خلاصه داستان: خانواده ویلسون برای اینکه از زندگی پرمشغله خود دور شوند، تعطیلات خود را به سانتا کروز، کالیفرنیا میروند. شب، چهار غریبه وارد خانه دوران کودکی آدلاید می شوند. خانواده وقتی متوجه می شوند که مزاحمان شبیه به ...
خلاصه داستان: خانواده یاماداها یک خانواده ژاپنی معمولی متشکل از تاکشی (پدر)، ماتسوکو (مادر)، نوبورو (پسر نوجوان)، نونوکو (دختر کوچک) و شایجی (مادربزرگ پیر) هستند که در کنار هم زندگی میکنند. این انیمیشن کمدی و دلنشین، داستانی خطی ندارد، بلکه مجموعهای از اسکچهای کوتاه و طنزآمیز است که لحظات روزمره، مشکلات کوچک، خندهها، دعواها و عشقهای این خانواده را به تصویر میکشد. از بحثهای ساده سر شام گرفته تا تلاش پدر برای پیدا کردن تلویزیون در یک فروشگاه بزرگ، هر صحنه با نگاهی ظریف و طنازانه، فلسفهی زندگی و ارزشهای خانوادگی را در قالب داستانهایی کوتاه و به یاد ماندنی روایت میکند. انیمیشنی به یاد ماندنی از استودیو جیبلی که با سبک هنری منحصر به فرد آبرنگی خود، زیبایی را در سادگی زندگی روزمره جستجو میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال ژاپنی «مردی که از آن حذف شد» (Erased) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی یوتارو واتانابه، با بازی یوتا هاسهگاوا در نقش ساتورو فوجینوما، داستان مردی ۲۹ ساله را روایت میکند که دارای توانایی مرموزی به نام «بازگرداندن» است. این قدرت به او اجازه میدهد به طور ناخواسته به گذشته سفر کند تا از وقوع حوادث ناگوار جلوگیری کند. زمانی که مادرش به قتل میرسد و او به ناحق متهم میشود، این قدرت او را به ۱۸ سال قبل، به دوران کودکی خود در سال ۱۹۸۸ میبرد. ساتورو درمییابد که برای پاک کردن نام خود و نجات مادرش، باید معمای اصلی را حل کند: جلوگیری از آدمربایی و قتل چندین همکلاسیاش در گذشته، از جمله دختری به نام کایرو که سرنوشتشان به هم گره خورده است. این سریال تعلیقی نفسگیر، ترکیبی از عناصر فانتزی، معمایی و درام است که سفر شخصیت اصلی برای تصحیح گذشته و تغییر آینده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: بافی قاتل خونآشامها، سریالی فانتزی-درام به کارگردانی جاس ویدون، روایتگر زندگی بافی سامرز (سارا میشل گلر)، دختر نوجوانی است که در دبیرستان سانیدیل به عنوان «قاتل خونآشامها» انتخاب شده و وظیفه دارد جهان را از شر نیروهای شیطانی نجات دهد. او به همراه دوستان وفادارش، زاندر (نیکولاس برندون) و ویلوو (آلیسون هانیگان)، و راهنمای مرموزش، گیلز (آنتونی استوارت هد)، هر شب با خونآشامها، هیولاها و اشرار مبارزه میکند. این سریال که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۳ در هفت فصل پخش شد، با ترکیب اکشن، کمدی و درام، به مسائل دوران نوجوانی و بلوغ میپردازد و بافی را در مسیر پذیرفتن مسئولیتهای بزرگ و یافتن هویت واقعی خود همراهی میکند.
خلاصه داستان: یک خانواده فقیر ژاپنی در حومه توکیو با مشکلات مالی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکنند. پدر خانواده، فردی بیکار و الکلی است که دائماً در حال غر زدن است. مادر خانواده برای تأمین معاش در یک کارخانه کار میکند. برادر بزرگتر، که راوی داستان است، جوانی سرکش و خشمگین است که از جامعه و خانواده خود بیزار است. او تمام روز را به بطالت میگذراند و به دزدی های کوچک و آزار و اذیت دیگران مشغول است. برادر کوچکتر، فردی خجالتی و گوشهگیر است که با نقاشیهای عجیب و غریب خود از واقعیت فرار میکند. این فیلم که در سال ۱۹۷۱ توسط شوجی تراداوا ساخته شده، با نگاهی تلخ و طنزآمیز به زندگی این خانواده، فقر، انزوا و سرخوردگی نسل جوان ژاپن پس از جنگ را به تصویر میکشد و از مخاطب میخواهد تا در برابر سیستم موجود شورش کند.
