خلاصه داستان: تناشیوس دی در پیک سرنوشت (۲۰۰۶)، فیلمی کمدی-موزیکال به کارگردانی و نویسندگی لیام لینچ با بازی جک بلک و کایل گاس در نقشهای جیبی و کیجی، داستان دو دوست صمیمی و مشتاق موسیقی راک را روایت میکند که از دوران کودکی رویای تبدیل شدن به بزرگترین گروه راک جهان را در سر میپرورانند. جیبی که تحت تاثیر یک خواننده مشهور قرار گرفته، از خانه فرار میکند و با کیجی آشنا میشود؛ آنها گروه تناشیوس دی را تشکیل میدهند و در سفری دیوانهوار به دنبال پیک گیتار افسانهای «سرنوشت» که گفته میشود توسط شیطان ساخته شده، میافتند و با چالشهای خندهدار، رقابتها و ماجراجوییهای موسیقیایی روبرو میشوند تا به شهرت برسند.
خلاصه داستان: سریال «چیزی که مرا به یاد آورد» (۲۰۲۳) به کارگردانی کریستین زوبرت با بازیهای درخشان نینا گومیچ در نقش لیزا، مأمور پلیس تنها و مصمم، و رونالد زرفلد در نقش پیتر، مرد مرموزی که وارد زندگیاش میشود، داستانی نفسگیر از دوران پس از اتحاد آلمان در برلین ۱۹۹۰ روایت میکند؛ جایی که لیزا با کشف جسدهای زنان جوان وارد پروندهای پیچیده از قاتل زنجیرهای میشود و در حالی که روابط عاطفیاش با پیتر عمیقتر میگردد، شکهای فزایندهای نسبت به هویت واقعی او پیدا میکند و مرز میان عشق و خطر به شدت محو میشود.
خلاصه داستان: مونایج دیردریم (۲۰۲۲)، مستند ساخته برت مورگن، سفری نفسگیر و هنری به عمق زندگی دیوید بووی، اسطوره راک، است که با استفاده از بیش از ۴۰ ترابایت تصاویر آرشیوی نادر، مصاحبههای شخصی بووی و موسیقی ماندگارش، تصویری immersive از تحولات خلاقانه، بحرانهای شخصی و میراث جاودان او از دهه ۱۹۶۰ تا مرگش در ۲۰۱۶ ارائه میدهد و بدون روایتگر خارجی، دیدگاه خود بووی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مسابقه مرگ ۲ (۲۰۱۰) به کارگردانی روئل رینه، با بازی لوک گاس در نقش کارل لوکاس، شان بین، وینگ ریمز و دنی ترخو، پیشدرآمدی هیجانانگیز بر فیلم اصلی است که داستان زندانی سرسختی به نام کارل لوکاس را روایت میکند؛ او پس از کشته شدن شریکش در یک سرقت نافرجام، به زندان ترمینال آیلند فرستاده میشود و در مسابقه مرگبار «دث ریس» شرکت میکند. در این رقابت وحشیانه، زندانیان با ماشینهای مسلحانه و زرهپوش به مصاف یکدیگر میروند تا زنده بمانند و شانس آزادی به دست آورند، در حالی که مدیر زندان، جنسن امرس (شان بین)، از این رویداد برای کسب سود کلان استفاده میکند و لوکاس باید با مهارت رانندگی و شجاعتش بر رقبای خطرناک غلبه کند.
خلاصه داستان: جویی کوچولو (۲۰۱۹)، ساخته جسیکا هاوسنر با بازی امیلی بیچام در نقش آلیس وودارد، بن ویشاو، کری فاکس و دیلن گelic، داستان یک گیاهشناس را روایت میکند که در آزمایشگاهی پیشرفته، گیاهی مهندسیشده به نام جویی کوچولو با گلهای قرمز درخشان خلق میکند. این گیاه که قرار است افسردگی را درمان کند، با تولید گردهای مسری، باعث میشود افراد آلوده به آن وفاداری کاذب پیدا کنند و هویت انسانیشان را از دست بدهند؛ آلیس که پسرش را در برابر این تهدید حفظ میکند، درگیر مبارزهای روانی و اخلاقی برای نجات خود و اطرافیان از سلطه این موجود گیاهی میشود.
