خلاصه داستان: یک زن جوان و جاهطلب به نام ژانت در پاریس دهه ۱۹۲۰ با یک کارخانهدار ثروتمند به نام ژرژ ازدواج میکند. زندگی آنها با ورود شارلوت، دوست قدیمی ژانت که حالا یک خواننده مشهور است، دگرگون میشود. شارلوت در گذشته با ژرژ رابطهای عاشقانه داشته و حالا قصد بازپس گرفتن او را دارد. در همین حال، ژانت نیز به دنبال فرار از زندگی ملالآور خود است و با نقاش جوانی به نام آندره آشنا میشود. این درگیریهای عاطفی و توطئههای عاشقانه در قالب یک کمدی موزیکال پر از شوخطبعی و موسیقی به تصویر کشیده میشود و تماشاگر را به دنیایی از عشق، خیانت و آشفتگیهای طنزآمیز میبرد. فیلم محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی آلن رنه و با بازی سابین آزما، ایزابل کاره و اودری توتو است.
خلاصه داستان: در ایرلند سال ۱۹۳۱، جیمی گرالتون، فعال سیاسی چپگرا که به دلیل فعالیتهایش ده سال قبل تبعید شده بود، به زادگاهش بازمیگردد تا از مزرعه خانوادگی مراقبت کند. او با اصرار جوانان محلی، سالنی را که سالها قبل برای رقص، موسیقی، شعرخوانی و بحثهای آزاد ساخته بود، دوباره بازگشایی میکند. این سالن به سرعت به مکانی برای گردهمایی، شادی و تبادل اندیشه تبدیل میشود، اما این فعالیتها با مخالفت شدید کشیش محافظهکار و مقامات کلیسا مواجه میشود که آن را تهدیدی برای نظم اجتماعی و مذهبی حاکم میدانند. درگیری میان جیمی و حامیانش با نهادهای مذهبی و سیاسی بالا میگیرد و او را در مسیری قرار میدهد که باید بین آرمانهای آزادیخواهانه خود و فشارهای جامعه سنتی یکی را انتخاب کند. این فیلم درام تاریخی به کارگردانی کن لوچ، با بازیگری بری وارد، فرانسیس مکگی و سیمون کربی، داستانی الهامبخش از مقاومت در برابر سانسور و استبداد را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک زوج انگلیسی ثروتمند به نامهای کاترین (با بازی اینگمار برگمان) و الکس جویس (با بازی جورج ساندرز) برای فروش یک ویلا در ناپل به ایتالیا سفر میکنند. آنها در طول این سفر کوتاه، در مواجهه با تاریخ، هنر و زندگی ایتالیایی، به تدریج از یکدیگر فاصله میگیرند و بحران عمیقی در ازدواج خود را تجربه میکنند. این فیلم در سال ۱۹۵۴ توسط روبرتو روسلینی، کارگردان برجسته نئورئالیسم ایتالیا، ساخته شد و به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمای مدرن اروپا شناخته میشود که به کاوشی ظریف و عمیق در فروپاشی یک رابطه عاطفی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «دریای کنار» به کارگردانی آنجلینا جولی در سال ۲۰۱۵ ساخته شد و خودش به همراه برد پیت در نقشهای اصلی ظاهر شدند. داستان درباره زوجی آمریکایی به نامهای رولاند و ونسا است که در دهه ۱۹۷۰ به یک شهر ساحلی زیبا در فرانسه سفر میکنند تا با مشکلات زناشویی خود کنار بیایند. آنها در هتلی اقامت میکنند و به تدریج با زوج جوانی که در اتاق کناری آنها ساکن هستند، آشنا میشوند. این آشنایی باعث میشود تا رازهای پنهان و تنشهای عمیق در رابطه رولاند و ونسا آشکار شود و بحران عاطفی آنها به اوج برسد. فیلم با فضایی آرام و تصاویر خیرهکننده از دریا، به کاوشی عمیق در موضوعاتی مانند اندوه، خیانت و تلاش برای بهبودی یک رابطه آسیبدیده میپردازد.
خلاصه داستان: «زندگی شگفتانگیز و هولناک لنی ریفنشتال» (۱۹۹۳) یک مستند تحسینبرانگیز به کارگردانی رای مولر است که پرترهای عمیق و چندوجهی از لنی ریفنشتال، کارگردان جنجالی آلمانی ارائه میدهد. این فیلم که با نام اصلی «Die Macht der Bilder: Leni Riefenstahl» نیز شناخته میشود، در قالب یک مصاحبه سه ساعته، زندگی و حرفه این هنرمند بحثبرانگیز را از دوران بازیگری در فیلمهای کوهستان «کوه فیلم» تا کارگردانی آثار تبلیغاتی قدرتمند برای رژیم نازی مانند «پیروزی اراده» و «المپیا» بررسی میکند. ریفنشتال در این گفتوگوی صریح، به دفاع از کار خود به عنوان «هنر ناب» میپردازد و هرگونه همکاری آگاهانه با ایدئولوژی نازی را انکار میکند، در حالی که فیلم با بهرهگیری از تصاویر آرشیوی و مصاحبههای تکمیلی، دیدگاههای انتقادی را نیز مطرح میسازد. این مستند به پرسشهای بنیادین درباره رابطه هنر و اخلاق، مسئولیت هنرمند در قبال قدرت و امکان جداسازی زیباییشناسی از محتوای ایدئولوژیک میپردازد و تصویر پیچیدهای از زنی ارائه میدهد که هم به عنوان یک نابغه سینمایی و هم به عنوان یک همکار رژیم نازی شناخته شده است. این اثر نه تنها یک پرتره شخصی، بلکه یک کاوش عمیق در ماهیت ابزار هنر و قدرت تصاویر در شکلدهی به ادراک تاریخی است.
