meditation یک انیمیشن-مستند راهنمای مدیتیشن است که در سال 2021 توسط شبکه نتفلیکس منتشر شد. این سریال با استفاده از انیمیشنهای ساده و جذاب و صدای آرامشبخش اندی پارداین، بنیانگذار اپ Headspace، به آموزش تکنیکهای مختلف مدیتیشن و ذهنآگاهی میپردازد. هر قسمت به یک موضوع خاص مانند استرس، خواب، اضطراب، تمرکز و روابط اختصاص دارد و بیننده را در یک تمرین مدیتیشن کوتاه و هدایتشده شرکت میدهد. هدف این سریال کمک به بینندگان برای کاهش اضطراب، بهبود خواب و افزایش آگاهی از لحظه حال از طریق تمرینات ساده و قابل اجرا است.
خلاصه داستان: فیلم هارولد و مود (Harold and Maude) داستان پسر جوانی به نام هارولد را روایت میکند که به دلیل علاقهی شدیدش به مرگ، در مراسم تشییع جنازه شرکت میکند و خودکشیهای نمایشی انجام میدهد تا توجه خانوادهی ثروتمند و بیتفاوت خود را جلب کند. زندگی یکنواخت و پوچ او زمانی تغییر میکند که با مود، یک زن هشتاد سالهی خوشحال و عاشق زندگی، در یک مراسم تشییع جنازه آشنا میشود. این دو با وجود تفاوت سنی فاحش، دوستی عمیقی پیدا میکنند و هارولد از طریق مود معنای واقعی زندگی، عشق و شادی را میآموزد.
خلاصه داستان: هَریت توبمن، بردهای که به دنبال فرار از اسارت در مریلند به سمت شمال است، به کمک یک شبکه مخفی موسوم به «راهآهن زیرزمینی» تبدیل به یکی از بزرگترین قهرمانان آمریکا میشود. او که با نام «موسی» نیز شناخته میشود، بارها و بارها به مناطق جنوبی بازمیگردد تا خانواده و دوستانش را نجات دهد و صدها برده دیگر را به سوی آزادی راهنمایی کند. این فیلم روایتگر سفر پرخطر و الهامبخش او در مبارزه با ظلم و نابرابری است.
خلاصه داستان: فیلم برداشت (Harvest) داستان یک کشاورز تنها به نام سایروس را روایت میکند که در حومهی شهر زندگی میکند. در آستانهی فصل برداشت، اتفاقات عجیب و غریبی در مزرعهاش رخ میدهد؛ محصولاتش بهطور مرموزی خشک میشوند و حیوانات اهلیاش رفتارهای غیرعادی از خود نشان میدهند. سایروس به تدریج درمییابد که با نیرویی باستانی و طبیعتی خشمگین روبرو شده است که قصد دارد سلطهی او بر زمین را به چالش بکشد. او باید برای محافظت از مزرعهاش و نجات جانش، با این نیروی پنهان که از اعماق خاک برمیخیزد، دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: فیلم «هارولد و کومار فرار از گوانتانامو» (Harold & Kumar Escape from Guantanamo Bay) داستان دو دوست صمیمی به نامهای هارولد و کومار را روایت میکند که برای تعطیلات به آمستردام سفر میکنند. اما در هواپیما، مأموران امنیتی آنها را به اشتباه به عنوان تروریست دستگیر کرده و به زندان گوانتانامو منتقل میکنند. این دو با کمک یک زندانی دیگر موفق به فرار شده و در سراسر اروپا به دنبال اثبات بیگناهی خود هستند. در این مسیر، آنها با چالشهای عجیب و غریبی روبرو شده و در نهایت به آمریکا بازگشته و با کمک دوستانشان، توطئهی پشت پرده را افشا میکنند.
خلاصه داستان: فصلهای سریال کمدی «پایانهای خوش» (Happy Endings) که از سال 2011 تا 2013 پخش شد، داستان گروهی از دوستان را روایت میکند که پس از جدایی ناگهانی یکی از اعضای گروه (جین) از نامزدش (دیو) و ترک شهر، روابط دوستی آنها دچار چالش میشود. اما وقتی جین و دیو بعد از یک سال به طور غیرمنتظرهای در یک میهمانی غافلگیرکننده در شیکاگو دوباره به هم میرسند، گروه تلاش میکند تا با کمک به آنها برای حل مشکلاتشان، دوباره به هم نزدیک شوند و در عین حال با مشکلات عاشقانه و شغلی خود نیز دست و پنجه نرم کنند.
خلاصه داستان: هملت، شاهزاده دانمارک، پس از بازگشت به خانه برای شرکت در مراسم تدفین پدرش، با خبر مواجه میشود که عمویش، کلودیوس، به سرعت ملکه مادرش، گرترود را تصاحب کرده و بر تخت سلطنت نشسته است. با ظاهر شدن روح پدرش که خواهان انتقام از قاتلش (کلودیوس) است، هملت دچار تردید و جنون به ظاهر و واقعی میشود و درگیر توطئههای دربار و روابط پیچیده عاشقانه با اوفلیا میگردد. او برای اثبات جنایت کلودیوس، تلهای با اجرای نمایشی میکشد و سرانجام در نبردی مرگبار با رقیب خود، لایرتیس، و کلودیوس، تکلیف خود و پادشاهی را یکسره میکند.
خلاصه داستان: در سال 1942، دزموند داس، یک جوان معتقد به شاهدان یهوه، با وجود مخالفتهای خانواده و نامزدش، برای خدمت در ارتش امریکا به عنوان تکتیرانداز ثبتنام میکند. او از حمل سلاح به دلایل مذهبی سر باز میزند و در نهایت با تلاش فراوان و با وجود محاکمه نظامی، موفق میشود به عنوان یک پزشک بدون سلاح به جبهه نبردโอกیناوا اعزام شود. در یکی از خونینترین نبردهای جنگ، دزموند داس به تنهایی و بدون هیچ سلاحی، جان بیش از ۷۵ سرباز زخمی را نجات میدهد و به قهرمانی بینظیر تبدیل میشود.