خلاصه داستان: فیلم «پادشاه کوتا» یک اکشن-جنایی-درام است که در شهر خیالی و جنایتزده کوتا رخ میدهد. داستان حول محور کنان بهای، گانگستری قدرتمند که بر شهر حاکم است، و نقشههای بازرس شَهول برای بازگرداندن راجو، گانگستر سابق ملقب به «پادشاه»، میچرخد تا با کنان مقابله کرده و انتقام بگیرد. راجو که زمانی دوست صمیمی کنان بود، به دلیل اختلاف بر سر تجارت مواد مخدر از او جدا شده و حالا باید با گذشتهاش روبهرو شود. داستان با فلشبکهایی به جوانی راجو و کنان، صحنههای اکشن مانند مبارزات خونین و بازیهای فوتبال محلی، و رابطه عاشقانه راجو با تارا، به موضوعات رقابت، خیانت، انتقام و رستگاری میپردازد. فیلم با صحنهای پرتنش در زمین فوتبال به اوج میرسد، جایی که راجو و کنان پس از سالها دوباره ملاقات میکنند. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، فیلمنامه ضعیف، دیالوگهای غیرطبیعی و ریتم کند در نیمه دوم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. موسیقی متن، تصاویر بصری با رنگهای قهوهای و زرد، و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما روایت پراکنده و فقدان عمق عاطفی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ماهی قرمز» یک درام خانوادگی است که داستان آنامیکا، دختری از ازدواجی با فرهنگهای متفاوت را روایت میکند که به خانه کودکیاش بازمیگردد تا از مادرش سادانا، که به تازگی دچار زوال عقل شده، مراقبت کند. آنامیکا که سالهاست با مادرش رابطهای سرد و پرتنش داشته، با محلهای مواجه میشود که به سختی به خاطر میآورد و مادری که گاهی او را نمیشناسد. سادانا، خواننده سابق موسیقی کلاسیک هندی، با خاطرات محو و گذشتهای پر از زخمهای عاطفی دستوپنجه نرم میکند. با کمک همسایگان مهربان، از جمله لاکشمی، آنامیکا تلاش میکند تا با گذشتهاش آشتی کند و با احساس گناه و مسئولیت نسبت به مادرش کنار بیاید، در حالی که سادانا گاهی از گذشتهاش با حسرت و گاهی با شادی یاد میکند. فیلم با صحنههای احساسی مانند کمک همسایگان در حمام و موسیقی کلاسیک هندی، به موضوعات حافظه، بخشش، هویت و پیوندهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامهای با جزییات کم و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، فضای نوستالژیک و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان تکراری و ویرایش ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوم ۳» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان ساحر، یک شعبدهباز و دزد ماهر را دنبال میکند که با مهارتهای تردستی و برنامهریزی دقیق، از بانکهای شیکاگو سرقت میکند تا انتقام مرگ پدرش را بگیرد، که به دلیل فشارهای مالی بانک وسترن به خودکشی واداشته شده بود. جَی دیکسیت، پلیس سرسخت هندی، به همراه دستیارش علی برای دستگیری ساحر به شیکاگو فرستاده میشوند. ساحر که در سیرک بزرگ شیکاگو کار میکند، با آلیا، رقاصی بااستعداد، همکاری میکند و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. جَی با افسر پلیس شیکاگو، ویکتوریا، همکاری میکند تا تلهای برای ساحر بگذارد، اما نقشههای ساحر با استفاده از موتورسیکلت و تردستی، آنها را ناکام میگذارد. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند فرار روی پل، پیچشهای داستانی مانند هویت دوگانه ساحر، و صحنههای احساسی از گذشته او، به موضوعات انتقام، عشق و وفاداری میپردازد. فیلم با صحنهای در سد شیکاگو به اوج میرسد که ساحر با انتخابی دراماتیک مواجه میشود. