خلاصه داستان: یک کامیوندار صرب در سال ۱۹۹۹، در آستانه بمباران ناتو، مأموریت مییابد تا محمولهای مرموز را از کوزوو به بلگراد منتقل کند. او که از ماهیت واقعی بار خود بیخبر است، در طول این سفر خطرناک و نفسگیر، با واقعیتهای هولناک جنگ و فاجعهای انسانی روبرو میشود که وجدانش را به چالش میکشد. این فیلم درام جنگی به کارگردانی اوگن گاوریلوویچ، با بازی لئون لوچف، پاوله مکسیموویچ و تاماش استرزیچ، داستانی تکاندهنده از پیامدهای مخرب درگیریهای قومی و بار سنگین تصمیمهایی است که یک انسان عادی در شرایط استثنایی مجبور به تحمل آن میشود.
خلاصه داستان: در منطقهای دورافتاده، گروهی از ساکنان یک آپارتمان در زیرزمین ساختمان پناه میگیرند تا از یک فاجعه هستهای در شهر نیویورک جان سالم به در ببرند. آنها با کمبود غذا، آب و امکانات اولیه مواجه میشوند و به تدریج، ترس و ناامیدی بر آنها غلبه میکند. با گذشت زمان، تنشها و درگیریها میان افراد گروه افزایش مییابد و هر یک از آنها برای بقا دست به کارهایی میزنند که پیش از این تصورش را هم نمیکردند. این فیلم که در سال ۲۰۱۱ به کارگردانی زاوین برینر ساخته شده، با بازی مایکل بین، لورن جرمن، میلو وینتیمایلیا و رز مکگوآن، داستانی تاریک و نفسگیر از فروپاشی انسانیت در شرایط بحرانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در بیروت، دکتر امین جعفر، جراح برجسته عرب-اسرائیلی که در تل آویو زندگی میکند، زندگی ایدهآلی دارد و به عنوان یک شهروند نمونه شناخته میشود. اما این زندگی آرام با یک انفجار مهیب در یک رستوران فرو میپاشد که در آن چندین نفر کشته میشوند. تحقیقات پلیس نشان میدهد که بمبگذار یک زن بوده و همه شواهد به همسر دکتر جعفر، سیهام، اشاره دارند. در حالی که همسرش در این انفجار کشته شده، دکتر جعفر که حاضر به پذیرش این واقعیت نیست، برای یافتن حقیقت به مناطق تحت کنترل فلسطینیان در کرانه غربی سفر میکند. او در این سفر خطرناک با واقعیتهای تلخ، تعصبات عمیق و رازهای تاریکی روبرو میشود که همه چیز را که درباره همسرش و هویت خودش میدانست، زیر سوال میبرد. این فیلم به کارگردانی زئیر دواریه محصول سال ۲۰۱۲، با بازیگری علی سلیمان در نقش دکتر جعفر، داستانی عمیق و پرتنش درباره تروریسم، هویت و عشق را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک فیلم علمی-تخیلی هیجانانگیز محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی جیمز پونسولت که بر اساس رمانی از دیو اگرز ساخته شده است. فیلم با بازی اما واتسون در نقش میه هالند، یک کارمند جوان و بلندپرواز در شرکت فناوری پیشرفتهای به نام «دایره» است. این شرکت که توسط شخصیتی کاریزماتیک به نام ای. بیلی (با بازی تام هنکس) اداره میشود، نوید جهانی شفاف و بدون راز را میدهد. میه که تحت تأثیر ایدههای انقلابی شرکت قرار میگیرد، به تدریج درگیر پروژههایی میشود که حریم خصوصی را به کلی نابود میکنند. او با پیشرفت در شرکت، متوجه پیامدهای وحشتناک این شفافیت اجباری میشود و در مواجهه با انتخاب دشواری قرار میگیرد که آینده بشریت را تحت تأثیر قرار خواهد داد. جان بویگا، کارن گیلان و پاتون اسوالت نیز در این فیلم نقشآفرینی میکنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «طبلزن حلبی» به کارگردانی فولکر اشلوندورف و بر اساس رمان گونتر گراس، روایتگر زندگی اسکار ماتزرات، پسری است که در سال ۱۹۲۴ در شهر آزاد دانزیگ به دنیا میآید و در سه سالگی با تصمیمی آگاهانه رشد خود را متوقف میکند. او که با طبل حلبی خود جداییناپذیر است، دنیای اطراف خود را از طریق نگاه تیزبین و طبلزنیهایش مشاهده و تفسیر میکند. فیلم که در سال ۱۹۷۹ ساخته شده و بازی دیوید بننت در نقش اسکار، ماریو آدورف در نقش آلفرد ماتزرات و آنگلیکا واکر در نقش ماریا را به تصویر میکشد، با دنبال کردن زندگی اسکار در خلال سالهای جمهوری وایمار و به قدرت رسیدن نازیها، تصویری تلخ و گروتسک از جامعه آلمان در آن دوران ارائه میدهد. اسکار که شاهد بیعدالتیها و پوچی دنیای بزرگسالان است، از طبل خود به عنوان ابزاری برای اعتراض و بیان حقایق استفاده میکند و در نهایت، سرنوشت او و خانوادهاش با تاریخ پرتلاطم آلمان گره میخورد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «پرورشگاه» (The Orphanage) محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی خوآن آنتونیو بایونا و تهیهکنندگی گییرمو دل تورو: لورا (با بازی بلانکا پورتیلو) به همراه همسرش کارلوس (فرناندو کایو) و پسر کوچکشان سیمون (راجر پرینسپ) به خانه دوران کودکی خود، یک پرورشگاه قدیمی، بازمیگردند تا آن را به یک مرکز نگهداری از کودکان معلول تبدیل کنند. اما سیمون که دچار مشکلاتی است، شروع به برقراری ارتباط با دوستان خیالی میکند و به تدریج، رازهای تاریک و ترسناک گذشته پرورشگاه آشکار میشود. زمانی که سیمون به طور مرموزی ناپدید میشود، لورا برای یافتن او باید با ارواح گذشته و حقیقت هولناک آنچه در پرورشگاه رخ داده است، روبرو شود.
