خلاصه داستان: در سال 2025، یک فیلم درام روانشناختی به نام "درد توانا" به نمایش در میآید که داستان یک نابغه نوجوان ریاضی را روایت میکند که با تواناییهای استثنایی خود درگیر بحرانهای هویتی و احساسی میشود. او در حالی که با انتظارات بالای اطرافیان و فشارهای تحصیلی مواجه است، باید راهی برای موازنه بین عبقریتش و زندگی معمولی بیابد. این سفر همراه با درد و رشد شخصی او به یک داستان احساسی و انسانی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در داستان "چیزی با پر"، یک گروه از دانشمندان در منطقه قطبی در حال تحقیق روی یک موجود مرموز هستند که توانایی تغییر شکل و تقلید از موجودات دیگر را دارد. این موجود، که به نظر میرسد بیگانهای از فضای بیرونی باشد، به تدریج در میان اعضای گروه نفوذ میکند و باعث ایجاد شک و تردید و ترس میان آنها میشود. هر چه تحقیقات پیش میرود، اعضای گروه متوجه میشوند که هیچ کس قابل اعتماد نیست و ممکن است هر یک از آنها دچار تغییر شکل شده باشند. در نهایت، آنها مجبور میشوند با این واقعیت روبرو شوند که ممکن است تنها یک نفر از آنها انسان باشد و باید تصمیم بگیرند که چگونه با این تهدید مرموز برخورد کنند.
خلاصه داستان: در سفارت ایتالیا در لندن، یک قتل مرموز رخ میدهد که باعث میشود کارآگاه معروف آرتورو دوی، به همراه همکارش کلودیو کوستا، وارد تحقیق شوند. آنها به دنبال رمزگشایی از جنایت هستند، اما به زودی متوجه میشوند که جنگل پیچیدهای از توطئهها و رازها در انتظار آنهاست. در حالی که تلاش میکنند حقیقت را کشف کنند، با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میشوند که باعث میشود ماجرا به یک بازی خطرناک تبدیل شود.
خلاصه داستان: در سال 2025، نورا (کریستین سورتون) به خانهی قدیمیاش بازمیگردد تا از مادربزرگش مراقبت کند. در این بین، او به طور تصادفی با آیدین (أندرس دانیلسن لی)، کارگردان فیلمی که در حال ساخت است، مواجه میشود. آیدین به دنبال تصویربرداری در خانهی نورا است و این ملاقات تصادفی باعث ایجاد روابط و احساسات جدیدی میشود.
خلاصه داستان: در داستان «وایلدکت»، یک جوان در حال گریز از گذشتهاش به یک شهر کوچک میرود و در یک رستوران محلی شغل میگیرد. او به سرعت با یک گروه از جوانان محلی دوست میشود که به او کمک میکنند تا زندگی جدیدی بسازد. اما پنهانکاری او زیاد طول نمیکشد و گذشتهاش به تدریج به سراغش میآید. او مجبور میشود با ترسهایش و تصمیمات سختگیرانهای که در گذشته گرفته، مواجه شود. در نهایت، او باید انتخاب کند که آیا میخواهد گذشتهاش را پشت سر بگذارد و زندگی جدیدی را شروع کند یا به دام گذشتهاش بیفتد.
خلاصه داستان: در سال 2025، در یک دوره بحران آبی در آمریکا، دو خواهر که در یک مزرعه کوچک زندگی میکنند، با ورود یک خبرنگار جوان به زندگیشان مواجه میشوند. این خبرنگار به دنبال کشف حقیقت در مورد یک شرکت بزرگ آبی است که به نظر میرسد در پشت بحران آبی قرار دارد. در حالی که خواهران تلاش میکنند تا زندگی خود را حفظ کنند، با کشف رازهایی در گذشته خود و ارتباط آن با شرکت آبی مواجه میشوند. این کشفیات باعث میشود تا آنها تصمیم بگیرند که در مقابل شرکت مقاومت کنند و حقیقت را برای همگان آشکار سازند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک هواپیمای مسافربری در حال پرواز از نیویورک به لندن در معرض یک بحران غیرمنتظره قرار میگیرد. یک گروه تروریست به هواپیما حمله میکنند و مسافران را به عنوان گروگان میگیرند. در این بین، یک خلبان سابق نیروی هوایی که به عنوان مسافر در هواپیما حضور دارد، تصمیم میگیرد با استفاده از مهارتهای نظامی خود، تروریستها را مقابله کند و جان مسافران را نجات دهد. در حالی که هواپیما در حال سقوط به سمت دریا است، او باید با محدودیت زمانی و فشار شدید، نبردی خونین را آغاز کند تا تروریستها را شکست دهد و هواپیما را به سلامت به فرودگاه برگرداند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک داستان کمدی-درام درباره یک زوج جوان است که با ورود یک سگ نجات یافته به زندگیشان، باید با چالشهای جدیدی روبرو شوند که عشق و مسئولیت نسبت به حیوان خانگی به همراه میآورد. این سگ نه تنها زندگی آنها را بهم میریزد، بلکه باعث میشود آنها به ارزشهای واقعی زندگی و معنای خانواده فکر کنند.
خلاصه داستان: در سال 1976، یک جفت موسیقیدان در منزل دور افتادهای در جنگل زندگی میکنند. زندگی آنها به هم میخورد وقتی که یک جادوگر باستانی که در جنگل زندگی میکند، آنها را تهدید میکند. این جادوگر قصد دارد تا روحهایی را که در منزل اسیر شدهاند، آزاد کند و این رویدادی تاریک و مرموز را آغاز میکند.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک در آمریکا، یک گروه از جوانان به سرپرستی یک پسر جوان به نام جک، تصمیم میگیرند تا یک رستوران مرغ سوخاری را به چالش بکشند. آنها فکر میکنند که این رستوران به دلیل سیاستهای ناعادلانه و بهرهکشی از کارگران، باید تعطیل شود. اما وقتی پروژه آنها شروع میشود، اوضاع کنترل از دستشان خارج میشود و آنها به طور غیرمنتظرهای درگیر یک بحران اجتماعی و سیاسی میشوند. در حالی که تلاش میکنند مشکل را حل کنند، متوجه میشوند که هدف اصلی آنها چیزی بیش از یک رستوران مرغ سوخاری نیست و این مواجهه میتواند زندگی آنها را به طور کامل تغییر دهد.