خلاصه داستان: فیلم «آوتساید د لا» (Outside the Law) محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی رشید بوشارب، روایتگر داستان سه برادر الجزایری است که زندگیشان در مسیر مبارزه برای استقلال الجزایر از فرانسه تغییر میکند. این سه برادر پس از آنکه خانوادهشان در جریان درگیریهای استعماری از خانه خود در الجزایر رانده میشوند، هر یک مسیر متفاوتی را در پیش میگیرند: یکی به مبارزه مسلحانه در جبهه آزادیبخش ملی الجزایر میپیوندد، دیگری به عنوان یک بوکسور در مارسی مشغول میشود و سومی به تحصیل در دانشگاه روی میآورد. فیلم با بازی درخشان جمال الدبوز، روشدی زم و سامی بوعجیله، مبارزات این خانواده را در بستر تاریخی دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی به تصویر میکشد و تضاد بین آرمانهای انقلابی، تعهدات خانوادگی و هویت فردی را به زیبایی بررسی میکند. این اثر که دنبالهای معنوی بر فیلم «درباره گذشته» (Days of Glory) محسوب میشود، نگاهی عمیق به پیامدهای استعمارزدایی و هزینههای انسانی جنگ برای آزادی دارد.
خلاصه داستان: یک پسر یتیم به نام جک در روزی سرد و یخزده در ادینبرو به دنیا میآید، اما قلب او یخزده است. مادلین، یک زن مهربان و مرموز که به او مامان میگوید، یک ساعت کوکو را جایگزین قلب او میکند تا او را زنده نگه دارد. جک با سه قانون طلایی بزرگ میشود: هرگز نباید به ساعت کوکو دست بزند، هرگز نباید خشم خود را از کنترل خارج کند و مهمتر از همه، هرگز نباید عاشق شود. اما وقتی جک به یک خواننده خیابانی زیبا به نام میس آکاسیا برمیخورد، اوضاع پیچیده میشود. عشق او به میس، او را در یک سفر شگفتانگیز و پرخطر از اسکاتلند تا اسپانیا میکشاند، جایی که او با جک دلهرهآور، یک مرد شرور و فریبنده، روبرو میشود. این انیمیشن موزیکال فرانسوی در سال ۲۰۱۳ توسط استفان برلی و متیو مالزی ساخته شده و صداپیشگی اورلان، گراند کورپ، و ماری وینترنات را به همراه دارد.
خلاصه داستان: کارمین (پنهلوپه کروز) و همسرش آلخاندرو (ریکاردو دارین) به همراه دو فرزندشان برای شرکت در مراسم عروسی خواهرش در زادگاهش اسپانیا به روستایی کوچک سفر میکنند. این سفر خانوادگی که قرار بود پر از شادی و دیدارهای قدیمی باشد، ناگهان با ربوده شدن دخترشان، آیرین، به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. در میان هرج و مرج و جستجوهای بیثمر، یک تماس تلفنی از آدمرباها همه چیز را پیچیدهتر میکند؛ آنها نه پول میخواهند و نه درخواست مشخصی دارند، بلکه رازی قدیمی را فاش میکنند که سالها در دل این خانواده پنهان مانده بود. حالا کارمین و پاکو (خاویر باردم)، کشاورز محلی و دوست قدیمی خانواده، باید گذشتهای را کنار بزنند که همه فکر میکردند دفن شده است. در این میان، رازهای خانوادگی یکی پس از دیگری آشکار میشوند و به همه ثابت میکند که هیچ رازی برای همیشه پنهان نمیماند. اصغر فرهادی در این تریلر روانشناختی با بازی درخشان ستارگانی چون کروز، باردم و دارین، داستانی پرتعلیق و عمیق را درباره خانواده، خیانت و پیامدهای انتخابهای گذشته روایت میکند. این فیلم در سال ۲۰۱۸ ساخته شده و در جشنواره کن ۲۰۱۸ به نمایش درآمد.
خلاصه داستان: یک دختر جوان فرانسوی-الجزایری به نام سلیمه در دهه ۱۹۹۰ میلادی، در آستانه رسیدن به سن قانونی، با چالشهای هویتی و خانوادگی مواجه میشود. او که در خانوادهای مرفه و روشنفکر بزرگ شده، عاشق پسری به نام جولین میشود که از خانوادهای سنتیتر و محافظهکار است. این رابطه عاشقانه، تضادهای فرهنگی و اجتماعی را برای سلیمه آشکار میکند و او را به بازنگری در هویت خود و تعلقات خانوادگیاش وادار میکند. کارگردان این فیلم کامیلا ژوآن، داستانی ظریف و شخصی از بلوغ، عشق و جستجوی هویت در بستر تاریخی-اجتماعی فرانسه را روایت میکند.
خلاصه داستان: «ناتالی...» (۲۰۰۳) فیلمی درام و روانشناختی به کارگردانی آن فونتن و با بازی فنی آردان، ژرار دوپاردیو و امانوئل بئار است. برنارد، استادی موفق و همسرش کاترین، زندگی آرامی دارند تا اینکه کاترین متوجه رابطه پنهانی شوهرش میشود. برای کشف حقیقت، او به یک بار میرود و با ناتالی، دختری جوان و اغواگر آشنا میشود. کاترین به او پول میدهد تا با برنارد قرار بگذارد و جزئیات این رابطه را برایش تعریف کند. اما آنچه آغاز شد به عنوان یک بازی برای کشف خیانت، به تدریج به یک درام پیچیده عاطفی تبدیل میشود که مرزهای واقعیت و خیال را در هم میآمیزد و زندگی هر سه نفر را برای همیشه تغییر میدهد.