خلاصه داستان: فیلم «بریجت جونز: دیوانه پسر» یک کمدی رمانتیک است که بر اساس رمان هلن فیلدینگ ساخته شده. بریجت جونز (رنه زلوگر)، اکنون بیوه و مادر دو فرزند، چهار سال پس از مرگ همسرش مارک دارسی در یک ماموریت بشردوستانه، تلاش میکند زندگی و عشق را از نو آغاز کند. او با حمایت دوستان وفادارش و حتی معشوق سابقش، دنیل کلیور (هیو گرانت)، به دنیای دوستیابی مدرن و اپلیکیشنها قدم میگذارد. بریجت بین دو خواستگار گرفتار میشود: راکستر (لئو وودال)، یک مرد جوان پرشور، و آقای والاکر (چیوتل اجیوفور)، معلم علوم پسرش که شخصیتی جدیتر دارد. این فیلم با طنزی شیرین، نوستالژی و عمق احساسی، داستان غم، استقامت و شروعی دوباره را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «بازگشت» یک درام تاریخی به کارگردانی اوبرتو پاسولینی است که بر اساس بخشهای پایانی ادیسه هومر ساخته شده. ادیسه (رالف فاینز)، پس از ۲۰ سال دوری و جنگ تروآ، خسته و ناشناخته به سواحل ایتاکا بازمیگردد. پادشاه که دیگر جنگجوی نیرومند گذشته نیست، با زخمهای جسمی و روانی، متوجه میشود که همهچیز در قلمروش تغییر کرده. همسرش پنهلوپه (ژولیت بینوش) در خانه خود زندانی خواستگارانی است که برای تاجوتخت رقابت میکنند. پسرشان تلماخوس (چارلی پلامر) نیز در خطر مرگ توسط این خواستگاران قرار دارد که او را مانعی برای اهدافشان میبینند. ادیسه باید نیروی درونی خود را باز یابد تا خانواده و قلمروش را بازپس گیرد. این فیلم که در جشنواره تورنتو ۲۰۲۴ اکران شد، با بازیهای قدرتمند فاینز و بینوش و تمرکز بر آسیبهای روانی پس از جنگ، بهجای اساطیر، داستانی انسانی و عمیق ارائه میدهد، هرچند برخی آن را به دلیل ریتم کند نقد کردهاند.[
خلاصه داستان: میرا در اواخر دهه 40 سالگی خود، حدود 20 سال را در پاریس زندگی کرده است. او که به تازگی از همسر فرانسوی خود جدا شده، تصمیم میگیرد به دیدار دوستان قدیمی خود در کره برود. زمانی که اوقات خوشی را با دوستانش میگذراند به دستشویی میرود و پس از برگشت متوجه مشود که به 19 سال قبلا بازگشته…
خلاصه داستان: اونی لکومت، فیلمساز فرانسوی-کره ای با الهام از دوران کودکی خود، سفر احساسی یک دختر کوچک که پدرش او را در یک پرورشگاه رها کرده را بازگو می کند.
خلاصه داستان: چهار نوازنده بیگانه با استعداد توسط یک تهیه کننده رکورد ربوده شده اند که آنها را به عنوان انسان مبدل می کند و آنها را مجدداً برنامه ریزی کرده اند تا هویت واقعی خود را فراموش کنند و پاپ شرکت های بی روح را به عنوان Crescendolls بازی کنند.
خلاصه داستان: فیلم «اتاق کناری» (به اسپانیایی: La habitación de al lado) یک درام اسپانیایی به کارگردانی و نویسندگی پدرو آلمودوار در اولین تجربه بلند انگلیسیزبان اوست که بر اساس رمان «آنچه از سر میگذرانی» نوشته سیگرید نونز ساخته شده است. داستان درباره اینگرید (جولیان مور)، نویسنده رمانهای خودزندگینامهای، و مارتا (تیلدا سوینتون)، گزارشگر جنگی مبتلا به سرطان پیشرفته، است که در جوانی در یک مجله همکار بودند، اما سالها از هم دور شدهاند. پس از دیدار مجدد در بیمارستان، مارتا از اینگرید درخواستی تکاندهنده میکند: همراهی او در آخرین روزهای زندگیاش در خانهای اجارهای در حومه شهر، جایی که مارتا قصد دارد با قرصی از دارک وب به زندگی خود پایان دهد. اینگرید، که ابتدا مردد است، میپذیرد در اتاق کناری باشد، بدون اطلاع از زمان دقیق عمل مارتا. فیلم با فلاشبکهایی از گذشته مارتا، از جمله رابطهاش با دخترش میشل و عشق دوران جوانیاش فرد (الکس هوگ اندرسن)، به موضوعات مرگ، دوستی، آزادی شخصی، و آشتی با گذشته میپردازد. سبک بصری آلمودوار با رنگهای پرجنبوجوش (بهویژه قرمز) و ارجاعاتی به «مرده» جیمز جویس، فضایی شاعرانه خلق میکند. با این حال، به دلیل دیالوگهای بیش از حد صریح، فقدان عمق احساسی در مقایسه با آثار قبلی آلمودوار مانند «درد و افتخار»، و پسزمینههای مصنوعی نیویورک، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی سوینتون و مور، و موسیقی آلبرتو ایگلسیاس تحسین شدند، اما فیلم به دلیل داستان خطی و موسیقی گاهی نامتناسب نقد شد.
خلاصه داستان: کنت دو گونزاگ علیه پسر عمویش، دوک دو نورس، نقشه می کشد، حتی اگر او وارث دوک است و دارایی های او را به ارث خواهد برد. کنت وجود حرامزاده دوک را مخفی نگه داشته است که به تازگی متولد شده است. وقتی دوک یاد گرفت ...
خلاصه داستان: یک درام/مستند زیست محیطی که در سراسر جهان فیلمبرداری شده است. قسمتی هیجان انگیز، بخشی مدیتیشن در مورد شگفتی های در حال محو شدن دنیای زیرآبی.