خلاصه داستان: فیلم کوتاه «هتل دزایر» (Hotel Desire) که در سال 2011 به کارگردانی گوران راداکوویچ و تولید مشترک آلمان و اتریش ساخته شد، داستانی جذاب و کوتاه را روایت میکند. در این فیلم کوتاه، «آنت» با بازی سارا لورنس، پیشخدمت جوانی است که در یک هتل کار میکند. او در حین کار با مردی مرموز به نام «هانس» با بازی کریستف هرولد مواجه میشود که به نظر میرسد قصد دارد با پیشنهادی عجیب، زندگی حرفهای و شخصی او را تغییر دهد.
خلاصه داستان: فیلم «دندی ون» (Dear Wendy) در سال ۲۰۰۵ به کارگردانی توماس وینتربرگ و با بازی جیمی بل، بیلی کراودر و دنیس هپرن ساخته شده است. داستان درباره گروهی از جوانان در یک شهر کوچک صنعتی است که با ایجاد یک باشگاه مخفی حول محور یک تپانچه، به نام «وندی»، تلاش میکنند تا از یکنواختی و بیآیندگی زندگی خود فرار کنند. آنها با ایجاد آیینهای خاص و رفتارهای نمادین، سعی در ایجاد معنا و هویتی دستساز برای خود دارند، اما این تلاش آنها را به سمت تنشها و خشونتهای غیرمنتظرهای سوق میدهد که مرز بین واقعیت و خیال را در میانشان محو میکند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «ایمی و جاگوار» به کارگردانی فری ویرز در سال ۱۹۹۹ ساخته شده است. این درام تاریخی بر اساس داستانی واقعی در برلینِ زمان جنگ جهانی دوم روایت میشود و بازیگران اصلی آن ماریا شرایتر و جولیانه کوهلر هستند. داستان فیلم حول محور رابطه عاشقانه و پرخطر بین دو زن میگردد: یکی از آنها، «ایمی» (فروختگی)، یک منشی جوان در دفتر روزنامه نازی است و دیگری، «جاگوار» (لیلی)، یک زن یهودی که در پناهگاه زندگی میکند. این رابطه عاطفی در حالی شکل میگیرد که خطر دستگیری و مرگ، لحظهای آنها را رها نمیکند.
خلاصه داستان: فیلم «سیبهای آدم» (Adam's Apples) یک کمدی-درام سیاه و غریب به کارگردانی آندرز توماس یانسن در سال ۲۰۰۵ است. ایوان (با بازی مادس میکلسن)، یک کشیش جوان و خوشقلب، یک گروه از خلافکاران توبهکار از جمله آدم (با بازی اولریش تامسن) را در کلیسای خود میپذیرد. آدم که یک روانپریش خودمحور است، اصرار دارد که یک توبه واقعی انجام دهد و از ایوان میخواهد که یک گناه بزرگ را به او محول کند. ایوان که از گذشته تاریکی رنج میبرد، در ابتدا مقاومت میکند، اما در نهایت با ترکیبی از خشونت، دیوانگی و کمدی، آدم و گروهش را در مسیری ناخواسته قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «باربارا» داستان دکتری به نام باربارا را روایت میکند که از برلین شرقی به یک بیمارستان کوچک در حومه آلمان شرقی تبعید شده است. او که به دلیل درخواست برای مهاجرت مجازات شده، با بیاعتمادی به محیط جدید نگاه میکند و نقشه فرار به سوئد را میکشد. در این میان، رابطهاش با دکتر «آندریاس»، پزشکی که با وجود ظاهر سازگار، دلداده ماندهاست، پیچیدگیهای داستان را دوچندان میکند.
خلاصه داستان: فیلم «فرشتگان شیطانی» (Heavenly Creatures) به کارگردانی پیتر جکسون در سال ۱۹۹۴ ساخته شد. در این فیلم کیت وینسلیت و ملانی لینسکی در نقش دو دختر نوجوان نیوزلندی به نامهای جولی و پالین بازی میکنند که دوستیشان به دلیل تخیلات شدید و وابستگی عاطفی عمیق، به جنایتی هولناک منجر میشود.
خلاصه داستان: در سال 2013، آرنو دپلشن فیلم «قیام: افسانه مایکل کولهااس» را با بازی درخشان میکائیل هانکه در نقش اصلی کارگردانی کرد. داستان فیلم که بر اساس واقعهای تاریخی و رمانی مشهور نوشته شده، روایتگر بازرگانی اسب به نام مایکل کولهااس است که در قرن شانزدهم آلمان زندگی میکند. وقتی دو اسب او توسط یک اشرافزاده به زور گرفته میشود و حقش پایمال میشود، او برای احقاق حق به دادگاه شکایت میبرد اما با بیعدالتی و فساد دستگاه قضایی روبرو میشود. این بیعدالتی، کولهااس را از یک مرد مسالمتآمیز به یک رهبر شورشی تبدیل میکند که برای عدالت و احقاق حق خود دست به قیامی بزرگ میزند.
خلاصه داستان: فیلم هانا آرنت در سال 2012 به کارگردانی مارگارته فون تروتا ساخته شد. این اثر زندگی فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی-آمریکایی، هانا آرنت را روایت میکند که برای پوشش خبری محاکمه آیشمن در اورشلیم به اسرائیل سفر میکند. او در این محاکمه با مفهوم «پوچی شر» مواجه میشود و تلاش میکند تا با تحلیلهای عمیق خود، جهانیان را با این ایده خود که شر میتواند بدون قصد و نیت شیطانی رخ دهد، آشنا کند. اما این نظریه جنجالی با واکنشهای تندی از سوی محافل دانشگاهی و یهودیان روبرو میشود و هانا آرنت را در مرکز یک بحران شخصی و فکری قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «خوشحال مثل لازارو» به کارگردانی آلیچه رورواکر در سال 2018 ساخته شده است. داستان در روستایی دورافتاده به نام اینویتاتا جریان دارد که جوانی ساده و معصوم به نام لازارو (با بازی آدریانو تاردیولی) در آن زندگی میکند. او با دیگر اهالی روستا که به سبک قرون وسطایی کشاورزی میکنند، همراه است. لازارو با دوستی با تانکری (با بازی نکو سیکورلو) که پسر اشرافزادهای به نام مارکیس است، وارد دنیایی میشود که در آن مرز بین خوبی و سادگی، و واقعیت و خیال محو میشود. این فیلم که در جشنواره کن 2018 برنده جایزه بهترین فیلمنامه شد، روایتی جادویی و اجتماعی از تناقضات سرمایهداری و معصومیت انسانی است.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «تصادف» محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی پل هگیس و بازیگرانی چون ساندرا بولاک، دان چیدل و مت دیلون است. داستان این فیلم در لس آنجلس رخ میدهد و به بررسی تنشهای نژادی و اجتماعی در جامعه آمریکا میپردازد، جایی که زندگی چندین شخصیت از طبقات و نژادهای مختلف در یک تصادف رانندگی به هم گره میخورد.