خلاصه داستان: فیلم "ضعف" دربارهی پدر جنونی است که معتقد است خدا به او دستور کشتن افراد شیطانی را داده است. او با کمک دو فرزندش، این قتلها را انجام میدهد. داستان از زاویهی دید پسر بزرگتر روایت میشود که بعدها به عنوان کشندهی سریالی شناخته میشود. فیلم با ساختار غیرخطی و پر از جزئیات مرموز، بین گذشته و حال سرگردان میشود و تماشاگر را در شک و تردید نسبت به واقعیت و خیال، نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشجویان دانشکده هنر در حال آمادهسازی یک فیلم کوتاه هستند. آنها تصمیم میگیرند تا در یک اتاق قدیمی و ترک شده فیلمبرداری کنند. اما به محض ورود به آنجا، اتفاقات عجیب و غیرقابل تفسیری رخ میدهد. آینههای اتاق نقش مهمی در این اتفاقات ایفا میکنند و به نظر میرسد که آنها چیزی را بازتاب میدهند که واقعاً وجود ندارد. دانشجویان به تدریج متوجه میشوند که آینهها در واقع درهایی به دنیای دیگری هستند و آنها باید راز این آینهها را کشف کنند تا بتوانند از این اتاق نجات یابند.
خلاصه داستان: مارلین، دختری جوان که از یک فرقه مذهبی فراری شده، خود را در یک خانه درهای در معزل در آلمان نازینشین در سال 1938 مییابد. او در حالی که از جستجویش برای فرار از گذشتهاش میکوشد، با یک خرس بزرگ و خطرناک مواجه میشود که او را به یک بازی مرگبار وارد میکند. در طول این داستان سورئالیستی، مارلین باید با ترسها و خطراتی که در این خانه مرموز حضور دارند، مقابله کند تا بتواند از این محیط مرگبار فرار کند.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک در کالیفرنیا، یک گروه از جوانان در حال تمرین برای مسابقه دوچرخهسواری هستند. اما زندگی آنها به طور ناگهانی تغییر میکند وقتی یکی از اعضای گروه به طور مرموزی ناپدید میشود. در حالی که آنها به دنبال دوست خود هستند، رازهایی در زندگی خودشان و در شهر آشکار میشود که باعث میشود آنها به درک عمیقتری از روابط و مسئولیتها در زندگی دست یابند.
خلاصه داستان: در دنیای برنامههای کودکان تلویزیونی، رینجو روز (روبین ویلیامز) بازیگر محبوبی است که با سرکوب شدن از سریالش به دلیل فساد اخلاقی، جای خود را به شای ربینشتاین (ادوارد نورتون) - یک نوپا با اخلاق سرشار از خوبی - میدهد. شای با نام «سموچی» به عنوان یک شخصیت سبزرنگ و مثبت شروع به کار میکند، اما به زودی درگیر توطئههای رینگو برای انتقام و فساد درون صنعت تفریحی میشود. این کمدی تلخ، به همراه کاترین کینر و جان استوارت، به طنز تلخی از دنیای سطحی و فاسد برنامههای کودکان میپردازد.
خلاصه داستان: یک زن مرموز از طریق تلفن با شخصی تماس میگیرد و او را مجبور میکند تا در یک توطئه بزرگ و خطرناک مشارکت کند. این زن به نظر میرسد تمام جنبههای زندگی او را تحت کنترل دارد و او را به یک بازی مرگبار وادار میکند. با گذشت زمان، این فرد متوجه میشود که او در یک شبکه بزرگتر از جاسوسی و خیانت درگیر شده است و باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد در این بازی خطرناک ادامه دهد یا نه.
خلاصه داستان: در یک دنیای پس از فاجعه، یک خانواده به دلیل آتشسوزی در منزل خود، مجبور به مهاجرت به روستای دور افتادهای میشوند. اما وقتی به آنجا میرسند، میفهمند که روستا خالی از سکنه است و تنها چند نفر باقی ماندهاند که در حال کشمکش برای زنده ماندن هستند. در این شرایط سخت، خانواده باید با خطرات طبیعی و انسانی روبرو شوند و تلاش کنند تا جایی برای زندگی پیدا کنند. در حین این ماجرا، روابط بین افراد تغییر میکند و انسانیت در معرض آزمایش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان در حال فرار از یک گروه خطرناکی هستند که به دنبال یک کتاب اسرارآمیز هستند. آنها مجبور میشوند در یک منزل ترسناک در جنگل پناه بگیرند، جایی که آنها با یک روح شرور مواجه میشوند که به دنبال انتقام است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۹، فلورنس گرین، یک بیوهزن جوان، تصمیم میگیرد تا یک کتابفروشی در شهر کوچک هاردبورو در ساحل نورفک باز کند. با وجود مخالفتهای محلی، وی موفق میشود کتابفروشی را راه بیندازد و به تدریج محبوبیت میگیرد. اما زندگی او با وقوع اتفاقاتی درگیر میشود که باعث تغییر در مسیر زندگیاش میشود.
خلاصه داستان: Carlos یک سریال بیوگرافیای دربارهٔ کارلوس تفیلینگر، یکی از معروفترین تروریستهای بینالمللی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ است. سریال به زندگی و فعالیتهای این تروریست آلمانیتبار میپردازد که در ارتباط با جنبشهای چپگرای مختلف و سازمانهای تروریستی فلسطینی فعالیت میکرد. کارلوس به دلیل عملیاتهایی مانند اشغال سفارت فرانسه در کشاکش ۱۹۷۵ به شهرت جهانی رسید و به یکی از موردنفرتترین شخصیتهای جهان تبدیل شد. سریال به تفصیل زندگی شخصی و سیاسی او را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه او از یک فعال سیاسی جوان به یک تروریست بینالمللی تبدیل شد.