خلاصه داستان: فیلم ساقدوشا (۲۰۰۴) به کارگردانی کلود شابرول، با بازی بندیکت ماژیمل در نقش فیلیپ و لورا اسمت در نقش گریسلیدا، داستان جوانی به نام فیلیپ را روایت میکند که پس از ملاقات با ساقدوشای مرموز و جذاب خواهرش در عروسی، به سرعت عاشق او میشود؛ اما رابطه پرشورشان به تدریج به ورطه تاریکی فرومیرود و فیلیپ را درگیر جنایاتی هولناک و توهمات خطرناک میکند که مرز بین عشق و جنون را محو میسازد.
خلاصه داستان: فیلم رنجرهای آمریکایی (۲۰۱۷) به کارگردانی استیون کوئل با بازی جک هیوستون، سالیوان استپلتن و سلما هایک، داستان تیمی از نیروهای ویژه دریایی آمریکا (نیوی سیلز) را روایت میکند که در سال ۱۹۹۵ و پس از جنگ بوسنی در بالکان، مأموریت محرمانهای برای نجات محموله طلای بانک مرکزی کرواسی از اعماق یک دریاچه را بر عهده میگیرند، اما با گروهی از خلافکاران محلی و موانع غیرمنتظرهای روبرو میشوند که عملیات را به نبردی نفسگیر تبدیل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «لینگوئی، پیوندهای مقدس» (۲۰۲۱) به کارگردانی ماهامات-صالح هارون، داستان آمتو (با بازی آچوآخ آباکار سلیمان) را در چاد روایت میکند؛ زنی مسلمان و مطلقه که متوجه بارداری ناخواسته دختر نوجوانش آیدا (ریحانه خلیل علیو) میشود. در جامعهای محافظهکار که سقط جنین حرام و غیرقانونی است، آمتو با چالشهای اخلاقی، مذهبی و خانوادگی روبرو میشود و با کمک دوست صمیمیاش، شیوا، به دنبال راهی برای نجات دخترش میگردد، در حالی که پیوندهای مقدس خانوادگی را حفظ میکند و با فشارهای اجتماعی مبارزه مینماید.
خلاصه داستان: فیلم سابرینا (۱۹۵۴) به کارگردانی بیلی وایلدر با بازی آدری هپبورن در نقش سابرینا، هامفری بوگارت و ویلیام هولدن، داستان دختری به نام سابرینا فیرچیلد را روایت میکند که دختر راننده خانواده ثروتمند لارابی است و عاشق دیوید لارابی، پسر خوشگذران و بیمسئولیت خانواده، میشود. پس از ناکامی در جلب توجه او و تلاش برای خودکشی، پدرش او را به پاریس میفرستد تا طراحی مد بیاموزد؛ سابرینا با بازگشت به عنوان زنی زیبا و با اعتماد به نفس، نه تنها دیوید را مجذوب خود میکند، بلکه برادر بزرگتر و جدیتر او، لیندزی، نیز به او علاقهمند میشود و این رقابت برادرانه، روابط خانوادگی و عاشقانه را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «قطعاً، شاید» به کارگردانی آدام بروکس در سال ۲۰۰۸، با بازی رایان رینولدز در نقش ویل هیز، مردی مطلقه که برای دختر هشتسالهاش مایا (آبigail برسلین) سه داستان عاشقانه گذشتهاش را روایت میکند: رابطه پرشور با امیلا میلر (ایزلا فیشر)، عشق ایدئالیستی به سامانتا (ریچل وایز) و پیوند عمیق با آوریل (الیزابت بنکس). مایا با هیجان حدس میزند کدام زن مادرش است، در حالی که ویل با بازگشت عشق قدیمیاش لینا روبرو میشود و مجبور به بازنگری در انتخابهای زندگیاش میگردد؛ این کمدی رمانتیک دلنشین کاوشی هوشمندانه در پیچیدگیهای عشق، خیانت و شانس است.