خلاصه داستان: فیلم «ام» به کارگردانی فریتز لانگ در سال ۱۹۳۱ با بازی پیتر لور در نقش اصلی، داستان هانس بکهرت قاتل سریالی کودکان در برلین دهه ۱۹۳۰ را روایت میکند؛ جایی که وحشت ناشی از جنایات او شهر را فرا گرفته و پلیس را به تکاپو میاندازد، اما در نهایت باندهای خلافکار شهر خود دست به تعقیب او میزنند تا نظم خود را حفظ کنند. این شاهکار اکسپرسیونیستی آلمانی با تصویربرداری خیرهکننده و عمق روانشناختی، تنش بیوقفهای را تا دادگاه نهایی قاتل پیش میبرد.
خلاصه داستان: فیلم ملانکولیا (۲۰۱۱) به کارگردانی لارس فون تریه، با بازی کریستن دانست در نقش جاستین و شارلوت گینزبورگ در نقش کلر، داستان دو خواهر را روایت میکند که در حالی که سیارهای عظیم و مرموز به نام ملانکولیا به سمت زمین نزدیک میشود و تهدید نابودی را به همراه دارد، با بحرانهای عاطفی، افسردگی و روابط خانوادگی پیچیده دست و پنجه نرم میکنند؛ جاستین که از افسردگی شدید رنج میبرد، به آرامش عجیبی در برابر آخرالزمان میرسد، در حالی که کلر هراسان از نابودی قریبالوقوع است.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن «مرغ با آلو» به کارگردانی مارجان ساتراپی و ونسان پارونو در سال ۲۰۱۱، داستان ناصرعلیخان، نوازنده ویولن برجسته ایرانی را روایت میکند که پس از گم شدن ویولن گرانبهایش و جدایی از همسرش، به یاد عشق جوانیاش فروغ میافتد و در ناامیدی کامل، تصمیم به مرگ میگیرد. این اثر بر اساس خاطرات شخصی ساتراپی ساخته شده و با بازی ماتئو آمالریک در نقش ناصرعلی، ماریا د مدرو در نقش فروغ، و ژرار دارمون در نقش پدر ناصرعلی، سفری احساسی به عمق عشق، حسرت و فرهنگ ایرانی را به تصویر میکشد و با ترکیبی از انیمیشن خیرهکننده و موسیقی سنتی، تماشاگران را مجذوب خود میکند.
خلاصه داستان: فیلم «الها» (Elles) به کارگردانی مالگورژاتا شوموفسکا در سال ۲۰۱۱، با بازی ژولیت بینوش در نقش آن، روزنامهنگار مجله معتبر الِ، روایتگر زندگی دو دانشجوی دختر به نامهای شارلوت (آنايس دموستييه) و آلوا (ژوزفين دو لا فالِز) است که برای تأمین هزینههای دانشگاه، به فاحشهگری روی آوردهاند. آن در حین مصاحبههای عمیق برای مقالهاش، با واقعیتهای تلخ و پیچیده زندگی این دختران روبرو میشود و این تجربیات، روابط شخصیاش با همسر نویسندهاش (کريستوف پيچينسکي) و فرزندانش را زیر سؤال میبرد و او را به سفری درونی برای کشف تمایلات سرکوبشده خود میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم وداع با عشق اول (۲۰۱۱) به کارگردانی میا هانسن-لوو با بازی لئا سیدو در نقش کامیل و گیوم گورو، داستان نوجوانی کامیل را روایت میکند که با دوست دوران کودکیاش سلین رابطه عاشقانهای عمیق برقرار میکند. پس از جدایی ناگهانی سلین به دلیل بیماری، کامیل تلاش میکند زندگی جدیدی بسازد، با مردی بزرگتر آشنا میشود و به عنوان معمار فعالیت میکند، اما بازگشت سلین از گذشته، او را دوباره به چالش میکشد و مرزهای عشق، فقدان و رشد شخصی را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم اسکارلت (۲۰۲۵) به کارگردانی پیر نینی با بازی آلوشا اشمیل در نقش اسکارلت، ژولیت بینوش و خود پیر نینی، داستانی علمی-تخیلی در جهانی پساآخرالزمانی در سال ۲۰۶۳ روایت میکند؛ جایی که موجودات فرازمینی به نام غارتگران، انسانها را تسخیر کرده و از طریق ایمپلنتهای عصبی کنترل میکنند. اسکارلت، دختری نوجوان با قدرتهای ذهنی فوقالعاده که از کنترل مصون مانده، همراه با برادر و دوستانش سفری حماسی را برای نجات بشریت آغاز میکند و با افشای رازهای تاریک گذشته والدینش، جنگی تمامعیار علیه مهاجمان را رهبری مینماید.
خلاصه داستان: فیلم درخت (۲۰۱۰) به کارگردانی جولی برتوچلی با بازی شارلوت گینزبورگ در نقش داون، مورگانا دیویس به عنوان سیمون و آدن یانگ در نقش پیتر، داستان خانوادهای را روایت میکند که پس از مرگ ناگهانی پدر در تصادف رانندگی، با چالشهای عاطفی و مالی دست و پنجه نرم میکنند؛ دختری هشتساله به نام سیمون باور دارد که روح پدرش در درخت عظیم حیاط خانه ساکن شده و ریشههای آن خانه را تهدید میکند، در حالی که مادر تلاش میکند خانواده را حفظ کند و با شریک جدید زندگیاش کنار بیاید، اما باورهای کودکانه سیمون زندگیشان را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: در فیلم ترسناک «تجلی» به کارگردانی تاد لینکلن محصول سال ۲۰۱۲، آشلی گرین و سباستین استن در نقش زوجی جوان به نامهای آنا و بن بازی میکنند که پس از شرکت در آزمایشی علمی برای احضار ارواح، با موجودی شیطانی و مرموز روبرو میشوند؛ این نیرو خانهشان را تسخیر کرده و با پدیدههای وحشتناکی چون درهای خودبهخود باز و بسته شونده و سایههای ترسناک، زندگیشان را به جهنم تبدیل میکند و آنها را وادار به جستجوی راهی برای رهایی میسازد.
خلاصه داستان: فیلم همه چیز خوب خواهد شد (۲۰۱۵) به کارگردانی ویم وندرس، داستان تام (جیم استورجس)، نویسندهای جوان را روایت میکند که در یک حادثه رانندگی تصادفی، پسرخوانده برادرش را از دست میدهد و با بار سنگین گناه و تلاش برای رستگاری، روابطش با سارا (ریچل مک آدامز)، مادر کودک، و دیگران را در طول سالها بازسازی میکند؛ این درام تأملبرانگیز با تصاویر خیرهکننده و روایتی غیرخطی، کاوشی عمیق در سوگ، بخشش و گذر زمان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم مستند «خودزندگینامه نیکولای چائوشسکو» (۲۰۱۰) به کارگردانی آندری اوجیکا، روایتی بینظیر از زندگی و حکومت ۲۴ ساله دیکتاتور رومانیایی نیکولای چائوشسکو است که بدون هیچ روایتی صوتی یا مصاحبهای، صرفاً با تدوین بیش از هزار دقیقه فیلم آرشیوی رسمی از خود او، تصویری خودساخته و پروپاگاندایی از صعود، قدرت و سقوطش ارائه میدهد و نگاهی عمیق به دوران کمونیستی رومانی میاندازد.