خلاصه داستان: فیلم «اهمیت ارنست بودن» (۲۰۰۲) به کارگردانی اولیور پارکر، اقتباسی کمدی و درخشان از نمایشنامه اسکار وایلد است که با بازی روپرت اورت در نقش الجینون مونکرومز، کالین فرث در نقش جک ورثینگ و جودی دنچ در نقش بانو برکنل، روایت میکند. جک، مردی جوان و ثروتمند، در شهر هویتی جعلی به نام ارنست برای خود میسازد تا با گوندولن ازدواج کند، در حالی که الجینون، دوستش، نیز همین ترفند را برای فریب سیسیلی، خواهر ناتنی جک، به کار میگیرد. این فریبها به زنجیرهای از سوءتفاهمها و موقعیتهای خندهدار منجر میشود تا در نهایت راز هویت واقعی جک فاش شود و همه چیز به سرانجامی شاد برسد.
خلاصه داستان: فیلم مستند «بهترین شیطان من» ساخته ورنر هرتزوگ در سال ۱۹۹۹، روایتی عمیق و پرهیجان از رابطه پیچیده و پرتنش میان هرتزوگ و بازیگر دیوانهوار کلوس کینسکی است. هرتزوگ با بهرهگیری از فیلمهای آرشیوی، مصاحبههای شخصی و تصاویر نادر، همکاریهای نفسگیرشان در شاهکارهایی چون «آگویر، خشم خدا»، «نازنین فیتزکارالدو» و «کبری سبز» را کاوش میکند و به جنبههای天才انه، خشمگین و شیطانی کینسکی میپردازد که او را به یکی از نمادینترین بازیگران تاریخ سینما بدل کرد.
خلاصه داستان: فیلم استخر (Swimming Pool) به کارگردانی فرانسوا اوزون در سال ۲۰۰۳، با بازی شارلوت رامپلینگ در نقش سارا مورتون، نویسنده انگلیسی رمانهای جنایی پرفروش، روایتگر سفری است که سارا برای غلبه بر بنبست نویسندگیاش به ویلای تابستانی دوست ناشرش جان بوسکو در جنوب فرانسه میرود. ورود ناگهانی دختر جوان و سرکش جان، جولی (لودوین سانیه)، با رفتارهای پرخطر و روابط جنسی پراکندهاش، تعادل زندگی منزوی سارا را برهم میزند و او را به کاوش در تاریکیهای ذهن خود و مرزهای واقعیت و تخیل میکشاند، در حالی که یک قتل مرموز داستان را به اوج معمایی و روانشناختی خود میرساند.
خلاصه داستان: زندگی کن و بگذار بمیر (۱۹۷۳)، به کارگردانی گای همیلتون، با بازی راجر مور در نقش جیمز باند، جین سیمور و یافت کوتو، داستان مأمور ۰۰۷ را روایت میکند که پس از قتل سه مأمور MI6 در سانفرانسیسکو، لندن و نیواورلئان، مأموریت مییابد تا قاتل مرموز را شناسایی کند. باند به هارلم نیویورک نفوذ میکند و با کان مستر، رهبر خطرناک قاچاقچیان هروئین و جادوگر وودو، روبرو میشود که با استفاده از کروکودیلها، قایقهای تندرو و توطئههای پیچیده، قصد سلطه بر بازار مواد مخدر آمریکا را دارد. باند با کمک سولتایِ CIA و کلوییس، دختر کان مستر، در تعقیب و گریزهای نفسگیر جامائیکا و خلیج مکزیک، نقشه غرق کردن آمریکا در هروئین را خنثی میکند.
خلاصه داستان: فیلم بازی تاریک (Dark Game) محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی برایان دیلو با بازی کییر گیلکریست، ادی مارسان و ویلا فیتزجرالد، داستان کارآگاهی به نام تئو را دنبال میکند که پس از ناپدید شدن خواهرش، وارد یک بازی آنلاین مرموز و خطرناک میشود؛ جایی که بازیکنان باید چالشهای وحشتناک را پشت سر بگذارند تا زنده بمانند و رازهای تاریک پشت این بازی فاش شود، در حالی که مرز بین واقعیت و مجازی محو میگردد.
