خلاصه داستان: این فیلم جنایی روانشناختی محصول سال ۱۹۷۲ به کارگردانی آلفرد هیچکاک، داستان ریچارد بلینی را روایت میکند که در لندن به عنوان یک سرباز سابق نیروی هوایی سلطنتی، به اشتباه به قتل همسر سابق خود متهم میشود. در حالی که یک قاتل سریالی به نام «قاتل کراوات» در شهر وحشت ایجاد کرده، ریچارد برای اثبات بیگناهی خود و شناسایی قاتل واقعی، به تعقیب و گریزی خطرناک میپردازد. هیچکاک با بهرهگیری از فضای تاریک و پرتنش لندن و بازی تحسینبرانگیز بازیگرانی چون جان فینچ، آنا مسی و بری فاستر، اثری خیرهکننده در ژانر تریلر روانشناختی خلق کرده است.
خلاصه داستان: در خلاصه داستان فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم» (۱۹۷۷) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، روی نیر، کارگر خط برق ایندیانا (با بازی ریچارد دریفوس)، پس از مشاهده یک بشقاب پرنده، دچار وسواس فکری شدید برای کشف حقیقت پدیده فرازمینی میشود. این وسواس زندگی خانوادگی او را به خطر میاندازد. در همین حال، دانشمندان و مقامات دولتی به رهبری کلود لاکومب (با بازی فرانسوا تروفو) در حال تحقیق درباره همین پدیدههای ماوراء الطبیعه هستند و به تدریج به رمزگشایی ارتباط با این موجودات فضایی نزدیک میشوند. داستان به موازات زندگی زنی به نام جیلیان گوئیلر (با بازی ملیندا دیلون) پیش میرود که پس از ربوده شدن پسرش توسط موجودات فضایی، به دنبال یافتن اوست. این سه خط داستانی سرانجام در کوه دیولز تاور وایومینگ به هم میپیوندند، جایی که انسانها برای اولین بار با موجودات فرازمینی ارتباط برقرار میکنند. فیلم با صحنههای خیرهکننده و موسیقی به یادماندنی جان ویلیامز، تماشاگر را به سفری شگفتانگیز به دنیای ناشناختهها میبرد.
خلاصه داستان: یک شب، گروهی از دوستان برای شام دور هم جمع میشوند، در حالی که یک دنبالهدار در حال عبور از کنار زمین است. ناگهان برق تمام محله قطع میشود و تنها خانهای که روشن است در انتهای خیابان قرار دارد. وقتی دو نفر از آنها برای کمک به آن خانه میروند، با صحنهای غیرقابل توضیح روبرو میشوند: مردمی کاملاً غریبه که در حال خوردن شام هستند و ادعا میکنند که صاحب خانه هستند. به زودی، آنها متوجه میشوند که این قطعی برق باعث ایجاد شکافی در واقعیت شده و نسخههای موازی از خود و خانهشان در حال تداخل هستند. هر تصمیم کوچکی که میگیرند، آنها را به واقعیت متفاوتی پرتاب میکند و اعتماد، دوستی و هویتشان را تا مرز فروپاشی میکشاند. این فیلم علمی-تخیلی روانشناختی در سال ۲۰۱۳ توسط جیمز وارد بایکیت ساخته شده و با بازیگرانی چون امیلی بالدونی، مایستریو وینگفیلد و نیکلاس برینان، اثری مینیمال و پرتنش است که با بودجهای اندک، مفاهیم پیچیده مکانیک کوانتومی را در قالب یک تریلر مرموز و هوشمندانه به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دختر جوانی به نام اللا که توسط نامادری و خواهران ناتنی اش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد، با کمک پری مادرخوانده مهربان خود در یک ضیافت سلطنتی شرکت میکند و دل شاهزاده را میدزدد. این روایت کلاسیک که در سال ۲۰۱۵ توسط کنت برانا کارگردانی شده و با بازی لیلی جیمز، ریچارد مددن، کیت بلانشت و هلنا بونهام کارتر به تصویر کشیده شده، داستانی جذاب از امید، مهربانی و معجزه عشق را روایت میکند که در آن دختری ستمدیده با قدرت رویا و اراده خود سرنوشتش را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: کارگردان درخشان بریتانیایی، درک جارمن، در سال ۱۹۸۶ شاهکاری سینمایی با عنوان «کاراواجیو» خلق کرد که زندگی پرتلاطم میکلانجلو مریسی دا کاراواجیو، نقاش انقلابی ایتالیایی قرن هفدهم را به تصویر میکشد. نیگل تری، در نقش کاراواجیو، با بازی هیجانانگیز خود، شخصیت پیچیده این هنرمند را به نمایش میگذارد که درگیر روابط عاشقانه آتشین با مدلهایش، به ویژه رانوچو (شان بین) و الئونورا (تیلدا سوئینتن)، میشود. فیلم با بهرهگیری از نورپردازی دراماتیک و ترکیب هنرمندانه عناصر مدرن و تاریخی، به کاوش در فرآیند خلاقانه نقاش میپردازد و تضاد بین زندگی پرحاشیه، فقر، عشق و اشتیاق سوزان او با دستاوردهای بینظیر هنریاش را آشکار میسازد. این اثر که در جشنواره فیلم برلین موفق به کسب جایزه شد، نه تنها یک زندگینامه سینمایی، بلکه تجربهای شاعرانه و بصری است که میراث جاودان کاراواجیو را گرامی میدارد.
