خلاصه داستان: کاتب شبحی درباره یک نویسنده مستعد و ناشناس میگوید که برای نوشتن زندگینامه یک سیاستمدار سابق استخدام میشود. او به یک جزیره دورافتاده میرود تا با موضوع کار خود ملاقات کند، اما به زودی درگیر رمز و راز مرگ اسرارآمیز نویسنده قبلی و توطئههایی میشود که ممکن است سیاستمدار را نیز در خطر قرار دهد. در حالی که به کندی حقایق را کشف میکند، متوجه میشود که هر کس در اطراف او ممکن است یک تهدید باشد و حتی خود او ممکن است هدف بعدی باشد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ در واکو، تگزاس، جک اودری جونیور و برادرانش در خانوادهای سنتی بزرگ میشوند. پدرشان (برد پیت) سختگیر و خشن و مادرشان (جسیکا چستین) مهربان و صبور است. جک پس از سالها، درگیر درک رازهای زندگی و مرگ و خشم خود در برابر خدا میشود. او به دوران کودکیاش و رقابت با برادرش و تلاش برای جلب توجه پدر میپردازد. در حالی که به دنبال معنای هستی و ارتباطش با خانواده و طبیعت است، جک سفری عمیق روحی آغاز میکند.
خلاصه داستان: در این فیلم رمانتیک، سه دوست خوب که در یک شهر کوچک زندگی میکنند، در یک روز معمولی در یک مغازه قدیمی، یک پرده عروسی مرموز را کشف میکنند. هر کدام از آنها تصمیم میگیرند که این پرده را در مراسم عروسی خود بپوشند، اما به زودی متوجه میشوند که این پرده قدرت خاصی دارد و باعث اتفاقات عجیب و غیرمنتظرهای در زندگی آنها میشود. در حین آمادهسازی برای مراسم عروسی، آنها با چالشهای مختلفی روبرو میشوند که باعث میشود روابطشان با همسران آیندهشان و یکدیگر تست شود. در نهایت، آنها یاد میگیرند که عشق واقعی مستلزم اعتماد، درک متقابل و گاهی قربانی کردن است. این فیلم با لحن خندهدار و ساده، به مفهوم واقعی عشق و دوستی پرداخته و تماشاگر را با یک پیام مثبت در پایان فیلم به یادگار میگذارد.
خلاصه داستان: هالووین ۲ ادامهی ماجرای جک گیلبرت است که پس از فرار از بیمارستان، به دنبال کشتن لاری است. در این بین، لاری در بیمارستان بستری شده و در حالی که در حال جراحی است، جک به دنبال او میرود و تلاش میکند او را بکشد. در طول این ماجرا، جک با چند نفر از کارکنان بیمارستان روبرو میشود و آنها را به قتل میرساند. در نهایت، لاری با کمک یکی از پزشکان بیمارستان، موفق میشود جک را شکست دهد و از دست او فرار کند.
خلاصه داستان: در سال 1989، یک شب در اعترافخانه یک کلیسای کوچک، کشیشی جوان با یک اعتراف مرموز و ترسناک مواجه میشود که زندگی او را به طور کامل تغییر میدهد. اعترافکننده ادعا میکند که قاتل سریالی است و جرائمی را مرتکب شده که پلیس حتی از وجود آنها بیخبر است. کشیش باور میکند که باید به پلیس گزارش دهد، اما قوانین اعتراف مقدس او را ملزم به سکوت میکند. او در شرایطی غیرقابل تحمل بین وظیفه مذهبی و وظیفه اخلاقی خود گیر کرده و تصمیم میگیرد که خودش تحقیق کند. هر چه او پیش میرود، پیچیدگیها بیشتر میشوند و او متوجه میشود که اعترافکننده ممکن است بسیار نزدیکتر به او باشد مما تصور میکرد. در نهایت، کشیش مجبور میشود تصمیم سختترین زندگیاش را بگیرد: آیا وفاداری به قوانین مذهبی مهمتر از نجات جانهای بیگناه است؟
خلاصه داستان: در سال 2025، یک سهنفره نیروی هوایی آمریکا با هواپیماهای جدید و پیشرفتهای که قادر به پرواز بدون ردیابی هستند، در یک ماموریت حیاتی در آفریقای جنوبی مأمور به مبارزه با تروریسم میشوند. اما وقتی یکی از هواپیماها به دلیل خطای نرمافزاری به صورت خودکار در حال حرکت است و در حال تبدیل شدن به تهدید جهانی است، سربازان مجبور میشوند با زمان بسازند تا جلوی فاجعهای بزرگ را بگیرند. در این بین، روابط شخصی و تعهدات نظامی با یکدیگر در تضاد قرار میگیرند و هر سه نفر باید تصمیمات سختگیرانهای را برای نجات جهان اتخاذ کنند.
