خلاصه داستان: سرمایهگذاری در یک شهر کوچک برای شروع زندگی جدید، لی جونگ-هی (جون دو-یون) و پسرش که به تازگی از شوهرش جدا شدهاند، به دلیل اعتقاد به اینکه شهر مکانی مناسب برای شروع دوباره زندگی است، به آنجا میروند. لی جونگ-هی، که پس از مرگ شوهرش در حادثهای غمانگیز، تصمیم به شروع زندگی جدید در شهری دیگر میگیرد، به دلیل اعتقاد به اینکه شهر مکانی مناسب برای شروع دوباره زندگی است، به آنجا میروند. او به عنوان معلم موسیقی در یک مدرسه محلی مشغول به کار میشود و تلاش میکند با کمک مردم محلی و اعتقاد به خدا، از غم و اندوه خود عبور کند. اما اتفاقات غمانگیزی که برای او رخ میدهد، باعث میشود تا به زندگی و اعتقادات خود شک کند و به دنبال پاسخی برای سوالاتش باشد.
خلاصه داستان: در سال 2020، سه دوست جوان در سئول درگیر یک طرح سرقت بانکی میشوند تا از مشکلات مالی خود رهایی یابند. اما پس از موفقیت در سرقت، یک کشنده حرفهای به دنبال آنها میافتد و تعقیب سنگینی آغاز میشود. در حالی که آنها تلاش میکنند از دام این شکارچی فرار کنند، روابطشان آزمایش میشود و تصمیمات سختگیرانهای برای زنده ماندن میگیرند.
خلاصه داستان: در "Rough Cut"، یک فیلم سینمایی در ژانر ترسناک و هیجانانگیز، داستان حول محور یک فیلمساز جوان میچرخد که برای تکمیل فیلم آخر خود، به یک مکان دورافتاده و مرموز سفر میکند. در این مکان، او با یک خانواده مرموز مواجه میشود که گذشته تاریکی را پنهان میکنند. هر چه فیلمساز پیشرفت میکند، رازهایی آشکار میشود که او را در یک شبکه خطرناک و مرموز قرار میدهند. با گذشت زمان، واقعیتها به گونهای پیچیده میشوند که او مجبور میشود با ترس و شک خود مقابله کند تا بتواند از این ماجرا زنده بیرون بیاید.
خلاصه داستان: در سال 645 میلادی، امپراتوری تانگ چین به رهبری امپراتور لی شیمین به کره حمله میکند تا قلمرو خود را گسترش دهد. ارتش کره با کمبود تعداد و منابع، در برابر نیروهای چینی عظیم به مبارزه برمیخیزند. ژنرال یانگ مان چون، فرمانده ارتش کره، با استفاده از تدابیر نظامی و حفاظت از قلعه آن سان، به مقاومت در برابر حملات چینی ادامه میدهد. در این میان، یک جاسوس کرهای به نام سام بک، اطلاعات مهمی از دشمن به ارتش کره منتقل میکند. نبرد طولانی و خونینی در آن سان در جریان است که سرنوشت دو ملت در آن تعیین میشود.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان در راه رسیدن به کمال روحی و جسمی خود با استادی که در مورد فنون ورزشی و فلسفه آموزش میدهد، مواجه میشود. در طول این سفر، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود که باعث رشد و پیشرفت او میشوند. در نهایت، او به یک مرد کامل تبدیل میشود که قادر به غلبه بر هر چالشی است.
خلاصه داستان: در سال 1993، جاسوس کرهای به نام پارک سوک-یونگ به عنوان یک رجیستر تجاری کرهجنوبی به کرهشمالی میرود تا اطلاعاتی درباره برنامه هستهای پیونگیانگ جمعآوری کند. در این سفر، او با یک مامور کرهشمالی به نام ری مون-سان ملاقات میکند و بین آنها رابطهای پیچیده و غیرمنتظره شکل میگیرد. در حالی که پارک سوک-یونگ به دنبال اطلاعات هستهای است، او به تدریج به درون جامعه کرهشمالی نفوذ میکند و با شبکهای از ماموران و افسران در ارتباط میشود. در این بین، او با شک و تردیدهای مختلفی مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا باید به دنبال ماموریت خود باشد یا به دنبال رابطهای که با ری مون-سان پیدا کرده است.
خلاصه داستان: در داستان "کفشهای سرخ و هفت کوتوله"، یک نسخه جدید و سرگرمکننده از افسانه سنتی "سفید برفی و هفت کوتوله" روایت میشود. داستان در ادامهای از افسانه اصلی رخ میدهد و شخصیتهای شناختهشده را در یک ماجرای جدید معرفی میکند. در این داستان، یک گروه از شاهزادگان که به دلیل جادویی به صورت کوتوله تبدیل شدهاند، در جستجوی یک بوسه عشقی هستند تا لعنت آنها برداشته شود. آنها به دنبال یک دختر جوان به نام رمیندا هستند که کفشهای جادویی سرخ به پا کرده و به یک دختر زیبا تبدیل میشود. اما رمیندا در حقیقت یک دزد ماهر است که با کفشهای جادویی به دنبال ثروت و قدرت است. در طول داستان، رمیندا و شاهزادگان کوتوله با هم مواجه میشوند و ماجراهایی سرگرمکننده و هیجانانگیز در پی دارد. در نهایت، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا عشق واقعی میتواند لعنتها و تصورات غلط را بشکند و آیا ظاهر خارجی مهمتر از شخصیت واقعی فرد است.
خلاصه داستان: یک دختر جوان به نام یونگ-گون به اشتباه در یک بیمارستان روانی نگه داری میشود و معتقد است ربات است. او با یک مرد جوان به نام یونگ-سون که به او علاقهمند شده، آشنا میشود. یونگ-سون سعی میکند یونگ-گون را متقاعد کند که انسان است و باید به زندگی طبیعی بازگردد. در طول داستان، رابطه آنها به نوعی عجیب و متفاوت از عشق تبدیل میشود.
خلاصه داستان: آنتوان، یک شیف معروف شکلات، و آنژه، یک تولیدکننده شکلات با مشکلات اجتماعی، در یک شرکت کوچک شکلاتسازی در فرانسه با هم کار میکنند. هر دو با اضطراب اجتماعی و ترس از رد شدن دست و پنجه نرم میکنند، اما وقتی آنتوان متوجه استعداد و شغف آنژه برای شکلاتسازی میشود، او او را تشویق میکند تا اعتماد به نفس خود را بیابد. در حین کار با هم، رابطه آنها به شکل تدریجی از دوستی گرم به عشق رمانتیک تبدیل میشود، همراه با لحظاتی خندهدار و دلنشین. این سریال کمدی-رمانتیک، مفهوم عشق و رشد شخصی را در چارچوب یک داستان شیرین و ساده بررسی میکند.
خلاصه داستان: داستان این سریال همانگونه که از نامش پیداست در سال 1988 میلادی روایت می شود و داستانی طنز و کمدی را که درباره ی 5 دوست صمیمی است روایت می کند. آنها در یکی از محله های سئول زندگی می کنند و هر کدامشان با مشکلات و سختی ها و دشواری های جداگانه ای روبرو هستند.