خلاصه داستان: فیلم نجوای گربه (The Cat's Meow) ساخته سال ۲۰۰۱ به کارگردانی پیتر بوگدانوویچ، بر اساس رویداد واقعی سال ۱۹۲۴ روایتی دراماتیک و مرموز از سفری دریایی بر قایق تفریحی لوکس ویلیام راندولف هرست (با بازی ادوارد هرمان)، غول رسانهای آمریکا، ارائه میدهد. هرست ستارگان هالیوودی چون معشوقهاش ماریون دیویس (کریستن دانست)، چارلی چاپلین (کری الیوز در نقش توماس اینس، تهیهکنندهای که با چاپلین اشتباه گرفته میشود)، لوئلا پارسونز (جنیفر تیلی) و کریستوفر واکن را مهمان میکند، اما مرگ ناگهانی و مشکوک اینس در حالی که شایعه رابطه پنهانیاش با ماریون بر سر زبانهاست، رازی تاریک را آشکار میسازد که هرست برای حفظ امپراتوری و شهرتش آن را برای همیشه دفن میکند.
خلاصه داستان: فیلم رودخانه زمستانی (۲۰۱۷) به کارگردانی تیلور شریدان با بازی جرمی رنر در نقش کوری لامبرت، نگهبان حیات وحش، و الیزابت اولسن در نقش جین بنر، مأمور FBI، داستانی نفسگیر از کشف جسد یخزده یک دختر نوجوان در برفهای رزرواسیون سرخپوستان وینتر ریور را روایت میکند؛ جایی که کوری با تجربهاش از مرگ دختر خودش، به جین کمک میکند تا راز قتل را در میان سرمای بیرحم و فساد پنهان جامعه بومیان آشکار سازد و عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: فیلم «سگ بخور سگ» به کارگردانی پل شریدر در سال ۲۰۱۶، با بازی نیکلاس کیج در نقش تروگ، ویلم دفو به عنوان مدیسون و کریستوفر پلامر، داستان سه مجرم تازه از زندان آزادشده را روایت میکند که برای یکبار آخر، قرارداد آدمربایی پسر یک وکیل قدرتمند را قبول میکنند؛ اما وقتی کودک قربانی به طرز معجزهآسایی فرار میکند و پلیس وارد ماجرا میشود، دوستیشان به سرعت به خیانت و خشونت بیرحمانه تبدیل شده و هر کدام برای بقا دست به هر کاری میزنند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۷، سم پکینپا کارگردانی فیلم جنگی «صلیب آهنین» را بر عهده گرفت و جیمز کوبورن در نقش سروان اشتاینر، مکسیمیلیان شل به عنوان کاپیتان سیپرز و جیمز میسون از بازیگران اصلی آن هستند؛ داستان در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم روایت میشود، جایی که سروان اشتاینر، یک کهنهسرباز ماهر آلمانی، با کاپیتان جدید جاهطلب و نجیبزادهاش، سیپرز، درگیر درگیریهای شخصی و نظامی میشود، در حالی که هر دو برای بقا در برابر پیشروی شورویها و سیستم نظامی فاسد نازیها مبارزه میکنند و فیلم با صحنههای خشن و واقعگرایانه نبردها، نقدی بر حماقت جنگ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: «روگرتس در پاریس» (۲۰۰۰)، به کارگردانی استیگ برگکویست و پل دمیه، انیمیشن ماجراجویانهای است که در آن تامی پیچلز (با صدای ای.جی. دیلی)، چاکی فینستر (کریستین کاوانا) و دوستان کوچکش همراه خانوادههایشان به پاریس سفر میکنند تا شاهد افتتاح پارک تفریحی رپتارلند باشند. چاز، پدر چاکی، در جستجوی همسر جدیدی است و با کوکو لابوش (سوزان ساراندون)، مدیر جاهطلب پارک، آشنا میشود، اما بچههای شیطون با ماجراهای خندهدار و هیجانانگیزشان در برج ایفل و خیابانهای پاریس، نقشههای شرورانه کوکو را برملا کرده و به چاز کمک میکنند تا مادر واقعی چاکی را پیدا کند.