خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، فیلم «پیمپ» به کارگردانی کیکی یی با بازی ککی پالمر در نقش آیزایا بون، دیمون وینز جونیور به عنوان لوک و تدی سیرز، داستانی تلخ و واقعگرایانه از زندگی یک زن جوان روسپی در آتلانتا را روایت میکند که درگیر چرخه خشونت، اعتیاد و فقر است و با وجود روابط پیچیده و خیانتها، آرزوی صعود به جایگاه یک «پیمپ» قدرتمند و مستقل را در سر میپروراند، اما واقعیتهای خشن خیابانها او را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم نفس دوم (۱۹۶۶) به کارگردانی ژان-پییر ملویل، داستان گوست (لینو ونتورا)، یک سارق حرفهای فراری از زندان الجزایر را روایت میکند که پس از بازگشت به پاریس، تلاش میکند زندگی آرامی بسازد اما درگیر توطئهای پیچیده برای دزدی محمولهای عظیم از طلا میشود. پل موريس در نقش بازرس پلیس و رومي اشنایدر به عنوان معشوقهاش، او را در این مسیر پرتنش همراهی میکنند و فیلم با فضای نوآر، خیانتها و وفاداریهای دنیای زیرزمینی، به اوج میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی کردن زندگیاش» ساخته ژان-لوک گدار در سال ۱۹۶۲، با بازی درخشان آنا کارینا در نقش نانا، روایتی مستندگونه از زندگی یک زن جوان پاریسی است که برای رهایی از فقر و پیگیری آرزوهای هنریاش، وارد دنیای فحشا میشود. این اثر در دوازده صحنه جداگانه، با دیالوگهای فلسفی و ارجاعات سینمایی، به کاوش در تمهایی چون آزادی، عشق، مرگ و هویت میپردازد و نانا را در مواجهه با واقعیتهای تلخ جامعه نشان میدهد که نهایتاً به تراژدی ختم میشود.
خلاصه داستان: در فیلم «اگر بمیری، میکشمت» (۲۰۱۷) به کارگردانی سرژ بوزون با بازی آنا گیراردو و تاتیانا ورونو، داستان دو دوست صمیمی به نامهای سارا و بریژیت در یک شهر کوچک فرانسوی روایت میشود؛ سارا عاشق خواننده راک محلی به نام بوب است که به تازگی مرده، اما او با کمک بریژیت دست به ماجراجوییهای عجیب و کمدی میزند تا بوب را از مرگ بازگرداند و عشقش را نجات دهد، در حالی که روابط دوستانهشان با چالشهای خندهدار و احساسی روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «ریو، عاشقتم» محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی جمعی از فیلمسازان برجسته برزیلی مانند کارلوس سالدانا، فرناندو میرلس و ژوزه پادیلیا، مجموعهای از ۱۰ داستان کوتاه عاشقانه و متنوع در شهر رنگارنگ ریو دو ژانیرو است که با بازیگرانی چون بیل موری، رودریگو سانتورو، سیرنا میلر و آنتونی لانگویل روایت میشود و هر بخش نگاهی شاعرانه و منحصربهفرد به عشق، فرهنگ، زندگی شهری و جادوی این شهر ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «انجیل متی» ساخته پیر پائولو پازولینی در سال ۱۹۶۴، روایتی نئورئالیستی و مستندگونه از انجیل متی است که با بازی انریکه ایرازوکی در نقش عیسی مسیح، سوزانا پازولینی به عنوان مریم و ماریو سوکراته در نقش یوسف، داستان تولد معجزهآسای مسیح، تعلیمات الهی او، معجزات شگفتانگیز، خیانت یهودا، محاکمه، مصلوب شدن و رستاخیز او را با زبانی ساده، شاعرانه و نزدیک به متن مقدس به تصویر میکشد و با فیلمبرداری سیاهوسفید در لوکیشنهای واقعی جنوب ایتالیا، عمق ایمانی و انسانی انجیل را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم کمدی-ماجراجویانه «آستریکس و اوبلیکس: خدا بریتانیا را حفظ کن» به کارگردانی لوران تیرار با بازیهای درخشان ژرار دوپاردیو در نقش اوبلیکس، ادوآر بر در نقش آستریکس، فابیس لوشینی به عنوان ژولیوس سزار و کاترین دنوو در نقش ملکه کوردلیا اکران شد. داستان در بریتانیای باستان میگذرد؛ سزار روم که از شکستهای مداوم در برابر گائولهای شکستناپذیر خشمگین است، با فتح بریتانیا قصد انتقام دارد. ملکه بریتانیا از سزار کمک میخواهد، اما او به جای لژیونرها، آستریکس و اوبلیکس را با معجون جادویی به جزیره میفرستد تا مقاومت را درهم بشکنند، غافل از اینکه دو جنگجوی غولپیکر به اشتباه به شورشیان بریتانیایی میپیوندند و با ماجراهای خندهدار و نبردهای حماسی، نقشه سزار را به هم میریزند.