خلاصه داستان: این انیمیشن خیالانگیز و بیکلام، داستان مردی را روایت میکند که پس از غرق شدن کشتیاش، خود را در یک جزیره دورافتاده و غیرمسکونی مییابد. او تلاش میکند تا با ساختن کلک از جزیره فرار کند، اما هر بار توسط یک لاکپشت غولپیکر قرمز مرموز از این کار بازمیماند. پس از رویارویی خشن با این موجود، مرد متوجه میشود که لاکپشت در واقع یک زن افسانهای است و این آغازگر رابطهای عمیق و سفر آنها از تنهایی به سوی عشق، خانواده و پذیرش چرخه زندگی در هماهنگی با طبیعت بکر جزیره میشود. این فیلم که حاصل همکاری بینالمللی استودیو ژاپنی «هیائو میازاکی» (Studio Ghibli) و کارگردان هلندی، میشا دِماز (Michaël Dudok de Wit)، است، در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و داستانی جهانی و نمادین را درباره بقا، عشق و ارتباط انسان با طبیعت به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «عشاق» (The Lovers) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی عظیم جوزف و با بازی دبرا وینگر و تریسی لتس، داستان زوجی میانسال به نامهای ماری و مایکل را روایت میکند که پس از سالها زندگی مشترک، رابطهشان به سردی گراییده و هر دو درگیر روابط عاشقانه خارج از ازدواج شدهاند. ماری با نویسندهای به نام رابرت و مایکل با رقصندهای جوان به نام لوسی ارتباط دارند. زمانی که پسرشان جوئل قرار است برای تعطیلات به خانه بیاید، این زوج تصمیم میگیرند برای حفظ ظاهر، روابط خارجی خود را موقتاً متوقف کرده و وانمود کنند که همه چیز خوب است. اما در کمال تعجب، همین نزدیکی اجباری و بازی کردن نقش زوجی خوشبخت، بار دیگر جرقههای عشق و صمیمیت را بین آنها روشن میکند و آنها را در موقعیتی پیچیده و طنزآمیز قرار میدهد که باید بین زندگی قبلی و احساسات تازهیافته خود انتخاب کنند.
خلاصه داستان: جیسون استاتهام در نقش فرانک مارتین، راننده حرفهای و متخصص تحویل کالاهای خاص، در قسمت دوم این فرنچایز اکشن به میامی میرود. او این بار به عنوان راننده شخصی خانواده دولتی کار میکند و از پسر کوچک آنها محافظت میکند. وقتی گروهی از تبهکاران بینالمللی به رهبری الساندرو گاسمان، پسر رئیس جمهور را میدزدند و او را به یک ویروس مرگبار آلوده میکنند، فرانک باید در یک تعقیب و گریز نفسگیر در خیابانهای میامی، با ماشینهای پرسرعت و مبارزات تن به تن، جان پسر بچه را نجات دهد و نقشه شیطانی آنها را خنثی کند. لوک بسون و کارگردان لوئس لتریر در سال ۲۰۰۵ این اکشن پرسرعت را با صحنههای رانندگی خیرهکننده و سکانسهای رزمی تحسینشده استاتهام به مخاطبان عرضه کردند.
خلاصه داستان: فیلم «زمانی که باقی میماند» (The Time That Remains) به کارگردانی الیا سلیمان، کارگردان فلسطینی، در سال ۲۰۰۹ ساخته شد. این فیلم نیمهاتوبیوگرافیک که در جشنواره فیلم کن ۲۰۰۹ به نمایش درآمد، داستان زندگی خانواده سلیمان را از سال ۱۹۴۸ تا به امروز روایت میکند. فیلم با بازی الیا سلیمان در نقش خودش، همراه با سایر بازیگران فلسطینی، روایتی طنزآمیز و در عین حال تلخ از زندگی در ناصره تحت اشغال اسرائیل ارائه میدهد. داستان در چهار بخش زمانی مختلف روایت میشود: سال ۱۹۴۸ و جنگ اعراب و اسرائیل، سال ۱۹۷۰ و دوران کودکی الیا، سال ۱۹۸۰ و جوانی او، و در نهایت زمان حال که الیا به عنوان یک کارگردان سینما به ناصره بازمیگردد. فیلم با نگاهی شاعرانه و کمیک به مسائل جدی سیاسی و اجتماعی میپردازد و تصویری منحصر به فرد از هویت فلسطینی و مقاومت روزمره ارائه میدهد.