خلاصه داستان: جیمز باند، مأمور مخفی بریتانیایی در اولین مأموریت خود به عنوان عامل ۰۰۷، باید بر ضد یک تاجر اسلحه مخفی به نام لو شریف در یک بازی پوکر پرخطر در کازینو رویال مونتهنگرو شرکت کند. هدف او متوقف کردن شریف برای تأمین مالی سازمان تروریستی خود از طریق این بازی است. در این مسیر، او با وسلاپ لین، خزانهدار بانک بریتانیایی که به شریف کمک میکند، همکاری میکند و در عین حال احساسات پیچیدهای نسبت به او پیدا میکند. کارگردانی شده توسط مارتین کمبل و با بازی دنیل کریگ در نقش اصلی، این فیلم بازآفرینی مدرنی از شخصیت باند است که بر واقعگرایی و عمق شخصیت تأکید دارد و ماجراجوییهای پر از اکشن و تعلیق را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زن جوان و جذاب به نام لینا (سوفیا لورن) که در خانوادهای از کلاهبرداران و دزدان بزرگ شده، با یک راننده تاکسی خوشقلب و صادق به نام پائولو (ویتوریو دسیکا) آشنا میشود. پائولو که فریب ظاهر معصوم لینا را میخورد، به او دل میبندد و بیخبر از نقشههای خانوادگی او، وارد ماجراهایی میشود که زندگی آرامش را به هم میریزد. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۵۴ ایتالیا به کارگردانی آلساندرو بلازتی، با بازی درخشان دو ستاره بزرگ سینمای ایتالیا، داستانی طنزآمیز و دلنشین از عشق، فریب و آشفتگیهای خانوادگی را روایت میکند که در نهایت به تغییر و تحول شخصیتها میانجامد.
خلاصه داستان: فیلم «نگاه اولیس» (۱۹۹۵) به کارگردانی تئو آنجلوپولوس، روایتگر سفر یک کارگردان یونانی (با بازی هاروی کایتل) است که پس از سالها تبعید، برای نمایش یکی از فیلمهایش به فلورینای آلبانی سفر میکند. او در این سفر به دنبال سه حلقه فیلم گمشده از نخستین فیلمبرداران تاریخ سینما در بالکان میگردد. این سفر استعاری، او را از آلبانی به مقدونیه، رومانی، صربستان و در نهایت به سرزمین جنگزده سارایوو میکشاند. در این مسیر، او با ویرانیهای جنگ، آوارگی انسانها و زخمهای عمیق تاریخی بالکان مواجه میشود و سفرش به جستجویی برای یافتن هویت، ریشهها و نگاهی بیآلایش به جهان تبدیل میشود. این فیلم که برنده جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره کن شده، با نثری شاعرانه و تصاویری به یادماندنی، تاریخ پرتلاطم بالکان را در قالب یک سینمای شاعرانه و تأملبرانگیز به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک روانکاو موفق وین در دهه ۱۹۳۰، زیگموند فروید، با یک پرونده پیچیده و شخصی روبرو میشود: دختر جوانی به نام آلیس که از اختلالات روانی رنج میبرد، توسط پدرش نزد او آورده میشود. فروید در حین درمان آلیس، درمییابد که ریشه مشکلات او به یک راز خانوادگی تاریک و سر به مهر بازمیگردد که زندگی خود او و نزدیکانش را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. این سریال که در سال ۲۰۲۴ توسط ماروین کرن و استفان برونرت ساخته شده و بازیگرانی چون آنتون لسر، النا لوفر و گئورگ فریدریش در آن ایفای نقش میکنند، ما را به قلب وینِ پیش از جنگ میبرد و درام روانشناختی عمیقی را حول محور پدر روانکاوی مدرن و کشف حقایقی تلخ درباره گذشته رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم مستند «شیطانهای کوچک» (Troublemakers) به کارگردانی جیمز کرامر، زندگی و آثار سه هنرمند پیشگام هنر زمینی (Land Art) در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نیویورک را به تصویر میکشد. این سه هنرمند، والتر دی ماریا، مایکل هیزر و رابرت اسمیتسون، با خلق آثاری عظیم و بیسابقه در دل طبیعت، مرزهای هنر را جابجا کردند و تعریف جدیدی از رابطه میان هنر و محیط زیست ارائه دادند. فیلم با استفاده از تصاویر آرشیوی ناب، عکسها و مصاحبههای شخصی، داستان جاهطلبیهای هنری این سه دوست و همکار را روایت میکند؛ از پروژههای جسورانهای مانند «مایلتون فیلد» دی ماریا در آلمان گرفته تا «شمال-جنوب-شرق-غرب» هیزر در نوادا و «پل مارپیچ» مشهور اسمیتسون در یوتا. این مستند نه تنها به بررسی فرآیند خلاقانه و چالشهای فنی این هنرمندان میپردازد، بلکه روحیه طغیانگر و نوآورانه نسلی را به تصویر میکشد که با سنتهای هنری گذشته سر ستیز داشت و به دنبال خلق فرمی کاملاً جدید از بیان هنری بود.
