خلاصه داستان: شیرین، فیلمی تجربی و تحسینشده به کارگردانی عباس کیارستمی در سال ۲۰۰۸، اثری منحصربهفرد در تاریخ سینماست که در آن، دوربین به جای پرده سینما، بر چهرهی ۱۱۳ زن ایرانی متمرکز میشود. این زنان، از بازیگران سرشناس و چهرههای فرهنگی گرفته تا زنان عادی، همگی در حال تماشای یک فیلم هستند؛ فیلمی که ما هرگز تصویر آن را نمیبینیم و تنها صدای آن را میشنویم. صدای فیلم، روایتگر داستان عاشقانهی کلاسیک «خسرو و شیرین» نظامی گنجوی است. کیارستمی با این ساختار هوشمندانه، مخاطب را به جای مشاهدهی یک داستان، به تماشای «عمل تماشا کردن» وامیدارد. او از طریق نماهای درشت (کلوزآپ) از چهرههای این زنان، طیف وسیعی از احساسات انسانی—از شوق و عشق گرفته تا غم و اشک—را به تصویر میکشد و اثری خلق میکند که در آن، واکنشهای عاطفی مخاطبان، خود به سوژهی اصلی فیلم بدل میشود. حضور بازیگرانی چون ژولیت بینوش، ترانه علیدوستی و نیکی کریمی در میان تماشاگران، بر جذابیت این اثر میافزاید. «شیرین» یک تجربهی سینمایی عمیقاً تأملبرانگیز است که مرزهای روایت را در هم میشکند و قدرت سینما در ثبت ریزترین حالات روحی انسان را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «ملودیهای تنها تهران» (Lonely Tunes of Tehran) اثری هنری و دراماتیک است که زندگی جوانان تهرانی را در بستر موسیقی و عشق روایت میکند. این فیلم داستان چند شخصیت اصلی را دنبال میکند که هرکدام با چالشهای منحصر به فرد خود در کلانشهر تهران دست و پنجه نرم میکنند. از عشقهای نافرجام گرفته تا رویاهای موسیقایی بربادرفته، کارگردان با نگاهی عمیق و شاعرانه به زندگی این جوانان میپردازد. موسیقی به عنوان عنصر اصلی فیلم، نه تنها در پسزمینه، بلکه به عنوان بخشی جداییناپذیر از روایت داستان حضور دارد و احساسات و تنهایی شخصیتها را به تصویر میکشد. این اثر که در تهران معاصر روایت میشود، تصویری واقعگرایانه از جامعه جوان ایران ارائه میدهد و با بهرهگیری از بازیهای طبیعی و فضاسازیهای دقیق، مخاطب را در دنیای شخصی کاراکترها غرق میکند.
خلاصه داستان: دو زن (Two Women) فیلمی درام و قدرتمند محصول سال ۱۹۶۰ به کارگردانی ویتوریو دسیکا، کارگردان برجسته سینمای نئورئالیسم ایتالیا است. این فیلم که بر پایه رمانی از آلبرتو موراویا ساخته شده، با بازی خیرهکننده سوفیا لورن در نقش چزاریا، مادری فداکار و سرسخت، به تصویر کشیده میشود. داستان در ایتالیای جنگزده در خلال جنگ جهانی دوم میگذرد و ماجرای چزاریا و دختر نوجوانش، روسلا (با بازی النورا براون)، را روایت میکند که برای در امان ماندن از بمبارانهای متفقین، رم را به قصد زادگاهشان در منطقه کوهستانی سییرا ترک میکنند. آنها در این سفر پرخطر با مصائب و وحشیگریهای جنگ روبرو میشوند و در نهایت، حادثهای هولناک و ویرانگر، زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. سوفیا لورن برای ایفای این نقش به یادماندنی، برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد و این فیلم به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمایی درباره فجایع جنگ و مقاومت انسانی شناخته میشود.
خلاصه داستان: I (فیلم ۲۰۲۱) یک درام روانشناختی به کارگردانی محمدشاهحسینی است که داستان زندگی یک جوان به نام «امیر» (با بازی امیرحسین هاشمی) را روایت میکند که پس از سالها دوری از خانواده به خانه بازمیگردد. او که با مشکلات روانی و بحران هویت دست و پنجه نرم میکند، در مواجهه با خانوادهای که او را به رسمیت نمیشناسند و گذشتهای که سعی در فراموش کردنش دارد، دچار چالشهای عمیقی میشود. در این مسیر، خواهرش «سارا» (با بازی سارا بهرامی) تنها کسی است که سعی در درک او دارد، اما رازهای خانوادگی و گذشته تاریک امیر، همه روابط را تحت تأثیر قرار میدهد. این فیلم با نگاهی عمیق به موضوعاتی چون هویت، حافظه و خانواده، مخاطب را در فضایی پرتنش و دلهرهآور غرق میکند.
خلاصه داستان: فیلم «پنج» اثری هنری و تأملبرانگیز از عباس کیارستمی است که در سال ۲۰۰۳ میلادی ساخته شد. این کارگردان برجسته ایرانی، این فیلم را به احترام و یادبود یاسوجیرو ازو، کارگردان افسانهای ژاپنی، خلق کرده است. فیلم از پنج بخش بلند و بدون دیالوگ تشکیل شده است که هر کدام یک نما (پلان سکانس) هستند و در کنار ساحل به تصویر کشیده میشوند. در این بخشها، دوربین کیارستمی به تماشای امواج دریا، راه رفتن افراد روی ساحل، سگها و اردکهای چوبی در آب مینشیند و مخاطب را به تأملی عمیق درباره طبیعت، زمان و زندگی دعوت میکند. این اثر که در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد، نمونهای درخشان از سینمای شاعرانه و مینیمال کیارستمی است که در آن، داستانسرایی کلاسیک جای خود را به مشاهدهای ظریف و پراحساس از جهان اطراف میدهد.