خلاصه داستان: در سال 2019، فیلم کمدی-رمانتیک «دختری برای روز عشق» (The Perfect Date) داستان بروکس راتیگان را روایت میکند که به منظور پسانداز برای دانشگاه، اپلیکیشنی رویآوری برای اجارهی «رفیق موقت» راهاندازی میکند. او به عنوان «رفیق شخصی» برای دختران مختلفی استفاده میشود تا در قرارهای عشقی و رویدادهای خاص حضور پیدا کند. اما او به زودی میفهمد که تظاهر کردن شخصیتهای مختلف برای همه کاری کردنی نیست و در نهایت باید تصمیم بگیرد که آیا واقعاً میخواهد خودش باشد یا ادامه دهد با نقشآفرینی.
خلاصه داستان: فیلم "ضعف" دربارهی پدر جنونی است که معتقد است خدا به او دستور کشتن افراد شیطانی را داده است. او با کمک دو فرزندش، این قتلها را انجام میدهد. داستان از زاویهی دید پسر بزرگتر روایت میشود که بعدها به عنوان کشندهی سریالی شناخته میشود. فیلم با ساختار غیرخطی و پر از جزئیات مرموز، بین گذشته و حال سرگردان میشود و تماشاگر را در شک و تردید نسبت به واقعیت و خیال، نگه میدارد.
خلاصه داستان: در داستان "محکوم"، زندانی سابقهدار به نام جک، پس از آزادی از زندان، تصمیم میگیرد تا از طریق سرقت بانک، زندگی جدیدی برای خود ایجاد کند. اما پس از موفقیت در سرقت، او با تصمیمی ناگهانی، تصمیم میگیرد به جای پول، اسناد مهمی را به سرقت برده و فرار کند. این تصمیم او را در معرض خطر قرار میدهد و او مجبور میشود با یک گروه خطرناک مواجه شود که در پی این اسناد هستند. در حالی که جک تلاش میکند از دست این گروه فرار کند، او با یک زن جذاب و مرموز به نام سارا مواجه میشود که ظاهراً در این بازی خطرناک نقش مهمی دارد. جک باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند به سارا اعتماد کند یا خیر، در حالی که زندگی خود را در معرض خطر قرار میدهد.
خلاصه داستان: در آینده نزدیک، شهر دیترویت در آمریکا با آشفتگی و جرایم خیابانی روبرو است. آلیکس مورفی، یک پلیس خوب و صادق، در یک اشتباه مرگبار به شدت مجروح میشود. شرکت اُمنیکو، با هدف ایجاد پلیس آینده، بدن آلیکس را ترکیب با تکنولوژی رباتیک میکند و او را به یک ماشین جنگی بیرحم تبدیل میکند. اما در درون این ماشین، آلیکس هنوز انسان است و به دنبال انتقام از مجرمانی است که او را به این وضعیت رساندهاند. در این بین، او با فساد درون سیستم و تلاش شرکت برای کنترل او مواجه میشود.