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند در نیمه اول، و تمرکز بیشازحد روی جلوههای بصری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن خلاقانه، موسیقی متن مانند «Malang» و «Kamli»، و اجراهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوم ۲» یک اکشن-کمدی-جنایی است که داستان آرین (آقای آ)، یک دزد حرفهای بینالمللی را دنبال میکند که با استفاده از فناوری پیشرفته، سرقتهای غیرممکنی را در سراسر جهان انجام میدهد. او که تاج سلطنتی را از قطاری در صحرای نامیب میدزدد، هدف بعدیاش را بمبئی قرار میدهد. دو مأمور پلیس، رئیس جَی دیکسیت و دستیارش علی، به همراه شونالی بوز، افسر ویژهای که دو سال است آرین را تعقیب میکند، مأمور دستگیری او میشوند. آرین با سونری، دزدی باهوش، متحد میشود که پیشنهادی وسوسهانگیز به او میدهد و بازی موش و گربهای پیچیده آغاز میشود. داستان با سرقتهای پرزرقوبرق، تعقیبوگریزهای پرتنش مانند صحنه موتورسواری، و پیچشهایی مانند خیانت سونری، به موضوعات فریب، وفاداری و جاهطلبی میپردازد. فیلم در نهایت به نبردی در بالای آبشاری ختم میشود، جایی که سونری انتخابی غیرمنتظره میکند. شش ماه بعد، آرین و سونری در جزایر فیجی زندگی جدیدی آغاز کردهاند. فیلم با صحنههای اکشن خلاقانه، مکانهای جهانی مانند ریو و دوربان، و موسیقی پرهیجان مانند «Dhoom Again»، حالوهوای سرگرمکنندهای دارد. با این حال، به دلیل فیلمنامهای با جزئیات کم، شخصیتپردازی ضعیف نقشهای فرعی، و صحنههای غیرواقعی مانند تغییر ظاهر با ماسک، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن، سبک بصری، و شیمی بین بازیگران اصلی تحسین شدند، اما داستان سطحی و پایانبندی ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دوم» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان کبیر، یک سارق حرفهای و رهبر گروهی از موتورسواران ماهر را دنبال میکند که با سرقتهای جسورانه بانکها و جواهرفروشیهای بمبئی، پلیس را به چالش میکشند. جَی دیکسیت، یک افسر پلیس باهوش و سرسخت، مأمور میشود تا این گروه را دستگیر کند. او با علی، یک مکانیک موتورسیکلت و تبهکار خردهپا که به دلیل مهارتش در رانندگی استخدام میشود، همکاری میکند. کبیر که نقشههایش با دقت و سرعت اجرا میشود، با استفاده از موتورسیکلتهای پرقدرت، بارها از دست جَی و تیمش فرار میکند. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند صحنههای موتورسواری در خیابانهای شلوغ بمبئی، طنز ناشی از شخصیت غیرمتعارف علی، و پیچشهایی مانند خیانت در گروه کبیر، به موضوعات قانون در برابر جرم، دوستی و رقابت میپردازد. فیلم با رویارویی نهایی جَی و کبیر در بندر به اوج میرسد. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی محدود نقشهای فرعی مانند شیلا، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن نوآورانه، موسیقی متن پرانرژی مانند «Dhoom Machale»، و شیمی بین شخصیتهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه کلیشهای و فقدان عمق در انگیزههای کبیر نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «حمله ۲» یک تریلر جنایی هندی به کارگردانی راج کومار گوپتا و دنبالهای بر فیلم «حمله» (۲۰۱۸) است که با بازی اجی دیوگن، ریتش دشموخ و وانی کاپور ساخته شده است. داستان هفت سال پس از فیلم اول در سال ۱۹۸۹ رخ میدهد و حول آمِی پاتنایک (دیوگن)، افسر صادق اداره مالیات بر درآمد (IRS)، میچرخد که برای هفتاد و چهارمین بار به شهر خیالی بوج در مادیا پرادش منتقل میشود. او در هفتاد و پنجمین عملیات خود، به دنبال کشف فساد مالی سیاستمداری به ظاهر خیرخواه به نام مانوهار دانکار ملقب به دادا بهای (دشموخ) است که شبکهای از فساد را پنهان کرده است. آمِی پس از شکستی اولیه و تعلیق از کار، با کمک تیمش و همسرش مالینی (کاپور) به حقیقت پنهان دست مییابد. مادر دادا بهای (سوپریا پاتاک)، پس از آگاهی از حقیقت توسط مالینی، مانع حمله او به آمِی میشود و دادا بهای تسلیم میشود. در پایان، رامشوار سینگ ملقب به تائوجی (ساوراب شوکلا) پیشنهاد همکاری به دادا بهای میدهد و زمینه را برای «حمله ۳» آماده میکند. فیلم با دو آهنگ ویژه با حضور تامانا باتیا و ژاکلین فرناندز، به موضوعات فساد، عدالت و شجاعت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، آهنگهای غیرضروری، ریتم کند نیمه اول، و شباهت زیاد به فیلم اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز). بازی دیوگن و دشموخ، موسیقی زمینه آمیت تریودی، و رویارویی نهایی تحسین شدند، اما فیلمنامه و پایانبندی ضعیف نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۲۰ کرور، ۲۴۳.۰۸ کرور در گیشه جهانی فروش داشت و سومین فیلم پرفروش هندی ۲۰۲۵ شد.
خلاصه داستان: فیلم «نقطه صفر» یک فیلم اکشن-هیجانی هندی به کارگردانی تجاس پرابها ویجای دئوسکار و تولیدشده توسط ریتش سیدهوانی و فرهان اختر تحت کمپانی اکسل انترتینمنت است. داستان در اوایل دهه ۲۰۰۰ در کشمیر رخ میدهد و حول نارندرا نات دار دوبئی (عمران هاشمی)، معاون فرمانده نیروی امنیت مرزی (BSF)، میچرخد که وظیفه دارد شبکه تروریستی رو به رشدی را متلاشی کند. فیلم با ظهور «باند تپانچه»، گروهی از دانشجویان رادیکالشده که مسئول قتلهای هدفمند پرسنل امنیتی در سرینگر هستند، آغاز میشود. دوبئی، پس از حمله به پارلمان هند در سال ۲۰۰۱، طی دو سال تحقیقاتی را رهبری میکند و سرنخهایی را کشف میکند که به غازی بابا، مغز متفکر جیش محمد و مسئول این حمله، منتهی میشود. او با کمک اطلاعرسانی محلی به نام حسین (میر مهرروز) و علیرغم شکستهایی مانند عملیات مشترک ناکام با اداره اطلاعات، به پیگیری بیامان خود ادامه میدهد. داستان به یک رویارویی پرتنش با غازی بابا ختم میشود که یکی از بزرگترین موفقیتهای ضدتروریستی هند را رقم میزند. فیلم به موضوعات شجاعت، فداکاری و پیچیدگیهای امنیتی در کشمیر میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود عمق عاطفی، روایت قابلپیشبینی، و ریتم ناهموار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی عمران هاشمی، فیلمبرداری کمالجیت نگی، و صحنههای اکشن واقعی تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به فیلمهایی مانند «صفر تاریک سی» و عدم ظرافت در نمایش مسائل کشمیر نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «گزارش سابارماتی» یک درام سیاسی هندی به کارگردانی دیراج سارنا و نویسندگی آرجون بهاندگاونکار و آویناش سینگ تومار، بر اساس داستانی از عاصم آرورا، است که به وقایع واقعی حادثه آتشسوزی قطار سابارماتی اکسپرس در ۲۷ فوریه ۲۰۰۲ در گودهرا، گجرات، میپردازد. داستان حول سامار کومار (ویکرانت مسی)، روزنامهنگار سرگرمی هندیزبان در شبکه EBT News، میچرخد که بهطور غیرمنتظره برای پوشش پیامدهای این فاجعه که منجر به مرگ ۵۹ کارسواک (زائران هندو) شد، اعزام میشود. او همراه با مانیکا راجپوریه (ریدی دوگرا)، گزارشگر ارشد انگلیسیزبان، شواهدی جمعآوری میکند که نشان میدهد آتشسوزی نه تصادفی، بلکه اقدامی برنامهریزیشده بوده است. اما تلاشهایش برای پخش حقیقت توسط شبکه خبری که با منافع سیاسی همسو است، سرکوب میشود، و او از کار اخراج شده و منزوی میشود. سالها بعد، آمریتا گیل (راشی خانا)، روزنامهنگار جوان، گزارش مخفی سامار را کشف میکند