خلاصه داستان: پیر (پیر دلاژ) مردی میانسال و تنها است که در پاریس زندگی میکند. او که به تازگی از همسرش جدا شده، به دنبال آغازی تازه به جزیره کورس میرود. در آنجا، او با الیس (آدری توتو)، زنی جوان و رازآلود آشنا میشود و به سرعت مجذوب او میگردد. اما این رابطه عاشقانه به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود زیرا پیر متوجه میشود که الیس دارای یک گذشته پرآشوب و خطرناک است و او را در مسیری از درگیریها و خشونت قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «دِد اِند» (Dead End) که در سال 2003 منتشر شد، داستان خانوادهای را روایت میکند که در شب کریسمس، برای رسیدن به مهمانی، مسیر کوتاهتری را انتخاب میکنند اما به سرعت متوجه میشوند که این جاده، یک جاده مرگبار و نفرینشده است که آنها را در یک حلقه زمانی گرفتار کرده و با صحنههای وحشتناک و ترسناکی روبرو میکند که هرگز به پایان نمیرسد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۲، پروفسور بازنشستهای به نام «پروفسور» که از تنهايی رنج میبرد، به آپارتمانی در رم نقل مکان میکند. او به زودی با گروهی از افراد عجیب و غریب از جمله یک پروستیتوته به نام «چیچی»، یک دوستپسر جوان به نام «لئو»، و یک زن جوان به نام «والری» آشنا میشود. این افراد که به دنبال پناهگاهی برای خود هستند، به تدریج آپارتمان پروفسور را اشغال میکنند و زندگی او را برای همیشه تغییر میدهند. فيلم «مکالمه» (Conversation Piece) به کارگردانی لینو ویسکونتی، داستانی عمیق از تنهایی، ارتباطات انسانی و تضادهای طبقاتی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «کوکو پیش از شانل» داستان واقعی زندگی گابریل شانل را روایت میکند که از یک یتیمخانه فقیرانه در فرانسه آغاز شد. او که با نام مستعار «کوکو» شناخته میشود، در جوانی به عنوان خیاط و خواننده در کافههای شبانه کار میکند تا اینکه با پولداری به نام اتین بالسان آشنا میشود. این آشنایی زمینهای فراهم میکند تا او استعداد ذاتی خود در طراحی لباس را کشف کند و با ایدههای نوآورانهاش که از لباسهای مردانه الهام گرفته، انقلابی در دنیای مد به پا کند و به یکی از بزرگترین امپراتوریهای فشن تاریخ تبدیل شود.
خلاصه داستان: فیلم «مرد قلب آهنین» داستان رینهارد هایدریش، سیاستمدار و یکی از معماران اصلی هولوکاست در رژیم نازی را روایت میکند. در سال ۱۹۴۲، پس از آنکه مشخص میشود هایدریش به دستور هیتلر قصد دارد طرح «راه حل نهایی» را برای نابودی یهودیان اجرا کند، متفقین یک گروه از نیروهای ویژه چک را به پراگ اعزام میکنند تا او را ترور کنند. این ماموریت که با حمایت سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا انجام میشود، به یکی از پیچیدهترین و خطرناکترین عملیاتهای ترور سیاسی در تاریخ تبدیل میشود.
خلاصه داستان: گل اسرار من داستان زنی به نام لئو را روایت میکند که در سال ۱۹۹۵ در مادرید زندگی میکند. او نویسندهای موفق در ژانر رمانهای عاشقانه است، اما در زندگی واقعی خود با بحران عاطفی عمیقی دست و پنجه نرم میکند. لئو به تازگی از شوهرش، آرتورو، که یک دیپلمات است جدا شده و این جدایی او را به شدت آزار میدهد. او در تلاش برای کنار آمدن با این احساسات، به دوستان و خانوادهاش پناه میبرد، اما هیچکس نمیتواند درد او را درک کند. در این میان، یک پزشک ارتش به نام آنخل وارد زندگی او میشود و لئو را با دنیایی از احساسات صادقانه و بیریا آشنا میکند. او باید بین دنیای خیالی که در رمانهایش میسازد و واقعیت تلخ و شیرین زندگی خود یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی قلعه داستان خانوادهای را روایت میکند که در حاشیه فرودگاه ملبورن در استرالیا زندگی میکنند. این خانواده با روحیهای بالا و باوری راسخ به ارزشهای خانوادگی، در برابر برنامه توسعه فرودگاه که منجر به تخریب خانهشان میشود، مبارزه میکنند. آنها با استفاده از قوانین پیچیده و عجیب، سعی دارند حق خود را در دادگاه به دست آورند و از سرنوشت محتوم خانهشان جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: پل فرهنا و روبر ساکاردی، دو گانگستر جوان و جاهطلب، در مارسی دهه ۱۹۳۰ با هم آشنا میشوند و به سرعت تبدیل به دوستان صمیمی و شرکای کاری میگردند. آنها با هم متحد شده و با استفاده از زور، خوشتیپی و جذابیت ذاتی خود، به سرعت در دنیای زیرزمینی شهر پیشرفت میکنند و کنترل کسبوکارهای غیرقانونی را به دست میگیرند. این دوستی عمیق و همکاری موفق آنها باعث میشود تا به اوج قدرت برسند و تمام رقبای خود را از سر راه بردارند. اما در این دنیای خشن و پر از خیانت، وفاداری و دوستی دائماً تحت آزمایش قرار میگیرد و دیر یا زود باید بهای موفقیت خود را بپردازند. این فیلم جنایی کلاسیک محصول سال ۱۹۷۰ به کارگردانی ژاک دری است و آلن دلون و ژان پل بلموندو، دو ستاره بزرگ سینمای فرانسه، در نقشهای اصلی درخشش دارند.
خلاصه داستان: «ونوس سیاه» (ونوس نوآر) به کارگردانی عبدالطیف کشیش محصول سال ۲۰۱۰، روایتگر زندگی واقعی سارا بارتمن، زنی از قبیله خویخوی در آفریقای جنوبی است که در اوایل قرن نوزدهم به اروپا برده شد و به دلیل ویژگیهای فیزیکی خاصش به عنوان «ونوس هوتنتوت» در نمایشهای عجایب به نمایش گذاشته شد. یاکو بوچمن در نقش اصلی، رنج و تحقیر این زن را به تصویر میکشد که از سوی مردان سفیدپوست، از جمله یک پزشک بریتانیایی و یک مربی سیرک فرانسوی، مورد بهرهکشی قرار میگیرد. فیلم که در جشنواره ونیز به نمایش درآمد، نگاهی بیپرده به تاریخ استعمار، نژادپرستی و شیءانگاری بدن زنان سیاهپوست دارد و سفر دردناک سارا از کرانههای آفریقا تا دربار فرانسه را دنبال میکند. این اثر قدرتمند، پرسشهای عمیقی درباره هویت، آزادی و کرامت انسانی در مواجهه با بربریت تمدن غربی مطرح میکند.