خلاصه داستان: خلاصه داستان: گوستاو فون آشنباخ، آهنگساز مسن و مشهوری که با بحران خلاقیت و بیماری جسمی دست و پنجه نرم میکند، برای استراحت و بازیابی به ونیز سفر میکند. او در هتل مجللی اقامت میکند و در آنجا با تادزیو، نوجوان لهستانی زیبارویی مواجه میشود که همراه خانوادهاش در هتل اقامت دارند. آشنباخ که مجذوب زیبایی خالص و فرازمینی تادزیو شده، هر روز او را از دور نظاره میکند و این شیفتگی به تدریج به یک وسواس ویرانگر تبدیل میشود. او که از بیماری وبایی که در شهر شیوع یافته بیخبر است، با وجود توصیه به ترک ونیز، به دلیل دلبستگی به تادزیو در شهر میماند. این اقامت مرگبار، آشنباخ را به مرز جنون و نابودی میکشاند و در نهایت، او در ساحل ونیز، در حالی که آخرین نگاهش را به تادزیو میدوزد، جان میسپارد. فیلم «مرگ در ونیز» به کارگردانی لوکینو ویسکونتی در سال ۱۹۷۱ و با بازی درک بوگارد و برنوگانتز، اقتباسی سینمایی از رمان مشهور توماس مان است که به کاوشی عمیق در مفاهیم زیبایی، مرگ، عشق و افول هنرمند میپردازد.
خلاصه داستان: یک مرد ثروتمند به نام پیتر که با مشکلات خانوادگی و اعتیاد دست و پنجه نرم میکند، در یک شب تاریک و بارانی در جادهای خلوت تصادف وحشتناکی مرتکب میشود. او که در حالت مستی رانندگی میکرده، یک عابر پیاده را زیر میگیرد و سپس از صحنه فرار میکند. ترس از عواقب قانونی و از دست دادن همه چیز، پیتر را وادار به پنهان کردن جسد و پاک کردن تمام ردپاها میکند. اما این پایان ماجرا نیست. یک کارآگاه مصمم به نام سارا که به تازگی به این منطقه منتقل شده، پرونده را بر عهده میگیرد و با وجود فشارهای سیاسی و تلاشهای پیتر برای گمراه کردن تحقیقات، به دنبال کشف حقیقت است. همزمان، وجدان پیتر او را رها نمیکند و زندگی ظاهرا کاملش را به جهنم تبدیل میکند. فیلم "ناپدید شده در شب" محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی رنزو مارتینلی، با بازیگری درخشان ریکاردو اسکامارچو در نقش پیتر و والریا سولارینو در نقش کارآگاه سارا، داستانی نفسگیر و پرتعلیق را درباره عواقب یک تصمیم اشتباه و تلاش برای فرار از عدالت روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم کرهای «زامبی» (Zombie) محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی سو مین-جون و با بازیگری پارک جی-هو، جون سون-کیو و کیم جو-آه، داستان مرد جوانی به نام هیون-وو (پارک جی-هو) را روایت میکند که در یک روستای کوچک و دورافتاده زندگی میکند. زندگی آرام او با شیوع ناگهانی یک ویروس مرموز که مردم را به زامبیهای وحشی تبدیل میکند، به کلی دگرگون میشود. زمانی که دوست دخترش جی-وون (کیم جو-آه) توسط یکی از این موجودات گاز گرفته میشود، هیون-وو باید برای نجات او و بقای خود، در میان انبوهی از زامبیها بجنگد و در این مسیر با یک بازمانده دیگر به نام جون-سو (جون سون-کیو) همراه میشود. این فیلم ترکیبی از اکشن، وحشت و درام است که بر رابطه عاطفی میان شخصیتها در بحبوحه یک فاجعه آخرالزمانی تمرکز دارد.
