خلاصه داستان: خلاصه داستان: هلنا پانزده ساله در یک سیرک خانوادگی کار میکند و آرزو دارد زندگی عادی داشته باشد. وقتی مادرش به طور مرموزی بیمار میشود، هلنا خود را در سرزمینی فانتزی و رویایی به نام «سرزمین سایهها» مییابد، جایی که توازن بین نور و تاریکی به هم خورده است. او متوجه میشود که ملکه تاریکی در حال مرگ است و دخترش، شاهی سایهها، قصد دارد با استفاده از نقاب جادویی به نام «نقاب آینه»، پادشاهی نور را نابود کند. هلنا باید این نقاب را پیدا کند و تعادل را به جهان بازگرداند، در حالی که با موجودات عجیب، معماریهای غریب و پازلهای پیچیده روبرو میشود. این فیلم تخیلی و بصری چشمگیر به کارگردانی دیو مککین و با نویسندگی نیل گیمن در سال ۲۰۰۵ ساخته شده و استفانی لئونیداس در نقش اصلی بازی میکند.
خلاصه داستان: دریمای زندگینامهای کمدی-درام «مبارزه با خانواده من» به کارگردانی و نویسندگی استفان مرچنت در سال ۲۰۱۹، داستان واقعی پِیج، کشتیگیری جوان از خانوادهای پرورشیافته در دنیای کشتی کج را روایت میکند. فلورنس پیو در نقش پِیج، به همراه جک لودن در نقش برادرش زک، لنا هیدی و نیک فراست در نقش والدینشان و دوین جانسون در نقش خودش، داستانی از رویاها، مبارزه و غلبه بر چالشها را به تصویر میکشند. پِیج و زک، که در نورویچ انگلستان برای رسیدن به بزرگترین لیگ کشتی کج جهان، WWE، تلاش میکنند، پس از شرکت در آزمون انتخاباتی، مسیرهای جداگانهای را تجربه میکنند؛ یکی به رویایش میرسد و دیگری با واقعیتهای تلخ مواجه میشود. این فیلم، فراتر از یک داستان ورزشی، روایتی صمیمی و طناز از پیوندهای خانوادگی، پشتکار و هویت است.
خلاصه داستان: در شهری که جنایتکاران قدرتمند آن را کنترل میکنند، اسلیوین (جاش هارتنت) پسری جوان و بدشانس به اشتباه درگیر یک جنگ خونین مافیا میشود. او در آپارتمان دوستش که ناپدید شده ساکن میشود و ناخواسته مورد توجه دو رئیس مافیای رقیب، ربنیک (مورگان فریمن) و ربشای (بن کینگزلی) قرار میگیرد. هر دو او را با فرد دیگری اشتباه میگیرند و از او میخواهند بدهیهای هنگفت را پرداخت کند. اسلیوین که در تله افتاده، باید در یک بازی مرگبار شرکت کند و با کمک همسایه مرموزش، لیندسی (لوسی لیو)، و یک آدمکش حرفهای به نام آقای گودکَت (بروس ویلیس) نقشهای پیچیده برای نجات خود و افشای رازهای پنهان بکشد. فیلم «شماره شانس اسلیوین» محصول ۲۰۰۶ به کارگردانی پل مکگوئیگان، با بازی تحسینبرانگیز استنلی توچی در نقش کارآگاه، اثری پر از توطئه، انتقام و دسیسه است که مخاطب را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک گروه موسیقی ایرلندی در دوبلین اوایل دهه ۱۹۹۰ شکل میگیرد، زمانی که جیمی رابیت، جوانی بلندپرواز، تصمیم میگیرد یک گروه سول موسیقی تشکیل دهد. او با جذب استعدادهای محلی از جمله خواننده اصلی بااستعداد دکوتا، گروهی از افراد عجیب و غریب اما بااستعداد را گرد هم میآورد. این فیلم که توسط آلن پارکر کارگردانی شده، داستان خندهدار و در عین حال الهامبخش مبارزه این گروه برای رسیدن به موفقیت را روایت میکند و در سال ۱۹۹۱ منتشر شد. فیلم با بازی رابرت آرکینز، مایکل آهرن و اندرو استرانگ، لحظات طنز و موسیقی فوقالعادهای را به تصویر میکشد که تماشاگران را به وجد میآورد.
خلاصه داستان: متیو وان که یک تاجر مواد مخدر موفق و باهوش در لندن است، تصمیم گرفته پس از یک آخرین معامله بزرگ از دنیای جنایتکارانه خداحافظی کند و بازنشسته شود. اما زندگی برای او آنطور که برنامهریزی کرده پیش نمیرود. وقتی ادی تمپل، گانگستر بدنام و خطرناک، او را تحت فشار میگذارد تا دختر گمشده یک رئیس مافیای بزرگ به نام جیمی پرایس را پیدا کند، وان مجبور میشود وارد بازی خطرناکی شود که هر لحظه ممکن است به قیمت جانش تمام شود. او که به دنبال یافتن شارلوت، دختر پرایس است، به تدریج در دام توطئهای پیچیده و مرگبار گرفتار میشود که در آن خیانت، فریب و خشونت بیپایان حکمفرماست. وان برای نجات جان خود و رسیدن به آزادی که آرزویش را دارد، باید از تمام هوش و ذکاوت خود استفاده کند و با بازیگران خطرناک این دنیای زیرزمینی مبارزه کند. این فیلم که در سال ۲۰۰۴ توسط متیو وان کارگردانی شده، دنیل کریگ را در نقشی درخشان به تصویر میکشد که او را به ستارهای بینالمللی تبدیل کرد و نشان داد که او توانایی جایگزینی پیرس برازنان را به عنوان جیمز باند دارد.