خلاصه داستان: فیلم «اگر چهار شتر یکبرگ داشتم» ساخته کریس مارکر در سال ۱۹۶۶، یک اثر مستند شاعرانه و تجربی است که از مجموعهای از تصاویر آرشیوی سفرهای مارکر به نقاط مختلف جهان مانند چین، اسرائیل، ژاپن و سیبری تشکیل شده و با شعرهای الهامبخش و موسیقی زیبا همراه است؛ این فیلم کوتاه بدون روایت خطی، خاطرات شخصی، تصاویر خیابانی و مناظر فرهنگی را به صورت collageای زیبا به نمایش میگذارد و کاوشی عمیق در هویت، سفر و گذر زمان ارائه میدهد، بدون حضور بازیگران اصلی و تمرکز بر جنبههای بصری و صوتی خیرهکننده.
خلاصه داستان: فیلم کافه فلور (۲۰۱۱) به کارگردانی ژان-مارک واله، دو داستان موازی را به تصویر میکشد: در مونترال سال ۲۰۱۱، آنتوان (کوین پرنت) دیجی موفقی است که با جدایی از همسر سابقش کارول (هلن فلورانت) و عشق جدیدش رزی (ونسا پارادیس) درگیر چالشهای عاطفی است، و در پاریس دهه ۱۹۶۰، مادری به نام رزی (ونسا پارادیس) با عشق بیحد به پسر معلولش لوران (امیل واله) او را از مرگ نجات میدهد و بزرگ میکند. این روایتهای بههمپیوسته، کاوشی عمیق در عشق، جدایی و پیوندهای ماورایی است که با موسیقی و تصاویر خیرهکننده، تماشاگر را مسحور میکند.
خلاصه داستان: فیلم «کلیدهای سارا» ساخته ژیل پاکه-برنر در سال ۲۰۱۰، داستان دوگانهای را روایت میکند که در دو بازه زمانی ۱۹۴۲ و ۲۰۰۹ رخ میدهد؛ در پاریس اشغالی توسط نازیها، دختری ۱۰ ساله یهودی به نام سارا استارزینسکی (با بازی نلیت فاروآر)، برای نجات برادر کوچکش از دستگیری، او را در کمد آپارتمانشان قفل میکند و کلید را نگه میدارد، اما خودش به اردوگاه کار اجباری منتقل میشود. دههها بعد، خبرنگار آمریکایی جولیا جرماکووا (کریستین اسکات توماس) در حال تحقیق برای مقالهای درباره سالگرد دستگیری یهودیان پاریس، آپارتمان خانواده سارا را کشف میکند و سفری احساسی و پرماجرا برای کشف راز کلید آغاز میشود، با بازیگرانی چون نیلز آرستروپ و آیدان کوئین که عمق درام هولوکاست و میراث خانوادگی را به تصویر میکشند.