و با او همکاری میکند تا توطئهای عمیق را افشا کند. فیلم به موضوعات حاشیهسازی روزنامهنگاری هندیزبان، تعصبات رسانهای، تأثیر سیاسی بر رسانهها، و مبارزه برای حقیقت در برابر فشارهای سیاسی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان ظرافت در روایت، نمایش یکجانبه، و زیرنویسهای ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ویکرانت مسی و راشی خانا، و دیالوگهای پرقدرت تحسین شدند، اما فیلم به دلیل ریتم کند، شخصیتپردازی سطحی، و رویکرد تبلیغاتی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «باشگاه تفنگ» یک اکشن-کمدی مالایالامی محصول هند به کارگردانی و فیلمبرداری عاشیق ابو و نویسندگی سیام پوشکاران، دیلیش کاروناکاران و سوحاس است. داستان در سال ۱۹۹۱ در منطقه وایاناد کرالا رخ میدهد و حول یک باشگاه تفنگ تاریخی میچرخد که توسط شکارچیان ماهری مانند کادوواچالیل آواران (دیلیش پوتان)، کوزیولی لوناپان (ویجایاراگاوان)، و دیگر اعضای خانواده اداره میشود. شاجاهان (وینیت کومار)، ستاره سینمایی که به دنبال ایفای نقش در فیلمی شکارمحور مشابه «مریگایا» است، برای آموزش به این باشگاه میآید. در همین زمان، زوجی به نامهای علی و نادیا (نادیا مویدو و پراسانت مورالی)، پس از کشتن تصادفی پسر یک فروشنده اسلحه بیرحم به نام دایاناند باره (آنوراگ کاشیاپ) در منگلور، به این باشگاه پناه میبرند. دایاناند و پسر دیگرش بهیرا (هانومانکایند) برای انتقام به باشگاه حمله میکنند، اما اعضای آن با مهارتهای تیراندازی و اتحاد خود مقاومت میکنند. فیلم با الهام از وسترنهای کلاسیک، ترکیبی از اکشن پرتنش مانند تیراندازی در راهروهای عمارت و طنز، از جمله گفتوگوهای طعنهآمیز بین آواران و دایاناند، ارائه میدهد و به موضوعات خانواده، وفاداری، و مبارزه برای بقا میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی ضعیف برای برخی نقشهای فرعی مانند اونیمایا پراساد و سورابی، و اوجگیری ضعیف در پایان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای دیلیش پوتان، آنوراگ کاشیاپ، هانومانکایند، و وانی ویسوانات، فیلمبرداری عاشیق ابو، و موسیقی رکس ویجایان تحسین شدند، اما فقدان پیچشهای داستانی و پایانبندی ساده مورد انتقاد قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «اما کوچولو» یک انیمیشن ماجراجویی-خانوادگی محصول مشترک آمریکا، چین، ایرلند و هند به کارگردانی لئو لوئیس لیائو و نویسندگی شان لمب، راجر چن و آلیس بلهارت است. داستان حول اما (با صدای ناتالی گریس)، دختر مینیاتوری که توسط والدین حیوانی بزرگ شده، میچرخد و در دنیایی پر از موجودات غولپیکر به دنبال کشف حقیقت درباره ریشههای انسانی خود است. اما که نمیداند چیست یا از کجا آمده، با دوستانی مانند نیوتن، لاکپشتی نابغه (بار توپاز)، و ادوارد ولف، دانشمندی (تراویس کلوئر) که سعی دارد ثابت کند اما چیزی فراتر از ظاهرش است، همراه میشود. او به جزیرهای مخفی از انسانهای مینیاتوری میرسد، اما این جزیره بهجای یک افسانه رویایی، رازهای نگرانکنندهای درباره گذشتهاش فاش میکند. فیلم به موضوعات هویت، تعلق، و شجاعت میپردازد و با انیمیشن رنگارنگ و طنز سبک، برای مخاطبان خانوادگی طراحی شده است. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «زوتوپیا» و «ابرقهرمانان کوچک»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی گریس و کلوئر و جلوههای بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان نوآوری، داستان قابلپیشبینی، و پیچشهای داستانی ضعیف مانند طرح شرورانهای که بهطور کامل توضیح داده نشد، نقد شد.