خلاصه داستان: داستان فیلم «بازی قاتل» دربارهٔ جو، یک قاتل حرفهای است که وقتی متوجه میشود دچار یک بیماری لاعلاج شده، تصمیم میگیرد به زندگی خود پایان دهد. اما برای اینکه مطمئن شود کارش درست انجام میشود، یک قاتل دیگر را استخدام میکند تا او را بکشد. با این حال، وقتی خبر میرسد که تشخیص پزشکی اشتباه بوده و او سالم است، جو باید برای نجات جان خود و معشوقهاش در برابر قاتلی که خودش استخدام کرده، بجنگد.
خلاصه داستان: فیلم قاضی (The Judge) در سال 2014، داستان هنک پالمر (رابرت داونی جونیور) را روایت میکند؛ وکیل موفقی که برای مدتی به زادگاهش بازمیگردد تا با پدرش که قاضی سختگیر و دوراندیشی است، دیدار کند. اما با مرگ مشکوک یکی از اهالی، پدرش متهم به قتل میشود و هنک وکالت او را بر عهده میگیرد تا حقیقت را در دادگاهی نفسگیر آشکار کند.
خلاصه داستان: فیلم جزیره دکتر مورو در سال 1996 داستانی علمی-تخیلی و وحشتآور را روایت میکند که در آن یک بازمانده سانحه هوایی به نام ادوارد داگلاس، به طور اتفاقی به جزیرهای دورافتاده در جنوب شرقی آسیا راه پیدا میکند. او در آنجا با دکتر مورو دانشمند نابغه و البته روانپریش مواجه میشود که با آزمایشهای ژنتیکی غیراخلاقی خود، حیوانات را به موجوداتی انساننما تبدیل کرده است. داگلاس به زودی در میانه جنگ قدرتی خونین بین دکتر مورو و یکی از آفریدههایش به نام آیزاک، که رهبری موجودات را بر عهده دارد، گرفتار میشود و برای زنده ماندن باید از تمام مهارتهای خود استفاده کند.
خلاصه داستان: فیلم «مهاجم» (The Intruder) داستان یک زوج جوان به نامهای اسکات و آنی را روایت میکند که برای شروع زندگی جدید، یک خانه رویایی در دل طبیعت خریداری میکنند. اما این خانه با یک مشکل بزرگ همراه است؛ مالک قبلی آن، مردی به نام چارلی، که به شدت به این ملک وابسته است، حاضر به ترک کردن نیست و به صورت پنهانی در ملک حضور دارد. با گذشت زمان، رفتارهای چارلی تبدیل به یک کابوس واقعی برای این زوج میشود و تهدیدها کمکم به سمت خشونت و جنون پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم «دعوت» (The Invitation) داستان یک زوج جوان به نامهای ویل و کایرا را روایت میکند که پس از سالها، برای شرکت در مراسم شامی که توسط همسر سابق ویل، اِوی و شریک زندگیاش، دیوید ترتیب داده شده، به خانهای در لسآنجلس میروند. در ابتدا فضای صمیمی و دوستانهای حاکم است، اما به تدریج تنشهای قدیمی و خاطرات تلخ میان آنها زنده میشود. وقتی ویل متوجه رفتارهای عجیب و مشکوک میزبانان میشود، به تدریج شک میکند که این شام تنها یک دورهمی ساده نیست و هدف پشت آن چیزی فراتر از آشتی و گفتگو است. او باید با ترسهای درونی خود روبرو شود تا بفهمد آیا این توطئهای برای قتل آنهاست یا صرفاً توهمات ناشی از گذشتهی آزاردهندهاش است.
خلاصه داستان: مرد ایرلندی روایتی حماسی از سازمان جنایتکارانه آمریکا و نقش فرانک شیرن (رابرت دنیرو) در آن است که داستانش را از زمانی که یک راننده کامیون جوان بود تا تبدیل شدنش به یک قاتل معروف برای مافیا بازگو میکند. این فیلم مسیر پر فراز و نشیب او را در کنار رئیس قدرتمند راسل بوفالینو (جو پسکی) و رهبر کارگری جیمی هوفا (آل پاچینو) دنبال میکند و در نهایت به یکی از بزرگترین رازهای حل نشده تاریخ آمریکا میپردازد که دههها پنهان مانده بود.
خلاصه داستان: داستان دو مرد میانسال به نامهای بیلی و نیک است که به دلیل بیکاری و ناتوانی در یافتن شغل، تصمیم میگیرند در یک دوره کارآموزی رقابتی در گوگل شرکت کنند. آنها که با تکنولوژی غریبهاند، باید با نسل جوان و رقابتی که در این شرکت حاکم است، همگام شوند و با استفاده از تجربیات خود، ثابت کنند که هنوز هم حرفی برای گفتن دارند.
خلاصه داستان: حادثه داستان یک خانواده را روایت میکند که در سال ۱۹۶۷ در یک آپارتمان در تهران زندگی میکنند و با مشکلات اقتصادی و تنشهای خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند. در این میان، پدر خانواده که مردی میانسال و عصبی است، به دلیل از دست دادن شغلش و فشارهای مالی، دچار بحران روحی شده و با رفتارهای خشونتآمیز و غیرمنتظرهای، زندگی آرام خانواده را به مخمصه میکشاند. این حادثه ناگهانی، روابط خانوادگی را زیر و رو کرده و هر یک از اعضای خانواده را در موقعیتهای دشواری قرار میدهد که مجبور به انتخابهای سخت و تصمیمگیریهای حیاتی میشوند.
خلاصه داستان: فیلم نفوذی (The Infiltrator) داستان یک مامور گمرک به نام رابرت مازور را روایت میکند که در سال ۱۹۸۶ به صورت مخفیانه وارد سندیکای قاچاق مواد مخدر به رهبری پابلو اسکوبار میشود. او با ایجاد یک هویت جعلی به نام «بانکدار»، سعی در نفوذ به لایههای بالای این سازمان جنایی دارد تا بتواند از طریق یک معامله بزرگ پولشویی، شبکه آنها را از درون متلاشی کند.
خلاصه داستان: چارلی چاپلین در سال 1921 با فیلم The Idle Class به کارگردانی خودش، داستانی کمدی و احساسی را روایت میکند. در این فیلم، چارلی چاپلین در دو نقش متفاوت ظاهر میشود: یک ولگرد بیچیز و یک مرد ثروتمند خسته و بیحال. وقتی ولگرد به طور اتفاقی به مهمانی یک ثروتمند راه مییابد، با دختری آشنا میشود که به دنبال فرار از فشارهای خانوادگی است. این ملاقات، زنجیرهای از موقعیتهای خندهدار و در عین حال تاثیرگذار را رقم میزند که در آن ولگرد تلاش میکند تا با دنیای ثروت و تجملات هماهنگ شود و در نهایت منجر به آشتی و تغییراتی در زندگی هر دو شخصیت میشود.