خلاصه داستان: یک پیرمرد ولگرد مرموز هر روز از مقابل کافهای کوچک عبور میکند و زنی میانسال به نام «ترز» را به یاد همسر مفقودش میاندازد. این زن که شانزده سال است در انتظار بازگشت شوهرش از اردوگاه کار اجباری نازیهاست، با دیدن این مرد بیخانمان که از حافظهاش چیزی به جا نمانده، امیدی تازه در دلش زنده میشود. او سعی میکند با صحبت کردن و یادآوری خاطرات گذشته، هویت واقعی این غریبه را کشف کند و دریابد که آیا او همان شوهر گمشدهاش است یا نه. این فیلم سیاهوسفید فرانسوی به کارگردانی آنری کولپی، محصول سال ۱۹۶۱، با بازی آلیدا والی و ژرژ ویلسون، روایتی عمیق و تأملبرانگیز از زخمهای جنگ، از دست دادن و امید به بازگشت است.
خلاصه داستان: موسی (پیامبر) در سال ۱۹۹۵ به کارگردانی راجر یانگ و با بازیگری بن کینگزلی در نقش موسی، داستان زندگی پیامبر بزرگ بنیاسرائیل را از زمان تولد تا دریافت ده فرمان بر فراز کوه سینا به تصویر میکشد. این سریال تلویزیونی حماسی، ماجرای نجات موسی از آب توسط دختر فرعون، رشد او در دربار مصر، فرارش به صحرای مدیان پس از کشتن یک نگهبان مصری، و سپس بازگشتش به مصر به فرمان خداوند برای رهایی قوم بنیاسرائیل از چنگال فرعون را روایت میکند. مواجهههای پرشور با فرعون، وقایع ده بلای مصر، عبور معجزهآسا از دریای سرخ، و سرگردانی قوم در بیابان به امید رسیدن به سرزمین موعود، از دیگر بخشهای جذاب این اثر ماندگار است. بازی تحسینبرانگیز کینگزلی در کنار صحنههای باشکوه و وفاداری به روایت کتاب مقدس، این سریال را به یکی از برجستهترین آثار سینمایی مذهبی تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: چشمبدون صورت (۱۹۶۰) به کارگردانی ژرژ فرانژو، یک شاهکار فرانسوی در ژانر وحشت روانی است که داستان دکتر ژنه (با بازی پیر براسور) را روایت میکند؛ جراح پلاستیکی وسواسی که پس از یک تصادف رانندگی که توسط او اتفاق افتاده و منجر به نابودی چهره دخترش کریستین (با بازی ادیت اسکوب) شده، دچار عذاب وجدان شدیدی است. او به همراه دستیار وفادارش لوئیز (با بازی آلیدا والی) که عاشقانه به او وابسته است، در یک ویلای دورافتاده به دنبال راهی برای بازگرداندن زیبایی از دست رفته دخترش است. کریستین که مجبور است همواره نقابی سفید و بیهیجان بر چهره داشته باشد، در انزوا و رنج به سر میبرد. دکتر ژنه که به روشهای مرسوم پزشکی امیدی ندارد، به شیوهای شیطانی و غیرانسانی روی میآورد: او دختران جوان و زیبا را میرباید تا با انجام پیوند پوست، صورت جدیدی برای کریستین بسازد. این فیلم با فضاسازی خوفناک، تصاویر شاعرانه و بهیادماندنی، و موسیقی اِنگِستیک خود، نه تنها یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمای وحشت اروپا محسوب میشود، بلکه به کاوشی عمیق در مفاهیمی چون گناه، پشیمانی، زیبایی و جنون میپردازد و مرزهای اخلاقی را در مواجهه با عشق پدرانه به چالش میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «کائوس» یک مجموعه تلویزیونی درام فانتزی مدرن است که توسط چارلی کاول تولید شده و در سال ۲۰۲۴ ساخته شده است. این سریال با بازی بازیگرانی چون جف دانل، دیوید تیولیس، جنت مکتیر و کلیف کورتیس، اساطیر یونانی را در دنیای معاصر بازآفرینی میکند و داستان خدایان المپ را در عصر مدرن روایت میکند. داستان حول محور زئوس، پادشاه خدایان، میچرخد که قدرت مطلق خود را به خطر افتاده میبیند و تلاش میکند نظم و کنترل را در میان خدایان و انسانها حفظ کند. در این