خلاصه داستان: خلاصه داستان: «فرشتهٔ مست» (۱۹۴۸) به کارگردانی آکیرا کوروساوا، روایتگر داستان دکتری الکلی به نام دکتر سانادا (تاکاشی شیمورا) است که در محلهای فقیرنشین مطب دارد. زندگی او با ورود ماتسوناگا (توشیرو میفونه)، گانگستری جوان و مغرور که به سل مبتلاست، دگرگون میشود. دکتر سانادا که خود در باتلاق اعتیاد به الکل گرفتار است، سعی میکند ماتسوناگا را نجات دهد و او را به ترک زندگی خلافکارانه وادار کند. این دو شخصیتِ زخمخورده، در پسزمینهٔ ژاپنِ ویرانشدهٔ پس از جنگ، درگیر رابطهای پیچیده میشوند؛ رابطهای که آمیزهای از نفرت، وابستگی و امید به رهایی است. حضور اوکادا (ریزابورو یاماموتو)، رئیس سابق ماتسوناگا، که به تازگی از زندان آزاد شده، این کشمکش را به اوج میرساند و دکتر و بیمارش را در مسیری خطرناک و سرنوشتساز قرار میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «سفیدبرفی و شکارچی» (۲۰۱۲) به کارگردانی روپرت ساندرز، یک بازخوانی تاریک و حماسی از افسانه کلاسیک است. کریستن استوارت در نقش سفیدبرفی، شاهزادهای که توسط نامادری شرورش، ملکه راونا (شارلیز ترون)، به جنگل تاریک فرستاده میشود. کریس همسورث در نقش شکارچی اریک، مردی خشن که ابتدا برای کشتن سفیدبرفی استخدام میشود، اما به زودی به محافظ وفادار او تبدیل میگردد. در این سفر پرخطر، سفیدبرفی باید با نیروهای تاریک ملکه مبارزه کند و با کمک شکارچی و هفت کوتوله، پادشاهی خود را بازپس گیرد.
خلاصه داستان: این فیلم سورئال و روانشناختی محصول سال ۱۹۸۸ ژاپن به کارگردانی توشیو ماتسوموتو است که بر اساس رمانی از یوکیو میشیما ساخته شده است. داستان حول محور شخصیتی به نام میواکی میچرخد که پس از بستری شدن در یک آسایشگاه روانی، تلاش میکند هویت و خاطرات فراموش شده خود را بازسازی کند. او با کمک یک روانپزشک مرموز به نام دکتر کاتسومی، در دنیایی از توهمات، رویاهای آشفته و خاطرات تحریف شده غوطهور میشود که مرز بین واقعیت و تخیل را در هم میآمیزد. این سفر روانی او را به اعماق تاریک ضمیر ناخودآگاه و رازهای سر به مهر گذشتهاش میبرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۸، کارگردان یوشیاکی کاواجیری با خلق انیمه «شیطانشهر شینجوکو»، داستانی فراموشنشدنی از نبرد میان نور و تاریکی را به تصویر کشید. کیا ایزای، قهرمان جوان و بیتجربه داستان، پس از کشته شدن پدرش توسط اهریمن قدرتمند لرد ریگوما، سوگند انتقام یاد میکند. شینجوکو، منطقهای وسیع در توکیو، به شهری تسخیرشده توسط نیروهای شیطانی تبدیل شده و به مکانی خطرناک و ممنوعه بدل گشته است. کیا، با راهنمایی استاد رازآلودش، سایونجی، و با کمک دختری شجاع به نام سایاکا، که پدرش نیز قربانی ریگوما شده، به قلب تاریکی قدم میگذارد. او باید بر ترس خود غلبه کرده و قدرتهای نهفته در وجودش را برای رویارویی با لرد ریگوما و نجات بشریت از چنگال نابودی بیدار کند. این سفر پرخطر، نه تنها نبردی فیزیکی، بلکه آزمونی برای روح و اراده اوست.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سفیدبرفی و شکارچی (۲۰۱۲) به کارگردانی روپرت ساندرز، با بازی کریستن استوارت در نقش سفیدبرفی، کریس همسورث در نقش شکارچی و شارلیز ترون در نقش ملکه راونا، روایتگر داستان شاهزادهخانمی است که توسط نامادری شیطانی خود، ملکه راونا، زندانی میشود. ملکه که با جادوی تاریک جوانی ابدی خود را حفظ کرده، زمانی که آینه جادویی به او میگوید که سفیدبرفی زیباترین زن قلمرو است، برای نابودی او نقشه میکشد. سفیدبرفی به جنگل تاریک فرار میکند و ملکه شکارچی را مأمور میکند تا او را پیدا کند، اما شکارچی به جای کشتن سفیدبرفی، به او در مبارزه علیه ملکه و آزادسازی پادشاهی کمک میکند. این فیلم یک بازگویی تاریک و حماسی از افسانه کلاسیک برادران گریم است.