خلاصه داستان: دو دوست به نامهای ری و پیت که عاشق فیلمهای علمی تخیلی هستند، همراه با دوست بدبینشان دَن در یک بار مشغول صحبت درباره سفر در زمان هستند که با زنی به نام کاساندرا آشنا میشوند که ادعا میکند از آینده آمده و در حال تعمیر پارادوکسهای زمانی است. وقتی ری به دستشویی میرود، متوجه میشود که به آینده سفر کرده و با موجودات بیگانه مواجه میشود. او به حال برمیگردد و سعی میکند دوستانش را متقاعد کند، اما کسی حرفش را باور نمیکند. به تدریج، پارادوکسهای زمانی در بار رخ میدهند و اتفاقات عجیبی میافتد. سه دوست باید با کمک کاساندرا، پارادوکسها را حل کنند و جهان را نجات دهند، در حالی که سعی میکنند نوشیدنیهایشان را هم تمام کنند. این فیلم کمدی علمی تخیلی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی کاروین کای و با بازی کریس اودوود، دین لینوی، مارک ووتنی و آنا فارفه است.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۳، جکی چان و اوون ویلسون در دومین همکاری موفق خود با کارگردانی دیوید دابکین، در فیلم کمدی-اکشن «شوالیه های شانگهای» (Shanghai Knights) به ایفای نقش پرداختند. این فیلم دنبالهی موفق «شانگهای نون» (Shanghai Noon) است که در آن چان رونگ و ویلسون روی آتلانتیس، دو دوست ناجور اما وفادار، برای حل یک توطئهی بزرگ در لندن ویکتوریایی گرد هم میآیند. داستان زمانی آغاز میشود که خواهر کوچک رونگ، لین (با بازی فان بینگ بینگ)، پس از قتل پدرشان که محافظ شخصی امپراتور چین بود، به لندن میآید تا انتقام بگیرد. رونگ و روی که اکنون در نیویورک مشغول کار هستند، برای کمک به او به بریتانیا سفر میکنند و در آنجا با یک توطئهی مرموز برای ترور خانواده سلطنتی و سرقت گنجینههای ارزشمند چین روبرو میشوند. این دو با همکاری یکدیگر و با استفاده از مهارتهای رزمی خارقالعاده رونگ و طنز و جذبهی ذاتی روی، باید با شخصیت شروری به نام لرد نلسون راث (ایدن گیلن) و دستیار مرموزش وو (دون نی) مقابله کنند. این ماجراجویی پر از سکانسهای اکشن نفسگیر و طنز موقعیتهای خندهدار است که در نهایت به دوستی عمیقتر این دو شخصیت منجر میشود.
خلاصه داستان: یک خبرنگار آلمانی به نام پیتر میلر در سال ۱۹۶۳ با پرونده خاطرات یک قربانی یهودی هولوکاست مواجه میشود که او را به سازمان اس اس و یک افسر نازی به نام ادوارد روشمان هدایت میکند. میلر که برای عدالت مصمم است، به طور مخفیانه به شبکه اودسا، سازمانی سری از نازیهای سابق که به اعضای خود کمک میکنند تا از دستگیری فرار کنند، نفوذ میکند. در حالی که او عمیقتر در این توطئه غرق میشود، جانش به خطر میافتد و با یک مأمور اطلاعاتی اسرائیلی به نام توفا آشنا میشود که هدف مشترکی با او دارد. این فیلم مهیج جاسوسی محصول سال ۱۹۷۴ به کارگردانی رونالد نیم و با بازی جان ویت، ماکسیمیلیان شل و دیرک بوگارد است که داستانی از پیگرد، انتقام و تلاش برای افشای جنایات جنگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: در این اقتباس سینمایی از رمان کلاسیک «جزیره گنج» اثر رابرت لویی استیونسون، جیم هاوکینز نوجوان به طور تصادفی نقشه گنجینه افسانهای کاپیتان فلینت را پیدا میکند. او به همراه دوستانش دکتر لیوزی و اسکایر تریلاونی، سفر ماجراجویانهای را به سوی جزیره مرموز آغاز میکند. اما خدمه کشتی که استخدام کردهاند، به رهبری جان سیلور یکپا، در واقع دزدان دریایی سابق فلینت هستند که قصد دارند گنج را برای خودشان بردارند. جیم باید در میان خیانت، توطئه و نبردهای خطرناک، هم از جان خود محافظت کند و هم راز گنج را کشف کند.
خلاصه داستان: یک شهر خیالی به نام «مابینشهر» (Meanwhile City) که در آن هرگونه بیایمانی ممنوع است و همه باید به یک خدای نامرئی اعتقاد داشته باشند. در این دنیای تاریک و سورئال، یک ماسکدار مرموز به نام «نفرهآگاه» (Preest) در جستجوی دختری گمشده است. در لندن واقعی، امیلیا، یک دانشجوی هنر که از عشق شکست خورده و دچار افسردگی شدید است، اقدام به خودکشی میکند اما نجات مییابد. پیتر، پدری تنها که پسرش را در جنگ از دست داده، هر شب در خیابانهای لندن به دنبال او میگردد. و میلتو، مرد جوانی که قرار است با نامزدش ازدواج کند، ناگهان از مراسم عروسی فرار میکند. این چهار داستان به ظاهر نامرتبط، به تدریج در هم تنیده میشوند و رازی بزرگ را آشکار میکنند. کارگردان و نویسنده فیلم، جرالد مکمورو، در اولین تجربه کارگردانی خود، با بازی رایان فیلیپ، اوا گرین، سام رایلی و برنارد هیل، اثری فلسفی و بصری خلق کرده است که مرز بین واقعیت و توهم را در هم میشکند.