خلاصه داستان: محمد رسولاف در سال ۱۳۹۶ در فیلم «غلام» به کارگردانی خودش، در نقش شخصیتی به همین نام ظاهر شد. غلام مردی آرام و گوشهگیر است که در یک پارکینگ شبانهروزی در لندن کار میکند و زندگیاش به کار و مراقبت از همسر بیمارش محدود شده است. گذشتهای تاریک و رازآلود او را تحت تعقیب قرار داده و زمانی که یک همکار قدیمی از راه میرسد، غلام ناگزیر به مواجهه با خاطراتی میشود که سالها تلاش کرده بود فراموششان کند. این فیلم که با بازی رسولاف و همکاری بازیگرانی چون میثم رسولاف و آرمین عطاران ساخته شده، یک درام روانشناختی درباره گریز از گذشته و عواقب انتخابهای اشتباه است.
خلاصه داستان: یک فیزیکدان برجسته به نام «لیو» که در زمینه کنترل جاذبه تحقیقات پیشگامانه انجام میدهد، ناگهان با پدیدهای مرموز و فاجعهبار مواجه میشود: تمام قوانین فیزیک در جهان معکوس شده و جاذبه به نیرویی مخرب تبدیل شده که زمین را به سوی نابودی میکشد. در این آشفتگی جهانی، او متوجه میشود که یک سازمان مخفی و قدرتمند به نام «شورای سایه» قصد دارد از این بحران برای تسلط بر جهان استفاده کند. لیو به همراه «مایا»، یک مأمور سابق که اسرار این سازمان را میداند، و «دکتر چن»، دانشمند همکارش، وارد مأموریتی خطرناک میشوند تا منبع این «وارونگی» را پیدا کرده و جهان را نجات دهند. آنها باید از لابراتوارهای مخفی زیرزمینی تا آسمانخراشهای شناور در آسمان سفر کنند و با نیروهای شورای سایه بجنگند، در حالی که زمان به سرعت در حال اتمام است و هر لحظه ممکن است زمین توسط نیروهای معکوس شده متلاشی شود.
خلاصه داستان: یک کارمند پست جوان و خوشقلب به نام «وید» در یک شهر کوچک غربی، زندگی ساده و بیدغدغهای دارد. اما زمانی که او با یک محموله مشکوک روبرو میشود، ناگهان درگیر یک ماجراجویی خطرناک و مرموز میگردد. این محموله او را به دنیایی از رازهای تاریک، توطئههای پیچیده و شخصیتهای مرموز میکشاند. وید به زودی متوجه میشود که این محموله تنها بخشی از یک پازل بزرگتر است که زندگی او و تمام شهر را تهدید میکند. او باید برای نجات خود و کسانی که دوستشان دارد، به مبارزه بپردازد و راز این چرخه شوم را فاش کند.
خلاصه داستان: در تهرانِ دهه ۱۳۶۰ و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، شیده، دانشجوی سابق پزشکی که به دلیل فعالیتهای سیاسی از ادامه تحصیل محروم شده، همراه با دختر کوچکش، درسا، در آپارتمانشان در حالی که همسرش به جبهه اعزام شده، گیر افتادهاند. بمبارانهای مداوم شهر توسط عراق، ترس و اضطراب را بر زندگی آنها حاکم کرده است. با ورود یک موشک به ساختمان که منفجر نمیشود، حالتی از ترس و وهم بر فضای خانه سایه میافکند. به تدریج، موجودات ماوراءالطبیعه و شروری که از باورهای قدیمی منطقه نشأت میگیرند، به خانه آنها نفوذ میکنند و شیده را درگیر مبارزهای فراتر از دنیای مادی میکنند. او که ابتدا این اتفاقات را ناشی از فشار روانی و توهم میداند، به تدریج متوجه میشود که تهدیدی حقیقی و باستانی، جان او و دخترش را هدف گرفته است. کارگردان این فیلم ترسناک روانشناختی، بابک انوری، با بازی نگاه محمدیفر در نقش شیده، اثری خلق کرده که در آن ترس از جنگ و موجودات ماوراءالطبیعه در هم میآمیزند و تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارند.
خلاصه داستان: در تهرانِ دهه ۱۳۶۰ و در اوج جنگ ایران و عراق، شیده، دانشجوی سابق پزشکی که به دلیل فعالیتهای سیاسی از ادامه تحصیل محروم شده، همراه همسر و دختر خردسالش، دورسا، زندگی میکند. زمانی که همسرش به جبهه اعزام میشود، شیده و دورسا در آپارتمان خود در ساختمانی متروک تنها میمانند. با اصابت موشک به ساختمان، ترک عمیقی در سقف ایجاد میشود و به تدریج، حضور یک نیروی شرور و نامرئی به نام «جن» در خانه احساس میشود. این موجود ماوراءطبیعی که با ترس و اضطراب انسانها تغذیه میکند، ابتدا خود را در قالب کابوسهای شبانه دورسا نشان میدهد و سپس به شکل یک حجاب سیاه که نمادی از فشارهای اجتماعی و مذهبی بر زنان است، به شیده نزدیک میشود. فیلم ترسناک «در سایه» (Under the Shadow) به کارگردانی بابک انوری و با بازی نژیان ظفر در نقش شیده، با تلفیق ترسهای روانی و استعارههای سیاسی-اجتماعی، داستانی فراموشنشدنی از مقاومت یک مادر در برابر نیروهای اهریمنی درونی و بیرونی خلق کرده است.