خلاصه داستان: در داستان "غیرقابل لمس"، یک مرد ثروتمند معلول به نام فیلیپ، پس از تصادفی که او را از کمر به پایین فلج کرده، به دنبال پرستاری شخصی میگردد که بتواند به او کمک کند. در نهایت، یک جوان بیسواد و سابقه جنایی به نام دریس، با وجود عدم تجربه و آموزش لازم، به عنوان پرستار او انتخاب میشود. این دو شخصیت متفاوت، با وجود تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی زیاد، رابطهای عمیق و صمیمانه برقرار میکنند که زندگی هر دو را به طرز شگفتانگیزی تغییر میدهد. فیلم بر اساس داستان واقعی درماندول پیری، یک مرد معلول فرانسوی، و پرستارش عبدال سلطانی است.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از جنگجویان ویژه در یک جنگل مرموز و خطرناک گم میشوند. آنها به زودی متوجه میشوند که این جنگل مسکونی از موجودات مرموز و خطرناک است که به دنبال خون بشری هستند. جنگجویان باید با استفاده از مهارتها و تجهیزات خود، نه تنها از دام این موجودات فرار کنند، بلکه راز و رمز این جنگل مرموز را نیز کشف کنند. در این بین، آنها با چالشهای اخلاقی و انسانی مواجه میشوند که باعث میشود تعادل بین زنده ماندن و انسان بودن برایشان دشوارتر شود.
خلاصه داستان: در یک دبیرستان، رومان هانتر، یک مأمور پلیس، دخترش روی (زندگی) را از بیمارستان به خانه میبرد. روی در حالی که از اعتیاد به مواد مخدر بهبود مییابد، به مدرسه باز میگردد و با جولز و اوون و کتی و کتنیس و لکسی و نت و مککی و لوئیس و جیا و آشتر و فث و کلاید و کلی و دیگران آشنا میشود. روی در حالی که با جولز دوست میشود، با نت که یک ورزشکار محبوب است، دوست میشود و او را به یک مهمانی دعوت میکند. در مهمانی، روی مواد مخدر مصرف میکند و با نت رابطه جنسی برقرار میکند. روز بعد، روی از نت میخواهد که رابطهشان را پنهان نگه دارد، اما او موافقت نمیکند. روی به جولز میگوید که نت را دوست دارد، اما جولز به او میگوید که نت او را دوست ندارد. روی به نت میگوید که او را دوست ندارد و او را ترک میکند. روی به جولز میگوید که او را دوست دارد و آنها یک رابطه عاشقانه شروع میکنند.
خلاصه داستان: در داستان "The Turning"، مربی جدیدی به یک خانه بزرگ و پرت میآید تا از دو کودک مرفه مراقبت کند. اما به زودی او متوجه میشود که این خانه و کودکان در آن، پنهانی درگیر نیروهایی مرموز و ترسناک هستند که گذشته تاریکی را به یاد میآورند. او تلاش میکند حقیقت را کشف کند و خود و کودکان را از این تهدید مرموز نجات دهد.
خلاصه داستان: کلارک کنت، یک خبرنگار جوان در شهر متال، زمانی که زمین در خطر است، به عنوان سوپرمن پدیدار میشود تا با نیروهای فوقطبیعی خود از تهدیدهای بیگانه و شرور محلی دفاع کند و عدالت را برقرار سازد.
خلاصه داستان: در یک استخر شنا در لندن، مایک، یک جوان ۱۵ ساله، شروع به کار به عنوان نگهبان میکند. او به سرعت مجذوب جودی، یک زن جذاب و بزرگسال میشود که در همان استخر کار میکند. علاقه مایک به جودی به وسواس تبدیل میشود و او شروع به تعقیب و مراقبت از او میکند. این رفتار او منجر به وقایعی ناگوار و در نهایت به یک تراژدی میشود.
خلاصه داستان: در داستان "Scrapper"، جرجیا، یک دختر 12 ساله، زندگی خود را در یک خانه کوچک در شرق لندن اداره میکند. پس از مرگ مادرش، او به تنهایی زندگی میکند و با جمعآوری آهن خرد شده و فروش آن به یک فروشگاه محلی، هزینههای زندگی خود را تأمین میکند. او به دقت از دید مادرش مراقبت میکند و روزمرگی خود را با تماشای یک برنامه تلویزیونی در مورد خانوادههای خوشبخت پر میکند. اما زندگی او به هم میخورد وقتی پدرش، جايسون، پس از سالها، به طور غیرمنتظره به زندگی او بازمیگردد. جرجیا مجبور میشود با حضور این مرد بیمسئول و بیثبات مواجه شود و تلاش کند تا زندگی خود را دوباره تنظیم کند.
خلاصه داستان: یک خانواده در رنج گرفتن از مرگ پسرشان در جنگ هستند. یک روز، داوود، یک سرباز جوان که ادعا میکند دوست پسرشان بوده، به خانه آنها مراجعه میکند. او با رفتاری مودبانه و کمککنان به خانواده نزدیک میشود، اما پس از مدتی رفتار عجیب و خطرناکی از خود نشان میدهد. وقتی اعضای خانواده شروع به مرگ میکنند، دختر خانواده متوجه میشود که داوود ممکن است چیزی کمتر از انسان باشد.
خلاصه داستان: در سال 2024، یک زوج جوان در حال پیادهروی در جنگل، به طور تصادفی شاهد قتل یک دختر جوان توسط سه مرد میشوند. پس از این رویداد، آنها به یک صخره مرتفع فرار میکنند و در حالی که در انتظار کمک هستند، با ترس و وحشت مواجه میشوند. در این بین، یکی از قاتلان که به صورت تصادفی در حال شکار است، به آنها نزدیک میشود و به دنبال کشتن آنها است تا گواهان قتل را از بین ببرد. زوج جوان باید با شجاعت و هوشمندی خود، با این تهدید مرگبار مقابله کنند و از صخره مرتفع به سلامت فرار کنند.