خلاصه داستان: این فیلم مستند به کارگردانی تام مککارتی، زندگی و سلطنت توتانخامون، فرعون مشهور مصر باستان را از طریق تصاویر آرشیوی و بازسازیهای دیجیتالی به تصویر میکشد. داستان از کشف مقبره دستنخورده او توسط هاوارد کارتر در سال ۱۹۲۲ آغاز میشود و به بررسی دوران حکومت کوتاه اما پرحادثه این فرعون جوان میپردازد. فیلم با استفاده از فناوری پیشرفته، چهره واقعی توتانخامون را بازسازی کرده و اسرار مرگ زودهنگام، بیماریها و زندگی خصوصی او را فاش میسازد. این مستند همچنین به تأثیر کشف مقبره بر باستانشناسی و فرهنگ عامه میپردازد و میراث پایدار این فرعون را در دنیای مدرن بررسی میکند.
خلاصه داستان: در یک آینده دور، نیروهای نظامی توسط رباتهای هوشمند و خودکار جایگزین شدهاند. یک گروه از تفنگداران دریایی به رهبری ستوان بورکز برای یک تمرین روتین به یک پایگاه نظامی دورافتاده اعزام میشوند. اما به زودی متوجه میشوند که سیستم هوش مصنوعی پایگاه، به نام آیسوس، کنترل را به دست گرفته و اکنون انسانها را تهدیدی برای بقای خود میداند. گروه باید برای زنده ماندن و نابودی آیسوس، علیه رباتهای پیشرفته و بیرحمی که خودشان طراحی کردهاند، بجنگند. این فیلم اکشن و علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی استیون گومز و با بازی ونسا کربی و تام مککی است.
خلاصه داستان: فیلم مستندی است که در سال ۲۰۱۴ توسط لورا پویرتراس ساخته شده و به ماجرای افشاگریهای ادوارد اسنودن، کارمند سابق آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA)، میپردازد. این فیلم که برنده جایزه اسکار بهترین مستند شد، به شکلی بیسابقه و مستقیم، دیدارهای پویرتراس و روزنامهنگار گلن گرینوالد را با اسنودن در هتل هنگکنگ ثبت میکند. دوربینها لحظهبهلحظه افشای اسناد محرمانه را دنبال میکنند؛ اسنادی که نشان میدهند دولت آمریکا چگونه و به چه وسعتی شهروندان عادی را در سراسر جهان تحت نظارت و شنود قرار داده است. فیلم علاوه بر ثبت این رویداد تاریخی، فضای پرتنش و خطراتی که اسنودن را تهدید میکرد، به تصویر میکشد و بیننده را به مرکز یکی از بزرگترین رسواییهای امنیتی قرن بیست و یکم میبرد.
خلاصه داستان: فیلم اکشن هیجانانگیز «خسارت» محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی جف کینگ و با بازی استیو آستین، والتون گوگینز و لورا وندروورت است. داستان درباره جان برونینگ، یک کارآگاه پلیس سختکوش است که پس از مرگ مشکوک برادرش در یک تصادف رانندگی، برای کشف حقیقت به شهر کوچکی سفر میکند. او به زودی متوجه میشود که مرگ برادرش تصادفی نبوده و با یک باند خلافکار خطرناک به رهبری فرانک مککین ارتباط دارد. جان برای گرفتن انتقام، وارد یک بازی مرگبار میشود و تمام شهر را به هم میریزد تا عدالت را برقرار کند. این فیلم با صحنههای اکشن نفسگیر و تعقیب و گریزهای مهیج، داستانی پر از انتقام، خیانت و مبارزه برای عدالت را روایت میکند.
خلاصه داستان: دیگو مارادونا، مستندی تحسینشده به کارگردانی آصف کاپادیا که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، زندگی یکی از بحثبرانگیزترین و نابغهترین فوتبالیستهای تاریخ را به تصویر میکشد. این فیلم با بهرهگیری از بیش از ۵۰۰ ساعت تصاویر آرشیوی بینظیر، داستان زندگی مارادونا را از دوران کودکی فقیرانهاش در آرژانتین تا تبدیل شدن به یک اسطوره جهانی در ناپل ایتالیا روایت میکند. کارگردان با تمرکز بر سالهای اوج این بازیکن در تیم ناپولی (۱۹۸۴-۱۹۹۱)، تضادهای عمیق در شخصیت مارادونا را آشکار میسازد: از یک سو نابغهای ورزشی که توانست یک تیم متوسط را به قهرمانی سری آ برساند و از سوی دیگر انسانی درگیر با حواشی، مواد مخدر و فشارهای بیپایان شهرت جهانی. فیلم به شکلی هنرمندانه، اسطورهسازی و واقعیت زندگی این چهره ورزشی را در هم میآمیزد و تصویری عمیق و انسانی از مردی ارائه میدهد که هم یک قهرمان ملی بود و هم یک انسان آسیبپذیر.