خلاصه داستان: ### بخش اول: خلاصه داستان
در فیلم سینمایی رستگاری (Redemption) که در سال 2013 منتشر شد، جیسون استاتهام در نقش جوی، یک سرباز سابق نیروی ویژه بریتانیا که به دلیل تجربیات تلخ جنگ به یک معتاد به هروئین تبدیل شده و در خیابانهای لندن زندگی میکند، بازی میکند. جوی در یکی از شبهای بارانی، کشیشی را از حمله چند اوباش نجات میدهد و در ازای کمکهایش، اتاقک کوچکی در کلیسا به او داده میشود. اما وقتی دوست قدیمیاش، کریستین، توسط یک باند مافیایی روسی ربوده میشود، جوی مجبور میشود مهارتهای مرگبار خود را دوباره فعال کند و با استفاده از هویت جدیدش به نام «کشیش»، وارد جنگی خونین با گروههای تبهکار شود تا او را نجات دهد و رستگاری پیدا کند.
خلاصه داستان: فیلم «روز بینیقرمز» (Red Nose Day Actually) یک فیلم کوتاه عاشقانه و کمدی محصول سال ۲۰۱۷ است که به عنوان بخشی از کمپین خیریه «کمدی رلیف» در بریتانیا ساخته شده است. این فیلم که در واقع دنبالهای کوتاه بر فیلم محبوب «روز عشق» (Love Actually) محسوب میشود، داستان شخصیتهای اصلی فیلم اصلی را پس از گذشت ۱۴ سال دنبال میکند و به سرنوشت آنها در زمان حال میپردازد. در این فیلم کوتاه، بازیگران اصلی فیلم اصلی از جمله هیو گرانت، کالین فرث، لیام نیسون، اما تامپسون، کیرا نایتلی، اندرو لینکلن و بیل نای حضور دارند و نقشهای خود را تکرار میکنند. داستان حول محور اتفاقات و چالشهای زندگی شخصیتها در سال ۲۰۱۷ میگردد، از جمله تلاش دیوید (با بازی هیو گرانت) برای حفظ جایگاهش در دنیای سیاست، جستجوی عشق دوباره مارک (با بازی اندرو لینکلن) برای جولیت (با بازی کیرا نایتلی)، و داستانهای دیگری که با طنز و احساسات همراه است. این فیلم کوتاه با هدف جمعآوری کمکهای مالی برای کودکان نیازمند در سراسر جهان ساخته شده و در روز بینیقرمز (روز جهانی کمک به کودکان) در بریتانیا پخش شد.
خلاصه داستان: فیلم «ذرهای تسلی» داستان جیمز باند را در ادامه ماجراهای کازینو رویال روایت میکند. در این قسمت، باند که به دنبال انتقام مرگ عشقش، وسپر لیند، است، با کشف توطئهای بینالمللی که توسط یک تاجر ثروتمند به نام دومینیک گرین هدایت میشود، خود را درگیر ماجرایی خطرناک میبیند. گرین با دستکاری منابع آب در بولیوی، قصد دارد با ایجاد یک انحصار، حکومتی دیکتاتوری را به قدرت برساند. باند در این راه با زنی اسرارآمیز به نام کامیل همراه میشود تا جلوی نقشه شوم او را بگیرد.
خلاصه داستان: فصل اول سریال «بازی مهربان» (Playing Nice) داستان دو خانواده را روایت میکند که پس از اشتباه بیمارستان در سال ۲۰۲۴، فرزندانشان را که با هم عوض شدهاند، معاوضه میکنند. این مینیسریال بریتیشی با بازی جیمز نورتون، تنشهای عمیق خانوادگی، مسائل اخلاقی و عواقب این کشف دردناک را بررسی میکند.
خلاصه داستان: فیلم اورلاندو که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد، داستان زندگی جوانی اشرافی به نام اورلاندو را روایت میکند که در قرن شانزدهم توسط ملکه الیزابت اول به او دستور داده میشود تا یک عمارت بزرگ را حفظ کند. اورلاندو در طول چند قرن زندگی میکند و جنسیت خود را از مرد به زن تغییر میدهد و در این مسیر، تجربیات مختلفی را از جمله عشق، جنگ و تغییرات اجتماعی را پشت سر میگذارد.
خلاصه داستان: یکصد و یک شب، فیلمی به کارگردانی سیروس الوند و نویسندگی احمدرضا معتمدی در سال ۱۳۷۵ است. داستان فیلم درباره مردی به نام امیر است که در آستانه چهل سالگی، درگیر ماجراهای عاشقانه و پیچیدهای با سه زن مختلف میشود. این فیلم به بررسی تضادها و کشمکشهای درونی یک مرد در جامعه ایرانی میپردازد.
خلاصه داستان: هیچکس زنده بیرون نمیرود، فیلم ترسناک محصول ۲۰۲۱، داستان زنی جوان به نام امبر را روایت میکند که به دلیل مشکلات مالی و بیخانمانی، مجبور به اقامت در یک پانسیون ارزانقیمت در کلیولند میشود. او به سرعت درمییابد که مالک عجیب و غریب ساختمان، یک قاتل سریالی است که قربانیانش را در اتاقهای پانسیون به قتل میرساند و اجساد آنها را در زیرزمین ساختمان دفن میکند. امبر در میانه یک کابوس مرگبار گرفتار میشود و باید برای زنده ماندن بجنگد.
خلاصه داستان: فیلم «نه روز» داستان زندگی مردی به نام وینستون را روایت میکند که در یک خانهی دورافتاده در جزیرهای بهظاهر بیآب و علف، بهتنهایی زندگی میکند. او هر روز با تماشای ویدیوهایی از زندگی افرادی که در دنیا زندگی میکنند، وظیفهی خطیری بر عهده دارد: از میان کاندیداهایی که به دنیا میآیند، افرادی را که شایستهی زیستن هستند، انتخاب کند. اما وقتی یک کاندیدای زن با نگاهی متفاوت به زندگی وارد این مجموعه میشود، وینستون مجبور میشود که با گذشتهی خود و معنای واقعی زندگی روبرو شود.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه مستند «بانوی شماره ۶: موسیقی نجاتم داد» داستان زندگی آلیس سامز، یکی از سالمندترین بازماندگان هولوکاست را روایت میکند که در آستانه ۱۱۰ سالگی، در آپارتمان شماره ۶ در لندن زندگی میکند. او که پیانیست و معلم موسیقی بود، معتقد است که موسیقی و خنده، کلیدهای طول عمر و شادکامی او بودهاند و داستانهای شگفتانگیزی از زندگی در وین پیش از جنگ، فرار از نازیها و قدرت هنر برای زنده ماندن در شرایط سخت را با بیننده به اشتراک میگذارد.
خلاصه داستان: خلاصصه داستان فیلم «گاهی هرگز، گاهی همیشه» (Never Rarely Sometimes Always) درباره دختری جوان به نام اتومبلی است که در پنسیلوانیا زندگی میکند. وقتی متوجه میشود باردار است و امکان سقط جنین قانونی در ایالت خود را ندارد، به همراه دوستش اسکایلر به نیویورک سفر میکند تا این حق را به دست آورد. در این سفر، آنها با واقعیتهای سخت و بیرحم سیستم مراقبتهای بهداشتی و مشکلات اجتماعی روبرو میشوند.