خلاصه داستان: فیلم «جاده مالهالند» به کارگردانی دیوید لینچ، داستان زنی جوان به نام بتی الدام را روایت میکند که برای رسیدن به رویای بازیگری به لسآنجلس میآید. او در خانه عمهاش با دختری به نام ریتا که دچار فراموشی شده، آشنا میشود و تلاش میکند تا هویت گمشده او را کشف کند. در این میان، داستانهای پیچیده و توهمگونهای از جمله ماجرای یک کارگردان سینما و همسرش، و داستان یک قاتل، در هم میآمیزند و بیننده را به سفری روانشناختی و رازآلود میبرند که در نهایت همه چیز به یک کابوس شبانه ختم میشود.
خلاصه داستان: در فیلم «آقای بین در تعطیلات»، آقای بین برای اولین بار به یک سفر تابستانی به جنوب فرانسه میرود تا از آفتاب و دریا لذت ببرد. او در طول مسیر با پسری به نام امیل و پدرش آشنا میشود و بهطور ناخواسته باعث جدایی آنها از هم میشود. حالا آقای بین باید با همان شیوههای عجیب و غریب و البته خندهدار خود، راهی برای پیدا کردن امیل و جبران اشتباهش پیدا کند.
خلاصه داستان: پس از وقایع فیلم قبلی، جیمز باند مأموریت مییابد تا یک محموله از موشکهای ماهریکر را که از یک کشتی بریتانیایی به سرقت رفته، ردیابی کند. تحقیقات او او را به سمت میلیاردری خیریه به نام هوگو دراکس میکشاند که در تلاش برای ساختن یک جامعه ایدهآل در فضا است. باند با همکاری دکتر هالی گودهد، کارمند ناسا، درمییابد که دراکس قصد دارد با پرتاب یک کشتی فضایی، نسل بشر را با گازی کشنده از بین ببرد و نژاد برگزیده خود را در فضا مستقر کند. باند باید با نابودی سلاحهای شیمیایی و سفینه فضایی دراکس، نقشههای شیطانی او را خنثی کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «داییجان» (My Uncle) در سال ۱۳۴۷ روایت میشود و ماجراهای مردی به نام اسداللهخان را که یک داییجان سنتی و مقرراتی است، دنبال میکند. او که به تازگی از خارج به ایران بازگشته، تلاش میکند با اعمال سختگیریهای خود، زندگی خانواده برادرزادهاش را که در غیاب او به سبک جدید و مدرن درآمده، به نظم و انضباط آنچنانی که میپسندد درآورد. این تقابل سنت و مدرنیته، موقعیتهای کمدی و جالبی را خلق میکند که در نهایت منجر به تغییر رویکرد داییجان میشود.
خلاصه داستان: فیلم مامبوی هزاره (Millennium Mambo) به کارگردانی هو شیائو-هسien در سال 2۰۰۱، داستان دختری به نام ویکی را روایت میکند که در تایپه درگیر رابطهای عاشقانه و پرتنش با جک، دوستپسر خشنش، است. او در این میان با دوستپسر سابق جک، هائو، آشنا میشود و این آشنایی، سرآغاز تحولی عمیق در زندگی ویکی میشود. داستان در فضایی از موسیقی تکنو، شبزندهداریها و جستجوی معنا در میانهی جامعهی مدرن تایوان روایت میشود.
خلاصه داستان: Memoirs of an Invisible Man در سال 1992، داستانی کمدی-علمی-تخیلی را روایت میکند که در آن نویسندهای به نام نیک هالووی (با بازی چویتال اجیوفور) بهطور تصادفی در یک آزمایش علمی نامرئی میشود. او که اکنون توسط یک سازمان دولتی مخفی به رهبری دکتر برنارد وینکل (با بازی جان پالیتو) تحت تعقیب است، برای زنده ماندن و بازگرداندن حالت عادی خود تلاش میکند. در این میان، او با زنی به نام آلیس مونتگومری (با بازی داریل هانا) رابطهای عاطفی برقرار میکند که تنها کسی است که به وجود او اعتماد دارد و تلاش میکند تا از او در برابر تعقیبکنندگانش محافظت کند.
خلاصه داستان: مسان داستان زندگی دو جوان در شهر بنارس هند را روایت میکند که در سال ۲۰۱۵ با چالشهای سنتهای دیرینه، فساد و عشق روبرو میشوند. داستان اول درباره دختری است که پس از یک رابطه پنهانی، درگیر یک پرونده جنایی میشود و داستان دوم درباره پسری است که در کنار رود گنگ به کار مشغول است و برای فرار از فقر و طبقه اجتماعی خود تلاش میکند. این دو خط داستانی در نهایت به هم پیوند میخورند و تصویری از زندگی در هند معاصر ارائه میدهند.
خلاصه داستان: در یک روستای دورافتاده در اندونزی، مارلینا که به تازگی همسرش را از دست داده، در خانهاش تنها زندگی میکند. گروهی از مردان به رهبری موسی به خانه او یورش میبرند و با تهدید و خشونت قصد دارند اموالش را تصاحب کنند. مارلینا با ترکیبی از زیرکی و شجاعت، نقشهای برای دفاع از خود و مجازات متجاوزان طراحی میکند. او در اقدامی غافلگیرکننده، موسی را به قتل میرساند و سر بریده او را به عنوان هشدار به دیگران نشان میدهد. این اقدام، آغاز سفری طولانی و پرماجرا برای اوست، جایی که باید با عواقب اعمالش و جستجوی عدالت در سیستمی ناکارآمد دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: فیلم «مانون بهار» دنبالهای بر فیلم «ژان دو فلورت» است. در این فیلم، مانون، دختر یوگان، که اکنون به زنی جوان و زیبا تبدیل شده، پس از سالها انتقام پدرش را از خانواده سارتین میگیرد. او با استفاده از زیبایی و هوش خود، پسر خانواده، سیپرین، را شیفته خود میکند و باعث نابودی آنها میشود.
خلاصه داستان: مرد شو! داستان یک زن مجرد به نام نانسی است که در یک قرار کور با مردی به نام جک شرکت میکند، اما به اشتباه به جای او، با مردی به نام هوگان آشنا میشود. این اشتباه منجر به یک ماجراجویی عاشقانه و کمدی در لندن میشود که در آن نانسی و هوگان با چالشها و شگفتیهای غیرمنتظرهای روبرو میشوند.