خلاصه داستان: یک زن مطلقه به نام دالیا ویلیامز که درگیر جدال بر سر سرپرستی دخترش سیسی است، به همراه او در آپارتمانی در جزیره روزولت نیویورک ساکن میشوند. اما ساکن شدن در این آپارتمان قدیمی و نمور، آغاز کابوسی ترسناک است. دالیا به زودی متوجه میشود که لکههای آب روی سقف که مدام در حال گسترش هستند، تنها مشکل این ساختمان نیست. او و دخترش با پدیدههای عجیب و ترسناکی روبرو میشوند که به نظر میرسد منشأ ماوراءالطبیعی دارند و به تدریج متوجه میشوند که این اتفاقات به ساکن قبلی ساختمان، یک دختربچه کوچک، مربوط میشود. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی والتر سلس و با بازی جنیفر کانلی و جان سی. رایلی است.
خلاصه داستان: اوئی، دختر نابینا و بااستعداد کاتسوشیکا هوکوسای، نقاش بزرگ ژاپنی در دوره ادو، در کنار پدرش زندگی میکند. اوئی که به «اوئی» یا «اوجی» معروف است، با وجود نابینایی، هنرمندی فوقالعاده است و در خلق آثار هنری به پدرش کمک میکند. این انیمه درام تاریخی محصول سال ۲۰۱۵، به کارگردانی کِییچی هارا، زندگی شخصی و هنری این نقاش زن را در قرن نوزدهم ژاپن به تصویر میکشد. داستان روابط پیچیده اوئی با پدر غولپیکر و خلاقش، خواهر کوچکترش و دنیای هنری پرتلاطم آن دوران را دنبال میکند و مخاطب را با چالشها و زیباییهای زندگی یک هنرمند زن در جامعه سنتی ژاپن آشنا میسازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در قرن پانزدهم میلادی، شاهزاده ولادِ تِپِش (با بازی لوک ایوانز) که به «ولادِ اشباحکش» معروف است، برای محافظت از پادشاهی خود و خانوادهاش در برابر امپراتوری عثمانی، به نیروهای تاریک پناه میبرد. او با ارباب خونآشامها (با بازی چارلز دنس) معامله میکند و قدرتی شیطانی به دست میآورد که او را به نخستین خونآشام تبدیل میکند. اما این قدرت هولناک بهایی سنگین دارد: ولاد باید بر تشنگی سیریناپذیر خود برای خون انسان غلبه کند و در نبردی نهایی، سرنوشت خانواده و تمام بشریت را تعیین کند. این فیلم حماسی-فانتزی محصول ۲۰۱۴ به کارگردانی گری شور، بازخوانی مدرنی از افسانه کلاسیک دراکولا ارائه میدهد و داستانی از فداکاری، عشق و مبارزه با تاریکی درون را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این انیمیشن ژاپنی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ماسائو آکی یاما و نویسندگی ایچیرو اوکاچی، اقتباسی مدرن از مانگای کلاسیک «شیطاننما» اثر گو ناگای است. داستان حول محور آکیرا فودو، نوجوانی با قلب مهربان میگردد که توسط دوست مرموزش، ریو آسوکا، متقاعد میشود که قدرت شیاطین باستانی را برای مبارزه با تهدید آنها ادغام کند. آکیرا با شیطان قدرتمندی به نام آمون متحد شده و به «شیطاننما» تبدیل میشود؛ موجودی با قدرتی ویرانگر اما با روحی انسانی. او به زودی درگیر جنگی تمامعیار علیه شیاطینی میشود که در تلاش برای تسخیر جهان هستند، در حالی که جامعه انسانی نیز در مواجهه با این وحشت به هرج و مرج و خشونت کشیده میشود و خط بین انسان و هیولا را محو میکند. این سریال با سبک بصری خیرهکننده و موسیقی الکترونیک، مفاهیم عمیقی چون هویت، تعصب، ترس و ماهیت تاریک انسان را در دنیایی پر از خشونت و آشوب به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: دکتر ویکتور فرانکنشتاین، دانشمند جوان و بلندپرواز، در جستجوی راز حیات، موفق میشود موجودی زنده را از تکههای بدن مردگان خلق کند. اما هیولای غولپیکر و زشتی که به دنیا میآورد، به جای قدردانی، با ترس و انزجار جامعه روبرو میشود. این موجود تنها و طردشده، به تدریج به موجودی شرور و انتقامجو تبدیل میشود و زندگی خالق خود را به تباهی میکشد. این اثر جاودانه مری شلی، که اولین بار در سال ۱۸۱۸ منتشر شد، بارها در قالب فیلمهای مختلف از جمله نسخه کلاسیک ۱۹۳۱ با بازی بوریس کارلوف به تصویر کشیده شده است و به پرسشهای بنیادین درباره علم، اخلاق و طبیعت انسان میپردازد.