میان، خدایان دیگر مانند پوزیدون، آفرودیت و آرس نیز هر کدام با مشکلات و چالشهای خود در دنیای مدرن روبرو هستند و روابط پیچیده آنها باعث ایجاد آشوب و هرج و مرج میشود. این سریال با تلفیق عناصر فانتزی و درام، نگاهی طنزآمیز و مدرن به اساطیر کلاسیک یونان دارد و مسائل اخلاقی، قدرت و روابط انسانی را در قالب داستانهای خدایان بررسی میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردان و تهیهکنندگی مشترک ویلیام فریدکین و با بازیگری رایان او'نیل، جان کریستوفر مککینلی، ریچارد کین، جینا گرشون و کریستینا کیرک است. داستان فیلم حول محور گروهی از مردان ثروتمند و موفق میچرخد که در زندگی شخصی خود با مشکلات و خیانتهای زناشویی مواجه هستند. آنها تصمیم میگیرند تا با استخدام یک کارآگاه خصوصی به نام «مایکل» (با بازی رایان او'نیل)، همسران خود را تحت نظر بگیرند تا از وفاداری آنها مطمئن شوند. اما این جاسوسیها به نتایج غیرمنتظره و پیچیدهای منجر میشود که زندگی همه شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد و مرزهای بین اعتماد، خیانت و حقیقت را به چالش میکشد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق به روابط انسانی، ثروت و اخلاقیات، مخاطب را تا پایان داستان همراه خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «اولتراس» (Ultras) محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی فرانچسکو لتسو، داستان زندگی نوجوانی به نام «ساندرو» را روایت میکند که در شهر ناپل ایتالیا زندگی میکند و به شدت تحت تأثیر فرهنگ هواداری افراطی (اولتراس) تیم فوتبال محبوبش، ناپولی، قرار دارد. او که در جستجوی هویت و تعلق خاطر است، به گروهی از هواداران پرحاشیه میپیوندد و به تدریج در دنیای پرخطر و خشونتبار آنها غرق میشود. این فیلم با بازی آنیلو آرکونیو، سیمونه براگالیا و دانیل وینچیگوئرا، تصویری خشن و واقعگرایانه از پدیده اولتراس و تأثیرات عمیق آن بر زندگی شخصی و اجتماعی جوانان ارائه میدهد و مرز باریک بین شور و اشتیاق ورزشی و افراطگرایی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: یک ماهیگیر ایرلندی به نام نولان همراه با دخترش آنی و دستیارش در آبهای آلاسکا به دنبال شکار نهنگ برای کسب درآمد هستند. در یکی از این سفرها، نولان یک نهنگ قاتل ماده باردار را به دام میاندازد و علیرغم تلاشهای دستیارش برای متوقف کردن او، نهنگ ماده را به عرشه کشتی میکشد. در این حین، نهنگ ماده جنین خود را سقط میکند و خود نیز بر اثر جراحات وارده میمیرد. همسر او، یک نهنگ قاتل نر غولپیکر، شاهد این ماجرا بوده و برای انتقام، به شدت به کشتی نولان حمله میکند و باعث غرق شدن آن میشود. این حادثه منجر به مرگ آنی میگردد و نولان را در غم و اندوه عمیقی فرو میبرد. حالا نولان که سوگوار از دست دادن دخترش است، با یک نهنگ قاتل انتقامجو روبروست که قصد نابودی او را دارد. این درگیری شخصی میان یک انسان و یک حیوان به یک نبرد مرگبار در دریا تبدیل میشود که در آن نهنگ قاتل از هوش و غریزه خود برای تعقیب و آزار نولان استفاده میکند. نولان نیز که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، با کمک یک زیستشناس دریایی به نام ریچل، برای مقابله با این موجود عظیمالجثه و پایان دادن به این انتقامجویی خونین آماده میشود. این فیلم محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی مایکل اندرسون و با بازی ریچارد هریس، شارلوت رمپلینگ و ویل سامپسون است.