خلاصه داستان: این فیلم انیمهی ژاپنی به کارگردانی ماساکی یوآسا در سال ۲۰۱۹ ساخته شده است. داستان حول محور هیناکو، دختری جوان که عاشق موجسواری است، میچرخد. او با میناتو، آتشنشان جوانی که او نیز به این ورزش علاقه دارد، آشنا شده و رابطه عاشقانهی عمیقی بینشان شکل میگیرد. اما یک حادثه غمانگیز زندگی هیناکو را زیر و رو میکند و او را در دریایی از غم و اندوه فرو میبرد. در ادامه، هیناکو به روشی ماورایی متوجه میشود که میتواند میناتو را در آب فراخوانی کند، به شرطی که آواز خاصی را بخواند. این اتفاق به او کمک میکند تا با فقدان عزیزش کنار بیاید و دوباره به زندگی و عشق به موجسواری بازگردد. انیمه «موج تو را سواری میدهد» داستانی تکاندهنده و بصری درباره عشق، از دست دادن و پیدا کردن دوباره امید است.
خلاصه داستان: مایکل داگلاس در نقش گریدی تریپ، استاد نویسندگی خلاق و نویسندهای که هفت سال است درگیر نوشتن رمان دومش است، در فیلم «پسران حیرتانگیز» (۲۰۰۰) به کارگردانی کرتیس هانسون ظاهر میشود. زندگی شخصی و حرفهای گریدی در آستانه فروپاشی است: همسرش او را ترک کرده، معشوقهاش سارا که رئیس دانشگاه است باردار است، و ناشرش که برای دیدن پیشرفت رمانش آمده، از حجم عظیم و پایانناپذیر آن شگفتزده میشود. در همین حال، یکی از دانشجویانش به نام جیمز لیِر که استعداد عجیبی در نوشتن دارد، درگیر ماجراهای پیچیدهای میشود و گریدی را نیز به داستانی پرماجرا و طنزآمیز از آشفتگیهای ادبی و عاطفی میکشاند. در این مسیر، توبی مگوایر در نقش آنتون دانشجوی دیگری که در گذشته استعداد درخشانی داشته، و رابرت داون جونیور در نقش ناشر گریدی، بازی میکنند. این فیلم کمدی-درام با نگاهی طنزآمیز به دنیای نویسندگان و بحران خلاقیت، داستانی درباره بلوغ دیرهنگام و پذیرش مسئولیتهای زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «سفر هزار مایلی» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی ییمو ژانگ و با بازی کن تاکاکورا، یکی از آثار برجسته سینمای چین و ژاپن است. داستان درباره پیرمردی ژاپنی به نام گوایچی تاکاتا (با بازی کن تاکاکورا) است که پس از سالها دوری از پسرش، ریوسوکه، متوجه میشود او در چین به بیماری لاعلاجی مبتلا شده است. برای جبران گذشته و برقراری ارتباط با پسر، گوایچی تصمیم میگیرد به چین سفر کند تا در غیاب پسرش، فیلمی مستند از اپرای محلی «سفر هزار مایلی» را که ریوسوکه قصد ضبط آن را داشت، بسازد. او در این سفر پرمخاطره و عاطفی، با موانع زبانی، فرهنگی و جغرافیایی متعددی روبرو میشود و در نهایت، سفری درونی را برای درک مفهوم خانواده، بخشش و آشتی آغاز میکند. این فیلم با تصاویر باشکوه از طبیعت چین و بازی تحسینبرانگیز کن تاکاکورا، تماشاگر را به سفری عمیق و انسانی دعوت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-ترسناک ژاپنی «یک قتل سر صحنه» (One Cut of the Dead) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی شینایچیرو اوئدا، داستان گروه فیلمسازی کوچکی را روایت میکند که برای ساخت یک فیلم زامبی در یک مکان متروکه گرد هم آمدهاند. کارگردان وسواسی به نام هیگوراشی تصمیم میگیرد برای القای حس واقعگرایی بیشتر، بازیگران خود را در موقعیتهای خطرناک و غیرمنتظره قرار دهد. اما زمانی که یک حمله واقعی زامبیها اتفاق میافتد، مرز بین واقعیت و ساخت فیلم به طور کامل محو شده و هرج و مرج طنزآمیزی در پشت صحنه به وجود میآید. این فیلم با بازیگاهانی چون تاکایوکی یامادا، یوزوکی آئوکی و کازوکی اوشیمورا، اثری نوآورانه و تحسینشده در ژانر کمدی ترسناک است.
خلاصه داستان: یک زن مرموز خانهبهدوش در شهر کوچک سادو، به طرز شگفتانگیزی هر بار که رابطه عاطفی برقرار میکند، آب گرم از بدنش جاری میشود. این پدیده عجیب زندگی او را به کلی دگرگون کرده است. در همین حال، یک مرد میانسال توکیویی که به تازگی شغل خود را از دست داده، به امید یافتن گنجی افسانهای راهی این شهر ساحلی میشود. او به زودی با این زن آشنا میشود و شیفته او و راز نهفته در وجودش میگردد. این آشنایی غیرمنتظره، هر دو را در مسیری جدید و پر از کشف و شهود قرار میدهد و آنها را به درک عمیقتری از عشق، امید و معنای زندگی رهنمون میسازد. این فیلم محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی شوهی ایمامورا و با بازی کوجی یاکوشو و میساکی ایتو، اثری شاعرانه و نمادین از سینمای ژاپن است.