خلاصه داستان: Álex, uma jovem intersexo de 15 anos, vive com os pais em uma vila costeira remota no Uruguai. Quando um casal de amigos de Buenos Aires vem visitá-los com o filho adolescente Álvaro, os pais de Álex esperam que Álvaro possa ajudar a jovem a explorar sua sexualidade. No entanto, a situação se torna mais complexa quando Álex e Álvaro desenvolvem uma conexão emocional e física, desafiando as expectativas e preconceitos de ambos os lados. O filme explora temas de identidade de gênero, sexualidade e aceitação, enquanto Álex luta para encontrar seu lugar no mundo e definir sua própria identidade.
خلاصه داستان: در دهه 1970، فرانک مورایتی، مردی سختگیر و بیتاب، با خانوادهاش در شهری کوچک زندگی میکند. او با مشکلات روزمره، کار و خانواده سر و کله میزند و تلاش میکند رابطهاش با همسر و فرزندانش را حفظ کند. در این سریال کمدی-درام، خانواده مورایتی با موقعیتهای طنزآمیز و چالشهای زندگی روزمره روبرو میشوند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۲۰، کانتی لدی چترلی با همسرش، سرهنگ چترلی، ازدواج میکند. پس از جنگ جهانی اول، سرهنگ چترلی به دلیل مجروحیت از کمر به پایین فلج میشود و دیگر قادر به انجام عمل جنسی نیست. کانتی که در تپههای دور افتادهای در یورکشایر زندگی میکند، به دنبال احساسات و عشق واقعی است. او با اولیور میلورز، یک باغبان جوان و زندگیپرشور، آشنا میشود و عشقی عمیق و احساسی بین آنها شکل میگیرد. این رابطه ممنوعالعاده باعث ناامنی و درگیریهایی در زندگی کانتی میشود و او مجبور میشود بین وفاداری به همسرش و عشقش به اولیور انتخاب کند.
خلاصه داستان: در این فیلم، پسر خاموش و منزوی از جامعه به دلیل یک راز خانوادگی در گذشته، با پدرش که به دنبال درک و نزدیکی به اوست، درگیر میشود. در حالی که پدر تلاش میکند راز پسرش را کشف کند، او به تدریج به درون دنیای پنهان و دردناک پسرش راه مییابد که میتواند روابط خانوادگی را به هم بریزد.
خلاصه داستان: دو دختر جوان در یک شهر کوچک در آمریکا با خشونت جنسی مواجه میشوند و تصمیم میگیرند با انتقامگیری خونین از آزاردهندگان خود شوند. در این مسیر، آنها به یک سری قتلهای وحشتناک دست میزنند و شهر را به یک صحنه ترس و وحشت تبدیل میکنند. این فیلم ترکیبی از ژانرهای ترسناک و انتقام است که به خشونت و آسیبهای روانی ناشی از آن میپردازد.
خلاصه داستان: در سال 1968، پس از اعتراضات دانشجویی در پاریس، فرانسوا، یک شاعر جوان، با لیلا، یک رقاص، رابطه عاشقانهای برقرار میکند. آنها در یک آپارتمان کوچک با دوستان ضد فرهنگی خود زندگی میکنند و درگیر فعالیتهای سیاسی و فرهنگی میشوند. با گذشت زمان، تضادهای ایدئولوژیک و شخصی بین آنها و دوستانشان آشکار میشود و روابط آنها به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: فرانک مارتین، یک راننده حرفهای، برای انجام آخرین ماموریت خود به اوکراین میرود تا دختری را که به عنوان گروگان گرفته شده به مقصد برساند، در حالی که مجبور است با یک بمب موقت روی بدنش زندگی کند.
خلاصه داستان: لوکا، یک دختر ۱۹ ساله آمریکایی، برای اولین بار پس از مرگ مادرش به ایتالیا سفر میکند. او به دنبال کشف هویت پدر زیستی خود است که تنها با یک عکس از دوران جوانی مادرش آشنا است. در این سفر، لوکا با خانواده دوست مادرش آشنا میشود و در معرض تجربیات جدیدی قرار میگیرد که باعث تغییرات عمیقی در زندگی او میشود.
خلاصه داستان: در داستان «داستان سرطان دریایی»، راهبی به نام لوکا در یک روستای ایتالیایی در قرن نوزدهم، عاشق دختری به نام تیا میشود. با وجود مخالفت پدر تیا، لوکا و تیا عاشق هم میشوند و تصمیم میگیرند فرار کنند. لوکا به دنبال گنجی اسطورهای میرود تا بتواند با تیا زندگی کند. در سفر طولانی و پرماجرای خود، لوکا با چالشهای زیادی مواجه میشود و در نهایت به جزیرهای دور افتاده میرسد که در آنجا با یک سرطان دریایی بزرگ مواجه میشود. این مواجهه سرنوشت لوکا را تغییر میدهد و او را به سفری عجیب و غیرمنتظره میبرد.