خلاصه داستان: ویکتور گارنیر بر اثر یک سرمایه گذاری نادرست در بانکی که روبروی مغازه اش است تمام سرمایه خود را از دست میدهد و به ناچار تصمیم میگیرد از مغازه خود یک تونل به طرف بانک بزند…
خلاصه داستان: آقای پتزلا صاحب یک مغازه لباس فروشی بسیار گران قیمت است. او پرداخت مالیات را درست نمیداند و نمیخواهد آن را پرداخت کند،بنابراین او یک مشاور مالیاتی را استخدام میکند تا بتواند مالیاتش را پرداخت نکند.
خلاصه داستان: داستان از آنجا آغاز میشود که در مناطق شمالی زمین، در «کی رونا» در داخل مدار شمالگان و در دوردستهای شمال کشور سوئد، مردی به بالهای یک هلیکوپتر متصل شده. وقتی هلیکوپتر روشن میشود و پرههای آن آغاز به چرخیدن میکند نیروی گریز از مرکز خون را با فشار زیاد به سر مرد میکوبد و نیرو به حدی شدید است که جمجمهی مرد متلاشی میشود و تکههای آن در کوهستان پاشیده میشود. پس از این قتل وحشیانه «کاینا زادی» یک افسر پلیس فرانسوی برای تحقیق دربارهی این قتل به آنجا سفر میکند. در این تحقیقات، «آندرس هارنسک» (با بازی گوستاو هممارستین)، که از قبایل «سامی» اسکاندیناوی است، هم به «کاینا» کمک میکند. در ادامه با کشف چند مورد دیگر قتل، «کاینا» و «آندرس» متوجه میشوند که با یک قاتل زنجیرهای بیرحم روبرو هستند و اینکه این قتلها به شکل اسرارآمیزی با یک توطئهی سری مرموز ده ساله مرتبط است که حالا جان بسیاری ساکنان آنجا را تهدید میکند.
خلاصه داستان: پسر؛ فیلمی درام به کارگردانی فلوریان زلر و بازیگری هیو جکمن و ونسا کربی است. داستان درباره مردی به نام پیتر است که متوجه میشود فرزندش از افسردگی رنج میبرد و به تازگی ترک تحصیل کرده است…
خلاصه داستان: این فیلم در مورد مردی به نام لارگو وینچ است که پس از ربوده شدن پسر 15 سالهاش از نظر روحی ویران شده است. در این میان لارگو متوجه میشود که این اتفاق با شکست امپراطوری تجاری او مرتبط است و اگر بتواند افرادی را که باعث ورشکستگیاش شدهاند پیدا کند، امکان دارد دوباره پسرش را ببیند و…
خلاصه داستان: آل و الکس بعد از پانزده سال زندگی مشترک، به جای اینکه با ناراحتی از هم جدا بشن، تصمیم گرفتن با یه جشن بزرگ این اتفاق رو جشن بگیرن. این کارشون همه رو متعجب کرد.
خلاصه داستان: فیلم سن اومر؛ در مورد راما، رماننویسی است که در دادگاه لارنس کولی، زن جوانی که متهم به قتل دختر 15 ماهه خود است، شرکت میکند. اما شهادت شاهدان و همچنین سخنان لارنس، به زودی اعتقادات راما را متزلزل میکند و…
خلاصه داستان: یک صبح خوب؛ فیلمی درام به کارگردانی میا هانسن-لووه و نقش آفرینی لئا سیدو است. داستان درباره جوانی به نام ساندرا است که فرزند 8 ساله خود را به تنهایی بزرگ میکند. در این میان ساندرا مرتبا به ملاقات پدر بیمارش میرود و در تلاش برای پیدا کردن یک خانه سالمندان مناسب است…