خلاصه داستان: یک سرباز جوان تایلندی به نام کِنگ در حین گشتزنی در جنگلهای گرمسیری با تونگ، کارگر جوان روستایی، آشنا میشود و رابطهی عاشقانهی ظریفی بین آنها شکل میگیرد. این رابطه در فضایی رویایی و آمیخته با نمادهای بومی و افسانهای تایلند جریان مییابد. نیمهی دوم فیلم به شکلی اسرارآمیز و سوررئال به افسانهی یک شمن باستانی تبدیل میشود که به شکل ببری روحگونه در جنگل پرسه میزند و کِنگ را به سفری درونی و معنوی در دل تاریکی جنگل و درون خودش دعوت میکند. آپیشاتپونگ ویراستاکول، کارگردان نامدار تایلندی، در این اثر که در سال ۲۰۰۴ ساخته شد، با بازی بانکجاو مانیورم و ساکدا کائویبوی، مرزهای میان واقعیت و افسانه، عشق و هراس، و انسان و طبیعت را در هم میآمیزد و تماشاگر را به تجربهای شاعرانه و فراموشنشدنی دعوت میکند.
خلاصه داستان: یک خانواده آمریکایی برای تعطیلات به شهر کوچکی به نام نیلبوگ سفر میکنند، غافل از اینکه این شهر توسط موجوداتی شیطانی به نام گابلینها تسخیر شده است. گابلینها که ظاهری انسانی دارند، در تلاش هستند تا با فریب دادن گردشگران، آنها را به گیاهانی تبدیل کنند تا از گوشتشان تغذیه کنند. وقتی پسر خانواده، جاشوا، توسط روح پدربزرگش از این توطئه باخبر میشود، باید هرچه سریعتر خانواده خود را نجات دهد. این فیلم که در سال ۱۹۹۰ توسط کارگردان ایتالیایی کلودیو فرگاسو ساخته شد، با وجود بودجه کم و بازیگران آماتور، به یکی از بدترین فیلمهای تاریخ سینما معروف شده و به مرور زمان به یک فیلم کالت تبدیل شده است.
خلاصه داستان: یک فیلم ترسناک و دلهرهآور محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی کریستوفر گراهام رنادو است که با بازی هنرمندانی چون دانیل گیلبرت، کریستوفر گراهام رنادو و کریستوفر گراهام رنادو در نقشهای اصلی به تصویر کشیده شده است. داستان حول محور یک خانواده معمولی میچرخد که به تازگی به خانهای جدید نقل مکان کردهاند. به زودی، آنها متوجه حضور یک نیروی شریر و ماوراءالطبیعه در خانه جدید خود میشوند که قصد آسیب رساندن به آنها را دارد. این نیروی شیطانی که به دنبال انتقام است، زندگی خانواده را به کابوسی وحشتناک تبدیل میکند و آنها را در معرض خطرات جانی قرار میدهد. حال، این خانواده باید برای نجات جان خود و رهایی از این موجود شرور، با ترسهایشان روبرو شوند و راهی برای مقابله با این نیروی مرموز بیابند.
خلاصه داستان: یک کارگر ساده و خلافکار خردهپا به نام انزو در حین انجام یک سرقت در رودخانه تیبر رم غرق میشود، اما به طرز معجزهآسایی نجات مییابد و متوجه میشود که در تماس با مواد رادیواکتیو به قدرتهای ابرانسانی فوقالعادهای دست یافته است. او ابتدا از این تواناییها برای منافع شخصی و ارتکاب جرایم کوچک استفاده میکند، اما زندگی او با ورود دختری به نام آلیشیا که او را با قهرمان محبوب دوران کودکیاش، جیگ ربات، اشتباه میگیرد، دگرگون میشود. آلیشیا که به شدت تحت تأثیر سریالهای ژاپنی قرار دارد، انزو را متقاعد میکند که از قدرتهایش برای کمک به مردم و مبارزه با جنایتکاران، به خصوص فردی خطرناک به نام زنگانو، استفاده کند. انزو که ابتدا مردد است، به تدریج تحت تأثیر ایمان آلیشیا قرار گرفته و نقش یک قهرمان واقعی را بر عهده میگیرد و در نهایت برای نجات شهر و مردمش باید با تاریکی درون خود و دشمنان بیرونی بجنگد.
خلاصه داستان: "افسانه افسانهها" (۲۰۱۵) به کارگردانی ماتئو گارونه، فیلمی فانتزی و تاریک است که سه داستان جداگانه را بر اساس افسانههای پنتامرون اثر جیامباتیستا باسیله روایت میکند. در اولین داستان، پادشاهی بیفرزند (جان سی ریلی) با انجام یک آیین عجیب صاحب پسری میشود، اما این اتفاق به قیمت جان همسرش تمام میشود. داستان دوم درباره پادشاه شهوتپرستی (وینسنت کسل) است که عاشق صدای یک پیرزن میشود و پس از دیدن چهره واقعی او، او را از بالای قلعه به دره پرتاب میکند. سومین داستان شاه پادشاهی (توبی جونز) را به تصویر میکشد که عشق شدیدی به یک حشره غولپیکر پیدا میکند و در این راه از دخترش غافل میشود. این سه داستان با تمهای مشترک عشق، فداکاری، حرص و جنون در هم تنیده شده و دنیایی خیالی و گاه هولناک را خلق میکنند که در آن جادو و واقعیت مرز مشخصی ندارند. بازیگرانی چون سالما هایک، شیرلی هندرسون و هیلی کارمایکل نیز در نقشهای مکمل ظاهر شدهاند.