خلاصه داستان: این فیلم که در سال ۱۹۹۳ توسط استوارت گیلیارد کارگردانی شد، سومین قسمت از مجموعه فیلمهای لاکپشتهای نینجا است. در این قسمت، چهار لاکپشت نینجا یعنی لئوناردو، رافائل، دوناتلو و مایکلآنجلو به همراه مربی خود اسپلینتر و دوستشان آپریل اونیل، درگیر یک ماجراجویی زمانی میشوند. آنها با یک گنجینه باستانی ژاپنی به نام «ساکی» روبرو میشوند که دارای قدرت جادویی است و میتواند افراد را در زمان به عقب ببرد. لاکپشتها ناخواسته به ژاپن فئودالی قرن هفدهم منتقل میشوند و در آنجا با ساموراییها، شینوبیها و یک فرمانده شرور به نام واکر روبرو میشوند. آنها باید راهی برای بازگشت به زمان خود پیدا کنند و در عین حال به مردم روستایی که تحت ستم قرار دارند کمک کنند. این فیلم با بازی الیاس کوتیاس در نقش رافائل، پیپا بنت در نقش آپریل اونیل و هنرنمایی پائولینو نونز به عنوان اسپلینتر، ترکیبی از اکشن، کمدی و ماجراجویی را ارائه میدهد و تماشاگر را به سفری هیجانانگیز در زمان میبرد.
خلاصه داستان: این فیلم که در سال ۱۹۳۹ توسط کارگردان بزرگ ژاپنی کنجی میزوگوچی ساخته شده، داستان کیکونوسوکه را روایت میکند؛ پسر خوانده یک بازیگر مشهور تئاتر کابوکی که با وجود استعداد محدودش در بازیگری، به دلیل موقعیت خانوادگی در نقشهای اصلی ظاهر میشود. او عاشق اوتوکو میشود، پرستار مهربانی که تنها کسی است که به او راستش را میگوید و تشویقش میکند تا برای بهبود هنرنماییاش تلاش کند. این عشق اما با مخالفت شدید خانواده کیکونوسوکه مواجه میشود، زیرا اوتوکو از طبقه اجتماعی پایینتری است. پس از طرد شدن توسط خانواده، کیکونوسوکه و اوتوکو راهی سفری سخت برای یافتن فرصتهای جدید در تئاتر میشوند و در این مسیر، فداکاریهای بیشمار اوتوکو نقشی کلیدی در رشد هنری کیکونوسوکه ایفا میکند. این اثر تحسینشده میزوگوچی، با نگاهی عمیق به سنتهای سختگیرانه جامعه ژاپن و فداکاری در راه عشق و هنر، یکی از شاهکارهای سینمای کلاسیک ژاپن به شمار میرود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بالاد نس» یک انیمیشن کوتاه محصول سال ۲۰۱۱ است که توسط استودیوی انیمیشن والت دیزنی تولید شده و توسط استیو اندرسون کارگردانی شده است. این داستان دلنشین درباره هیولای افسانهای «لاک نس» به نام نس است که به همراه دوست وفادارش، اردک لاستیکی مک دوک، در دریاچه اسکاتلند زندگی میکند. زمانی که یک زمینباز بزرگ و بیاحساس به نام مک فوم تصمیم میگیرد زمینهای اطراف دریاچه را برای ساخت یک زمین مینیگلف تخریب کند، خانه آرام نس به خطر میافتد. این فیلم کوتاه با سبک بصری زیبا و داستانی سرگرمکننده، به موضوعاتی مانند حفظ محیط زیست، دوستی و مقابله با تغییرات ناخواسته میپردازد و در نهایت نشان میدهد که چگونه نس و مک دوک با همکاری یکدیگر راهی برای نجات خانه خود پیدا میکنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: دیوار بزرگ (The Great Wall) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی ژانگ ییمو، داستان دو مزدور غربی به نامهای ویلیام گارین (مت دیمون) و پِرو توارو (پدرو پاسکال) را روایت میکند که در جستجوی باروت به چین باستان سفر میکنند. آنها در آنجا با ارتشی عظیم به نام «لژیون بیرنگ» مواجه میشوند که به فرماندهی ژنرال شائو (جینگ تیان) و با کمک استراتژیست جنگی وانگ (اندی لاو)، وظیفه محافظت از دیوار بزرگ در برابر هیولاهای غولپیکری به نام «تائوتای» را بر عهده دارند. ویلیام و همراهانش باید در کنار این جنگجویان شجاع بجنگند تا از نابودی تمدن بشری جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: فرانک کستل، یک مأمور سابق نیروهای ویژه ارتش آمریکا، پس از کشته شدن همسر و دو فرزندش در یک درگیری با مافیای مواد مخدر، به یک قاتل بیرحم و انتقامجو تبدیل میشود. او با بهرهگیری از مهارتهای رزمی و نظامی خود، به جنگ با جنایتکاران و فساد میرود و هدفش نابودی کامل شبکههای تبهکاری است. در این مسیر، فرانک با شخصیتهای مختلفی از جمله دشمنان قدرتمند و متحدان غیرمنتظره روبرو میشود. این فیلم اکشن و خشن، داستان مردی را روایت میکند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و به نماد عدالت شخصی و انتقام در دنیای زیرزمینی جنایت تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم «موش به دام افتاده رویای پنیر را میبیند» (The Cornered Mouse Dreams of Cheese) محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی یاسوهیرو یوشیوکا و با بازی ریوسکه یامادا و جیتا هونجو است. این فیلم ژاپنی درام عاشقانه، داستان کونگارو، کارمند جوانی را روایت میکند که درگیر رابطهای پیچیده با دوست صمیمی سابقش، توگا، میشود. کونگارو که در زندگی شخصی و حرفهای خود دچار سردرگمی است، ناگهان با توگا که اکنون یک عکاس مشهور شده، پس از سالها جدایی مواجه میشود. این ملاقات تصادفی، خاطرات گذشته را زنده کرده و احساسات سرکوب شدهای را بیدار میکند که هر دو سعی در فراموشی آن داشتند. فیلم به بررسی پیچیدگیهای عشق، خیانت و جستجوی هویت در دنیای مدرن توکیو میپردازد و با نگاهی ظریف و احساسی، مخاطب را در فضایی پرتنش و در عین حال لطیف غرق میکند.
خلاصه داستان: این فیلم تاریخی-درام محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی یوجی یامادا، داستان مومونوسوکه کاتاگیری، یک سامورایی وفادار از قلمروی اونو را روایت میکند که در دوران تحولات بزرگ ژاپن (اواخر دوره ادو) زندگی میکند. زمانی که اربابش دستور میدهد تا سه سامورایی دیگر به دلیل انتقاد از سیاستهای غربیسازی اخراج شوند، مومونوسوکه در میانه وفاداری به ارباب و دوستی با این افراد قرار میگیرد. او همچنین عاشق کیئو، خدمتکاری که زمانی در خانه ارباب کار میکرد و اکنون به ازدواج اجباری با مردی ثروتمند تن داده، میشود. مومونوسوکه که با فشارهای سیاسی و اخلاقی روبروست، باید بین وظیفه، عشق و شرافت خود انتخاب کند و در نهایت برای دفاع از ارزشهایش شمشیر پنهان خود را از غلاف بیرون میکشد.
خلاصه داستان: این انیمیشن ژاپنی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی مامورو هوسودا، داستان پسری نه ساله به نام رن را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، تنها و سرگردان در خیابانهای توکیو پرسه میزند. او به طور اتفاقی وارد دنیای هیولاها به نام «جوتنگای» میشود و توسط هیولایی خشن اما تنها به نام کوماتسو (که با نام کائیدو نیز شناخته میشود) به عنوان شاگرد پذیرفته میشود. کوماتسو که آرزوی تبدیل شدن به ارباب دنیای هیولاها را دارد، رن را به عنوان شاگرد خود آموزش میدهد و نام جدید «کیووتا» را بر او میگذارد. در طول سالها، این دو موجود از دو دنیای متفاوت، پیوندی عمیق و ناگسستنی شبیه به پدر و پسر را شکل میدهند. اما زمانی که کیووتا بزرگ میشود، او بین زندگی در دنیای انسانها و وفاداری به استاد و دنیای هیولاهایش گیر میافتد و باید با تاریکی درون خود نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: این انیمیشن خیالانگیز و بیکلام، داستان مردی را روایت میکند که پس از غرق شدن کشتیاش، خود را در یک جزیره دورافتاده و غیرمسکونی مییابد. او تلاش میکند تا با ساختن کلک از جزیره فرار کند، اما هر بار توسط یک لاکپشت غولپیکر قرمز مرموز از این کار بازمیماند. پس از رویارویی خشن با این موجود، مرد متوجه میشود که لاکپشت در واقع یک زن افسانهای است و این آغازگر رابطهای عمیق و سفر آنها از تنهایی به سوی عشق، خانواده و پذیرش چرخه زندگی در هماهنگی با طبیعت بکر جزیره میشود. این فیلم که حاصل همکاری بینالمللی استودیو ژاپنی «هیائو میازاکی» (Studio Ghibli) و کارگردان هلندی، میشا دِماز (Michaël Dudok de Wit)، است، در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و داستانی جهانی و نمادین را درباره بقا، عشق و ارتباط انسان با طبیعت به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در چین باستان، پادشاه یینگ ژنگ (لی ژوئه) برای متحد کردن شش امپراتوری جنگزده و ایجاد اولین سلسله امپراتوری، نقشه پیچیدهای میکشد. او وانمود میکند که توسط یک ترور ساختگی کشته شده تا بهانهای برای حمله به پادشاهی یان به دست آورد. برای اجرای این نقشه، معشوقه وفادارش، بانوی ژائو (گونگ لی)، نقش قاتل را بر عهده میگیرد و به دربار پادشاه یان (سون ژو) نفوذ میکند. در آنجا، او با جنگجوی افسانهای، جینگ که (ژانگ فنگئی)، آشنا میشود که سوگند خورده پادشاه یینگ ژنگ را به خاطر جنایاتش به قتل برساند. با نزدیک شدن به لحظه اجرای نقشه، بانوی ژائو در عشق به جینگ که و تردید در وفاداری به پادشاهش گرفتار میشود. این فیلم حماسی تاریخی به کارگردانی چن کایگه، با بازیگری قدرتمند و صحنههای باشکوه جنگی، داستانی از عشق، خیانت و هزینه سنگین قدرت را روایت میکند.